
به نام قدرت مطلق الله
موضوع: برداشت از سیدی حق
خداوند میفرماید که من زمین و آسمان را بر اساس حق آفریدم. در جای دیگری نیز اشاره میکند که من اینها را برای بازیچه نیافریدم. این دو جمله مکمل یکدیگر هستند؛ یعنی آفرینش بر اساس حق صورت گرفته است و اگر غیر از این بود، همهچیز فرو میریخت و از بین میرفت.
در اینجا مفهوم بسیار مهمی برای ما بیان میشود. چه چیزی مهمتر از آفرینش آسمانها و زمین است؟ در جای دیگری از کلامالله اشاره شده است که آفرینش آسمانها و زمین از آفرینش انسان مهمتر است. در اینجا ممکن است فکر کنیم که انسان کاملترین موجود است و بالاتر از او چیزی وجود ندارد.
در جای دیگری نیز آمده است که ما انسان را در بهترین ساختار آفریدیم. به همین دلیل تصور میکنیم که موجودی بهتر از انسان وجود ندارد؛ اما واقعیت این است که مهمترین اصل در آفرینش، حق و راستی و درستی است. خلقت بهگونهای آفریده شده است که بر اساس حق و عدالت استوار باشد. اگر این ساختار بر پایه عدالت نبود، از بین میرفت.
بنابراین، دانستن حقیقت که در نوشتارها به آن اشاره میشود، همان شناخت علم راستین و عدالت است. تمام مفاهیمی که از این اصل سرچشمه میگیرند، بر اساس حق و عدالت شکل گرفتهاند. گاهی انسانها حقیقت را اشتباه برداشت میکنند و همین موضوع شکاف و اختلاف به وجود میآورد. بنابراین، برای انسان اهمیت دارد که بداند حقیقت چیست و طالب حق و حقیقت باشد.
اگر انسان در مسیر تکامل از حقیقت دور شود، با مشکلات مختلفی روبهرو میشود و جهنمی برای خود میسازد و وارد آن میشود. به همین دلیل، حقیقت باید در وجود انسان جایگاه ویژهای داشته باشد. بسیاری از انسانها متوجه نیستند که چه چیزی حقیقت است و چه چیزی حقیقت نیست. ممکن است ما چیزی را حقیقت بدانیم، درحالیکه واقعاً حقیقت نداشته باشد. نیروهای منفی نیز در همین مسیر حرکت میکنند و حقیقت را به شکل دیگری نشان میدهند.
نیروهای منفی میدانند که اگر انسان در مسیر حقیقت حرکت کند، در صراط مستقیم قرار میگیرد. بنابراین، اگر بتوانند انحراف کوچکی در مسیر انسان ایجاد کنند، به هدف خود میرسند؛ زیرا انحراف بزرگ بهراحتی دیده میشود و انسان متوجه میشود که مسیر را اشتباه میرود، اما تشخیص انحرافهای کوچک دشوار است. نیروهای منفی از همین روش استفاده میکنند.
انحرافات کوچک در زندگی ممکن است در ابتدا دیده نشوند، اما پس از گذشت چندین سال آثار خود را نشان میدهند. هیچ انسانی دوست ندارد در مسیر خلاف و نابودی حرکت کند. تنها درصد کمی از افراد ممکن است آگاهانه چنین مسیری را انتخاب کنند. همه انسانها تلاش میکنند در مسیر درست باشند.
زمانی که انسان این موضوع را درک کند، کمتر عصبانی میشود؛ زیرا میفهمد که اشتباه دیگران نیز بخشی از آموزش آنهاست. انسانها گاهی به این دلیل اشتباه میکنند که آگاهی لازم را ندارند و نمیدانند کار درست چیست. بنابراین، بسیاری از خطاهای آنها از روی عمد و غرض نیست.
