English Version
This Site Is Available In English

وداع و تعهد با مردی که علم را با عشق در آمیخت

وداع و تعهد با مردی که علم را با عشق در آمیخت

وداع و تعهد با مردی که علم را با عشق در آمیخت

سلام دوستان، میلاد هستم یک مسافر.

وقتی در میان کتاب‌ها و مدارک علمی او غرق می‌شوم، چیزی را فراتر از فرمول‌ها و متدها می‌بینم؛ من در میان ردپای یک «عشق» بزرگ‌تر هستم. امروز، جهان با رفتن یکی از نجیب‌ترین دانشمندانی که تا به امروز شناخته‌ایم، کمی تاریک‌تر شده است. اما من نمی‌خواهم از او به عنوان یک افسانه یاد کنم، می‌خواهم از او به عنوان یک «محقق» یاد کنم که تمام زندگی‌اش، به‌ویژه آن سی سال پایانی، تنها برای یک هدف بود: نجاتِ نفس‌های در حال از دست رفتن.

او دانشمندی بود که وقتی به فکر کارگران افتاد، چشم الکترونیک را ساخت تا دست‌های خشنِ کارگری را از درد رهایی کند. محققی بود که وقتی متد DST را کشف کرد، ندید که چگونه صد هزار خانواده از فروپاشی نجات یافتند؛ او فقط دید که چطور می‌توان دوباره به یک انسان، امیدِ زندگی دوباره بخشید. از مبارزه در خط مقدم کرونا گرفته تا باز کردن درهای بسته در برابر درمان سرطان، ام‌اس، کولیت و حتی چاقی؛ او هر بار با همان دقتِ علمی و همان نگاهِ مهربان، به سوی تاریکی‌های بیماری قدم برداشت.

شکوهِ علمی او، فراتر از مرزها بود؛ به گونه‌ای که نبوغش در بالاترین سطح جهان تأیید شد و مقالاتش در دانشگاه هاروارد به چاپ رسید و جایزه‌های معتبر علمی را از آن خود کرد. او ثابت کرد که می‌توان از قلبِ ایران، بر قله‌های علمی جهان، مانند هاروارد ایستاد و بر جهان اثر گذاشت.

او نه برای سکوی افتخار، که برای آرامشِ یک بیمار ایستاد. مدارک بین‌المللی او از شیکاگو تا سئول و زوریخ، تنها گواه بر نبوغ او نیستند؛ این‌ها نشانه‌هایی هستند که علم او، زبانِ جهانیِ «انسان‌دوستی» را صحبت می‌کرد. کتاب‌های او، از «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» تا «حال خوش» و «عشق»، و آن هزاران فایل صوتی، تنها اثرات علمی نیستند؛ آن‌ها میراثِ یک مرد هستند که می‌خواست دانش را بدون چشم‌داشت، در اختیار همگان قرار دهد.

🖤 استاد عزیزم، جناب آقای مهندس حسین دژاکام؛
شما ثابت کردید که دانشمند بودن، فقط داشتنِ مدارک معتبر نیست،
بلکه داشتنِ قلبی است که از شدتِ محبت به انسان‌ها، از تپش نمی‌افتد.
شما علمی را ساختید که بویِ محبت می‌داد.

امروز، با وجود این همه غم، من در برابر عظمتِ آنچه بر زمین گذاشتید، سر فرود می‌آورم. اما این غم، برای من معنای دیگری دارد. من به گفته‌های شما ایمان دارم؛ به این حقیقت که این جهان، تنها بخشی از یک چرخهٔ بزرگ‌تر است و زندگی با مرگ پایان نمی‌یابد، بلکه تنها تغییر شکل می‌دهد. من می‌دانم که جهان‌های دیگری در انتظار ماست و این جدایی، تنها یک گذر است.

🤝 من به شما قول می‌دهم
که با همان دانش، امید، عشق و محبتی که خودتان به من آموختید، راهتان را ادامه دهم.
من قول می‌دهم که با انجام آنچه به من توصیه کردید، زندگی کنم
و مانند شما، تمام توانم را برای کمک به مردم و کاستن از رنج‌هایشان به کار بگیرم.

بله، غمگین می‌شوم، اما این یک غمِ از روی ناامیدی نیست؛ این غمی است که با عشق و دانایی، بر آن غلبه خواهم کرد. من با تمام وجود مشتاقم که روزی دوباره شما را در آن جهان ببینم؛ اما این دیدار را نه با چهره‌ای شکسته، بلکه با روحی سربلند و با افتخار خواهم کرد؛ چراکه در نبودِ شما، راهتان را ادامه دادم، یادتان را زنده نگه داشتم و سعی کردم همانند شما، به دنیا خدمت کنم.

🌿 من به شوقِ دیدار دوباره‌ی شما در آن سویِ این جهان،
با عشق و امید، چشم‌به‌راه می‌مانم... 🌿

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...