دوازدهمین جلسه از دوره هشتاد و پنجم سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی شادآباد با دستور جلسه «کشف متد DST و دستاوردهای علمی آقای مهندس» با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر مجید و دبیری مسافر امیر حسین در روز چهارشنبه مورخ 22 مهر ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان علی هستم یک مسافر. واقعیت این است که ما شرایط سختی را پشت سر میگذاریم و در چنین شرایطی صحبت کردن کار سادهای نیست. اما آموزههای کنگره ۶۰ و آموزشهایی که از آقای مهندس دریافت کردهایم، به ما یاد داده است که در برابر مشیت الهی تسلیم باشیم و بتوانیم از مقاطع مختلف زندگی عبور کنیم.
اتفاقی که امروز با آن مواجه هستیم، یکی از گذرهای بسیار سخت زندگی است. عبور از چنین شرایطی واقعاً دشوار است و شاید برای هر انسانی بهراحتی امکانپذیر نباشد. من خودم را برای برنامهها و اتفاقات مختلف آماده کرده بودم؛ اما زمانی که این اتفاق رخ داد، احساس کردم که آمادگی لازم برای مواجهه با آن را ندارم و کنترل شرایط برایم بسیار دشوار است.
به هر حال، این روزها شرایط سختی را تجربه میکنیم و باید تلاش کنیم با کمک آموزشهای کنگره از این مرحله عبور کنیم.
من امروز خدمت آقای مهندس بودم و در مسیر آمدن به اینجا نیز به این موضوع فکر میکردم. از طرف نمایندگی کنگره ۶۰ و همه اعضای کنگره، سلام و ارادت دوستان را خدمت ایشان رساندم. واقعاً بیان احساسات در چنین شرایطی دشوار است، اما باید این اتفاق را بپذیریم و برای عبور از آن تلاش کنیم.
این مصیبت را به خانواده محترم آقای مهندس و تمام اعضای کنگره ۶۰ تسلیت عرض میکنم. امیدوارم همه ما بتوانیم بهخوبی از این مقطع عبور کنیم، آموزشهای کنگره را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم و با قدرت و استواری، مسیر خود را ادامه دهیم.
انجام رسالت و مأموریت آقای مهندس
از زاویه دیگری که به این موضوع نگاه میکنم، به این نتیجه میرسم که آقای مهندس رسالت خود را در این جهان مادی بهطور کامل انجام دادهاند. سه مسئله مهمی که بشر در سطح جهان با آنها درگیر است، عبارتاند از سرطان، اعتیاد و چاقی. آقای مهندس در حوزههایی که به آنها پرداختهاند، به دستاوردهای ارزشمندی رسیدهاند و مسیرهای علمی و عملی مؤثری برای حل مشکلات انسانها ارائه کردهاند.
ایشان در طول سالهای فعالیت خود، دانش، تجربه و اندیشهای را به وجود آوردند که امروز میتواند در خدمت انسانهای بسیاری در سراسر جهان قرار بگیرد. به همین دلیل، میتوان گفت که ایشان مأموریت بزرگی را به انجام رساندهاند و اکنون ادامه این مسیر بر عهده ماست.
ما از خوششانسترین انسانهایی بودیم که در دورهای زندگی کردیم که آقای مهندس در قید حیات بودند؛ فرصت داشتیم ایشان را ببینیم، از آموزشهایشان بهرهمند شویم و در کنگره ۶۰ حضور داشته باشیم.
این موضوع مسئولیت ما را سنگینتر میکند؛ زیرا آقای مهندس این ساختار را بهگونهای طراحی کردهاند که ادامه مسیر، تنها به حضور فیزیکی یک فرد وابسته نباشد. آنچه اهمیت دارد، تفکر، اندیشه، آموزشها و ساختاری است که ایشان بنا کردهاند.
اگر تفکر آقای مهندس را بهدرستی بشناسیم و آن را در زندگی خود به کار بگیریم، میتوانیم این راه را ادامه دهیم. تفکری که ایشان پایهگذاری کردهاند، محدود به یک مکان یا یک زمان نیست؛ بلکه قابلیت آن را دارد که در سراسر جهان گسترش پیدا کند و در خدمت بشریت قرار بگیرد.
مقالات علمی، سخنرانیهای بینالمللی، کتابها و آموزشهایی که از ایشان به یادگار ماندهاند، منابع ارزشمندی هستند که میتوانند در اختیار انسانها قرار بگیرند و راهگشای بسیاری از مشکلات باشند.