وقتی انسان از اشتباهات دیگران به هم میریزد، ممکن است تصمیم نادرستی بگیرد و انتخاب غلطی انجام دهد و در نتیجه، چرخهای نامناسب شکل بگیرد. بااینحال، باید بتوانیم در برابر اشتباهات دیگران تذکر بدهیم، منطقی برخورد کنیم و موضوع را توضیح دهیم. اگر عصبانی شویم، خشم ما ممکن است به طرف مقابل آسیب برساند. گاهی ضربهای که ما به دیگران میزنیم، تخریب بیشتری از اشتباه خود آنها ایجاد میکند.
برای مثال، ممکن است فردی بیادب یا بینظم باشد و ما بهگونهای با او برخورد کنیم که از ادب و نظم متنفر شود. در این صورت، رفتار ما باعث شکلگیری مبارزه منفی در او میشود. اگر انسان بر پایه حقیقت، عدالت، عمل سالم و اصول راستی و درستی رفتار کند، در صراط مستقیم قرار میگیرد؛ اما نیروهای منفی تلاش میکنند این مسیر را تغییر دهند. چگونه؟ با استفاده از کلام، به شکلی بسیار ظریف و ماهرانه.
وقتی به آموزشهای الهی نگاه میکنیم، میبینیم که پیامبران نیز از طریق کلام، پیامهای خود را منتقل میکردند و معنا در کلمات نهفته است. نیروهای منفی نیز از همین ابزار استفاده میکنند، اما با تحریف کلام و تغییر مفاهیم. کسانی که هنوز به مرحله پختگی نرسیدهاند، گاهی حقیقت را بهگونهای تفسیر میکنند که به نفع خودشان باشد یا از آن لذت ببرند.
درحالیکه ممکن است دارویی مطابق میل ما نباشد، اما برای سلامتی ما ضروری باشد و باید از آن استفاده کنیم. هر ساختاری که در حال رشد است، با نیروهای منفی نیز روبهرو میشود که تلاش میکنند به آن ساختار نفوذ کنند. چیزی که میتواند ما را حفظ کند و مانع رشد نیروهای منفی شود، آموختن حقیقت و شناخت مسائل درست است.نیروهای منفی با کلمات، مفاهیم را تغییر میدهند و رفتارهای نادرست را زیبا جلوه میدهند.
برای مثال، ممکن است به انسان دزد بگویند زرنگ، به بچه بیتربیت بگویند اعتمادبهنفس دارد و به انسانی که بیمحبت است و به دیگران توجهی نمیکند، بگویند آدم قدرتمندی است. اینها نمونههایی از تغییر حقیقت و جابهجایی مفاهیم هستند.
اگر انسانها در مسیر حقیقت حرکت کنند، درهای رحمت به روی آنها باز میشود؛ اما اگر از مسیر حق دور شوند، درهای رحمت بهتدریج بسته میشود و ساختار زندگی آنها رو به ویرانی میرود. نیروهای منفی با تغییر مفاهیم و ایجاد انحرافهای کوچک، حقیقت را به شکل دیگری نشان میدهند. حال، چه کسی میتواند بر این مسائل غلبه کند و از موانع و آزمایشها عبور کند؟
انسان نمیتواند از این موانع عبور کند، مگر اینکه به نقطهای برسد که بتواند در مواقع لازم از خواستههای خود بگذرد. باید قدرت کافی داشته باشد تا از خواستههای نامناسب خود عبور کند و بتواند آزمونها را با موفقیت پشت سر بگذارد. اگر انسان نتواند از خواستههای خود بگذرد، در آزمونها دچار مشکل میشود؛ زیرا زمانی که پای منفعت شخصی به میان میآید، ممکن است اشتباه کند و تصمیم نادرستی بگیرد.
بسیاری از مسائل به نفس و خواستههای انسان مربوط میشوند. برای اصلاح این وضعیت، لازم است تزکیه و پالایش انجام شود.
نگارش: مسافر اسماعیل ل۱۷
تنظیم و ارسال: مسافر جواد ل۱۴
- تعداد بازدید از این مطلب :
126