English Version
This Site Is Available In English

باید قدم های محکم تری در راستای روشن نگه داشتن چراغ کنگره برداریم

 باید قدم های محکم تری در راستای روشن نگه داشتن چراغ کنگره برداریم

دومین جلسه از دوره دهم، سری کارگاه‌های آموزشی کنگره شصت ،ویژه لژیون سردار شعبه ابن سینا ، به استادی مسافر پهلوان علی ، نگهبانی مسافر موسی ،خزانه داری مسافر سجاد ، و دبیری  مسافر رسول با دستور جلسه "بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای علمی ایشان (کتاب ها)" در روز دوشنبه مورخ 27 مهر ۱۴۰۵راس ساعت ۱۵:۳۰ آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم، یک مسافر. خدا را شکر میکنم بابت حضورم در این شعبه. تشکر میکنم از نگهبان جلسه که اجازه داد من بیایم و از وجود شما عزیزان، گرمای وجودتان استفاده کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم شعبه و مرزبانها و عزیزانی که باعث شدند این بستر فراهم شود تشکر میکنم. دستور جلسه ما بزرگداشت آقای مهندس و دستاوردهای ایشان و کتابها است. در رابطه با کشف متد D.S. T.، هفته گذشته دستور جلسه ما بود و در موردش راهنمای عزیز و عزیزان مشارکت کردند آقای مهندس در قلب تک تک ما نفوذ پیدا کرد، از طریق محبت، از طریق عشق.

چه کسی میتواند در زندگی انسان بیاید که این قدر در خانوادههایمان ، پدر، مادروهمسر از طریق قلبها نفوذ کرده باشد. آقای مهندس  نوری است که هرگز خاموش نمیشود. به نظر من اینجوری است: آقای مهندس نوری است که هرگز خاموش نمیشود.بزرگی آقای مهندس هیچ کدام از ما پوشیده نیست. همه ما میدانیم آقای مهندس چه آدم عزیزی بود، چه آدم بزرگی بود، چه زندگیهایی را برگرداند، چه خانوادههایی در حال متلاشی شدن بودند، چه دخترها و پسرهایی در حال طلاق گرفتن بودند، در حال از بین رفتن بودند ولی زندگیشان دوباره جان گرفت و گلستان شد.

انسان هایی که در خاکسترها مدفون شده بودند، دوباره برگشتند به آغوش گرم خانواده هایشان، به واسطه وجود نازنین آقای مهندس و پسر عزیزش، دکتر امین و خانواده محترمشان .خب ماهم باید نفسمان را چاق کنیم، از اینجا به بعد درحرکتمان قدمهای محکمتری برداریم که انشاءالله به امید خدا کمک کنیم در راستای روشن نگه داشتن این چراغی که سالیان سال روشن نگهداشته شده.آقای مهندس، سینه به سینه چرخاندند از طریق بزرگان ما، پیشکسوتهای ما، رساندند دست ما، و ما باید این امانت را به درستی نگهداری کنیم ازش و به صاحبان اصلی خودش برگردانیم، تا کسانی که در این خیابانها، زیرپلها،دخترها و پسرهایی که نیاز به یاری دارند و در منجلاب اعتیاد گیر کرده اند بیایند و به درمان برسند.

اقای مهندس همیشه میگوید: «دیگران کاشتند و ما خوردیم،وحالا نوبت ماست.» یکی از دستاوردها و آن یادگاریهایی که آقای مهندس گذاشت و پایه اش را بنا کرد، لژیون سردار(مالی ) بود که همیشه هم میفرمودند که «گاوی که نان گدایی میخورد، شخم نمیزند.» اگر چراغ اینجا روشن است، تک تک بچه های مصرف کننده آمدند این کار را کردند.همه جوره دست تو دست هم گذاشتند، آمدند جلو تا به اینجا رساندند لژیون سردار را و چراغش را روشن نگه داشتند. لژیون سردار یعنی این صندلی.لژیون سردار یعنی چراغی که اینجا روشن است. لژیون سردار یعنی مرزبان ها، پهلوان ها، یعنی راهنمای تازه واردین، یعنی راهنمای D.S.T، یعنی سفراولی.

در ساختمان سیمرغ اکثر بچه ها خدمت میکنند، آنجا میآیند، زیارتشان میکنم .قلب تپنده کنگره ۶۰ ساختمان سیمرغ است. تمام دیده بان ها اینجا هستند. هر دیده بانی در یک دفتر ۱۵ تا ۲۰ تا دستیار دارد که همه شان در سراسر کشور دارند حرکت میکنند،که چراغ کنگره ۶۰ روشن بماند، در تمام نقاط کشور.هرچه از زمان آقای مهندس، از رفتن به سفر آقای مهندسی میگذرد، عظمت آقای مهندس بیشتر نشان داده میشود، که چه آدم بزرگی بود و چه کار برای انسان ها کرد.دوست دارم که از مشارکت دیگر عزیزان استفاده کنم. از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، از همه شما متشکرم.

تنظیم و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوازدهم

عکس: مرزبان خبری

نگارنده: مسافر علی لژیون بیستم

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...