دستاوردهای بزرگ کنگره ۶۰ در درمان اعتیاد
زمانی که به گذشته نگاه میکنم، یکی از مهمترین دستاوردهای آقای مهندس را در تغییر نگرش جامعه نسبت به درمان اعتیاد میبینم. من زمانی که وارد کنگره ۶۰ شدم، اگر مقدار بسیار کمی تریاک همراه فرد بود، ممکن بود بهعنوان مجرم با او برخورد شود. ما همواره نگران بودیم که مبادا دارویی که برای درمان خود استفاده میکنیم، همراه ما باشد و برایمان مشکل ایجاد کند. در آن شرایط، آقای مهندس تلاش بسیار زیادی کردند تا فرهنگسازی لازم انجام شود و نگاه جامعه نسبت به درمان اعتیاد تغییر کند. ایشان با تلاش مستمر خود نشان دادند که تریاک، در چارچوب یک برنامه علمی، مشخص و کنترلشده، میتواند در درمان اعتیاد نقش داشته باشد.
این مسیر بههیچوجه آسان نبود. آقای مهندس بارها با مشکلات و محدودیتهای جدی روبهرو شدند و حتی در مقاطعی بازداشت شدند. دوستان قدیمی کنگره بهخوبی میدانند که برای رسیدن به شرایط امروز، چه سختیهایی تحمل شد. گاهی ما فقط نتیجه نهایی را میبینیم و فراموش میکنیم که رسیدن به این نقطه، چه هزینههایی داشته است. وقتی آقای مهندس از یکی از مشکلات عبور میکردند، شاید با آرامش میگفتند که از این مرحله هم عبور کردیم؛ اما پشت همین جمله ساده، سالها تلاش، نگرانی، سختی و مقاومت وجود داشت.
این دشواریها فقط برای خود ایشان نبود، بلکه خانواده محترمشان نیز در این مسیر سختیهای زیادی را تحمل کردند. یکی از خاطراتی که در این زمینه نقل شده است، مربوط به زمانی است که قرار شد داروی اوپیوم تینکچر یا همان OT از طریق کنگره ۶۰ در اختیار مسافران قرار بگیرد. آقای خدامی در یکی از مشارکتهای خود تعریف میکردند که وقتی خبر فراهم شدن این امکان را به آقای مهندس دادند، ایشان از پشت میز کار خود بلند شدند و سجده شکر بهجا آوردند.
برای رسیدن به چنین روزی، سالها تلاش شده بود. اینکه داروی درمانی بتواند در یک چارچوب مشخص و با نظارت لازم در اختیار مسافران قرار بگیرد، دستاورد کوچکی نبود؛ بلکه نتیجه سالها پیگیری و تلاش مستمر بود. این اتفاق نشان میدهد که پشت هر یک از امکاناتی که امروز در کنگره داریم، چه میزان کوشش و فداکاری وجود داشته است.
ارزش واقعی درمان؛ نجات انسانها
یکی دیگر از موضوعاتی که همیشه به آن فکر میکنم، ارزش نجات یک انسان است. من در سال ۱۳۸۶ وارد کنگره ۶۰ شدم. در آن زمان، شرایط جسمی من بهگونهای بود که پزشکان تصور میکردند شاید فقط شش ماه دیگر زنده بمانم. اما امروز، پس از گذشت سالها، هنوز زندگی میکنم و فرصت دارم در این مسیر حضور داشته باشم و از آموزشها استفاده کنم. وقتی به این موضوع فکر میکنم، از خودم میپرسم چه دستاوردی میتواند از نجات یک انسان بزرگتر باشد؟
فردی که اعتیادش درمان میشود، انسانی که زندگیاش را دوباره به دست میآورد، شخصی که مصرف سیگار را کنار میگذارد و کسی که فرصت پیدا میکند زندگی سالمتری داشته باشد، همگی نمونههایی از دستاوردهای ارزشمند این مسیر هستند. گاهی حضور طولانیمدت در کنگره باعث میشود این اتفاقات برایمان عادی شوند. ممکن است ببینیم فردی تازهوارد به لژیون میآید و پس از مدتی کوتاه، به درمان میرسد؛ اما نباید فراموش کنیم که رسیدن به چنین نتیجهای، حاصل یک فرایند آموزشی و درمانی دقیق است.
بسیاری از ما بارها تلاش کرده بودیم اعتیاد خود را ترک کنیم، اما نتوانسته بودیم این مسیر را به نتیجه برسانیم. امروز به نقطهای رسیدهایم که میتوانیم از سفر خود صحبت کنیم و گاهی حتی به یاد نمیآوریم چند سال یا چند ماه از درمانمان گذشته است؛ زیرا اعتیاد دیگر بخش اصلی هویت و زندگی ما نیست. این تغییر، دستاورد بسیار بزرگی است. ما باید ارزش آن را بدانیم و هیچگاه اجازه ندهیم که عادی شدن این اتفاقات، اهمیت آنها را در نظرمان کمرنگ کند.
