جلسه ششم از دوره چهل و یکم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودکی با استادی راهنمای مسافر محمد، نگهبانی مسافر عبد و دبیری مسافر حمید، با دستور جلسه: « بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان(کتابها) » شنبه 29 مهر 1405 ساعت 17 آغاز به کار کرد.
.png)
سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم یک مسافر، ابتدا از نگهبان جلسه و آقا محسن و آقا علیرضا که این فرصت را به من بخشیدند تا خدمت کنم تشکر میکنم.
خداوند را شکر میکنم که در جمع شما هستم شاید این اولین باری است که نشستن در این جایگاه و صحبت راجع به جناب مهندس برایم سخت است، یک لیستی از دستاوردهای جناب مهندس نوشته بودم اما در این لحظه که در جلسه نشستم به دل من ننشست که از روی آن بخواهم روخوانی کنم.
غم بزرگ؛ صبر بزرگی هم میخواهد، میدانم در دل یکایک شما هم غم بزرگی از جای خالی جناب مهندس هست ولی به خاطر حفظ انضباط و نظم کنگره و به خاطر حفظ این ساختاری که ایشان برای ما گذاشته است؛ هیچکدام از ما شجاعت بروز دادن آن غم بزرگ را نداریم.
دستاورد جناب آقای مهندس من هستم، منی که آرزوی خودکشی میکردم؛ منی هستم که در نیمههای شب به همین کوههای وردیج میرفتم؛ فریاد میکشیدم و از خداوند میخواستم که شجاعت خودکشی را به من بدهد، خیلی وقتها در زندگی به جایی رسیدم که دیگر توان ادامه دادن نداشتم؛ در صورتی که نمیدانستم یک نوری در من هست که میخواهد من را از بند تاریکیها رها کند.
دستاورد جناب مهندس شماهایی هستید که رها شدهاید و یا در حال سفر کردن هستید، شاید بعضی از شما شکست هم خوردید ولی ناامید نشدید و دارید دوباره حرکت میکنید و راه را ادامه میدهید
راجع به جناب مهندس که صحبت میکنم؛ یک غمی را احساس میکنم، امسال شاید در سایت مرکز که خدمت میکردم چند بار میتوانستم مهندس را ببینم این اواخر ولی هربار بنا بر شرایطی گذاشتم برای دفعهی بعدی اما دست روزگار این جسم نورانی و ارزشمند را از ما گرفت.
دستاورد جناب مهندس کتاب ۶۰ درجه است؛ کتابی که برای اولین بار در دنیا یک تجربه را به یک علم ارزشمند تبدیل کرد.
تجربهای که انسانهای زیادی را از تاریکی بیرون کشید؛ تجربهای که فرزندان زیادی را به پدر و مادرهایشان برگرداند و بالعکس؛ تجربهای که زوجهای زیادی را با یکدیگر آشتی داد و از تاریکیها بیرون آورد.
دستاوردهای جناب مهندس؛ احیای آدمهایی است که هر روز آرزوی مرگ میکردند.
دستاورد جناب مهندس کتاب عشق است؛ امروز که راجع به کتاب عشق فکر میکردم به یاد سالها پیش یعنی دوران کنکور افتادم که کتابهایی مثل گام به گام و گاج و ... وجود داشت تاکه مرحله به مرحله آموزش لازم را بدهد و تا آنکه آدم به قبولی برسد؛ دیدم کتاب عشق هم همینطور است ولی با این تفاوت که دست یکایک مارا میگیرد و این مسیر را راهبری میکند تاکه از آزمون الهی با نمره قبولی عبور کنیم؛ تاکه به آرامش برسیم.
امسال با فقدان جناب مهندس در این روزها برای دومین بار بعد از دست دادم پدرم احساس یتیمی کردم و خیلی برایم سخت بود.
ولی خب جناب مهندس زنده هستند در سیدیهایشان؛ در کتابهایشان، هرباری که شما یک سیدی از ایشان گوش کنید که در ابتدای آن میگویند سلام دوستان من حسین هستم یک مسافر و حال من خوب است؛ امیدوارم که حال شما نیز خوب باشد؛ در چنین لحظهای شما پای صحبتهای آن حیّ مهندس نشستهاید؛ مهندسی که حاضر است و حضور دارد.
خوش به حال آنهایی که هنوز مهندس را شروع نکردهاند؛ هنوز کلی سیدی برای گوشدادن از جناب مهندس دارند و هنوز خیلی چیزها را از مهندس ندیدهاند و نشنیدهاند.
حتما کتابهای ایشان را مطالعه داشته باشید مخصوصا کتاب چهارده مقاله؛ کتاب حال خوش و کتاب ادموند و هلیا که بتوانید به رمز هستی پیببرید.
جناب مهندس انسانی بود که برای ما رمز هستی و دانشهای کشف نشده بسیاری را کشف کرد و معنای آنها را شکافت.
من تا قبل از کنگره میتوانم بگویم که به همه دنیا ظلم کردم، امروز که میبینم به لطف دانش جناب مهندس به جایگاهی رسیدم که امید یک خانواده در این است که من یک رهجو را به درمان برسانم؛ این دستاورد جناب مهندس است و دستاورد من نیست.
امیدوارم همه ما پیوند محبتی را که خود جناب مهندس همیشه میخواستند بعد از ایشان با استاد امین داشته باشیم را برقرار کنیم و بتوانیم نهایت حمایت را از ایشان کنیم.
باید سعی کنیم درست سفر کنیم و درست زندگی کنیم؛ اگر اینکار را کردیم مهندس همیشه در دلهای ما زنده است و اگر این کار را نکردیم همیشه یک حسرتی در دل خواهیم داشت.
از توجه شما به صحبتهای من متشکرم.
.jpg)
گزارش تصویری از تهیه و توزیع غذا:
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری مسافر بابک
تایپ و عکاسی: مسافر محمد و مسافر ابوالفضل
- تعداد بازدید از این مطلب :
1