لژیون سردار؛ نماد مشارکت و مسئولیتپذیری
یکی دیگر از دستاوردهای ارزشمند کنگره ۶۰، شکلگیری و گسترش لژیون سردار است. برای درک اهمیت این موضوع، باید به گذشته برگردیم و شرایط آن روزهای کنگره را به یاد بیاوریم. من در سال ۱۳۸۶ وارد کنگره شدم. یکی دو ماه پس از ورودم، ماه رمضان فرا رسید و در نمایندگی انقلاب، برای افطار به دوستان خدمت میکردم. از یکی از دوستان پرسیدم که برای افطار چه چیزی در نظر گرفتهاند. گفتند به بچهها کیک و چای میدهیم. فکر میکنم آقای نادری آن زمان مرزبان بودند. به ایشان گفتم: «آقا رضا، اگر امکان دارد، یک افطاری مناسبتر برای بچهها تهیه کنید.»
ایشان در پاسخ گفتند: «شما هنوز سفر اولی هستید؛ بروید و سفر خود را تمام کنید، بعداً که به سفر دوم رسیدید، برای بچهها چلوکباب بدهید!» من هم سرم را پایین انداختم و رفتم. این خاطره شاید در ظاهر ساده باشد، اما نشاندهنده شرایط آن روزهای کنگره است. در آن زمان، حتی فراهم کردن یک وعده افطاری مناسب برای اعضا نیز با محدودیتهای مالی همراه بود.
اینها واقعیتهایی هستند که باید به خاطر داشته باشیم؛ زیرا شرایط امروز کنگره با آن روزها تفاوت بسیار زیادی دارد. امروز کنگره ۶۰ ساختاری دارد که هزینههای متعددی را برای اداره نمایندگیها، اجاره مکانها، رهن، چای، امکانات و سایر مخارج ضروری تأمین میکند. لژیون سردار نیز به یکی از ظرفیتهای مهم این ساختار تبدیل شده است و در تأمین نیازهای مالی کنگره نقش ارزشمندی دارد.
اینکه مجموعهای با چنین گستردگی بتواند از طریق مشارکت اعضای خود، منابع مالی موردنیاز را فراهم کند، اتفاقی بسیار مهم است. این دستاوردها یکشبه به وجود نیامدهاند؛ بلکه حاصل آموزش، فرهنگسازی، مسئولیتپذیری و تغییر نگرش اعضا نسبت به پول و مشارکت هستند.
آموزش پسانداز و مشارکت مالی
آقای مهندس به ما یاد دادند که پول را چگونه مدیریت کنیم، چگونه پسانداز داشته باشیم و چگونه بخشی از توان مالی خود را در مسیر سازندگی و خدمت به دیگران به کار بگیریم.
امروز، با آموزشهایی که دریافت کردهایم، به مرحلهای رسیدهایم که اعضا میتوانند در چارچوب توانایی و شرایط خود مشارکتهای مالی قابلتوجهی داشته باشند و در تأمین هزینههای کنگره سهیم شوند. این تغییر، فقط تغییر در میزان پول موجود نیست؛ بلکه تغییر در نگرش و رفتار انسانهاست. ما یاد گرفتهایم که پسانداز کنیم، برای آینده برنامه داشته باشیم و نسبت به ساختاری که از آن آموزش میگیریم، احساس مسئولیت کنیم. بنابراین، نباید دستاوردهای مالی کنگره را کوچک بشماریم. هر یک از این دستاوردها نشاندهنده بخشی از آموزشهایی است که در طول سالها دریافت کردهایم.
متد DST؛ الگویی برای زندگی
یکی از اصول مهمی که آقای مهندس به ما آموزش دادهاند، متد DST است. این متد فقط به درمان اعتیاد محدود نمیشود؛ بلکه میتواند الگویی برای نگاه ما به بسیاری از مسائل زندگی باشد. در این روش، حرکت تدریجی، نظم، برنامهریزی و پرهیز از شتابزدگی اهمیت زیادی دارد. ما یاد میگیریم که برای رسیدن به نتیجه، باید زمان لازم را در نظر بگیریم، مراحل را بهدرستی طی کنیم و از مسیر خارج نشویم.
همانطور که در درمان اعتیاد، رسیدن به نتیجه نیازمند طی کردن یک فرایند مشخص است، در سایر بخشهای زندگی نیز نمیتوان انتظار داشت بدون رعایت اصول و بدون گذشت زمان، به نتیجه مطلوب برسیم.
اگر این تفکر را در زندگی خود به کار بگیریم، میتوانیم در بسیاری از زمینهها تصمیمهای بهتری بگیریم و با آرامش و اطمینان بیشتری حرکت کنیم. این نیز یکی از ارزشمندترین آموزشهایی است که از آقای مهندس دریافت کردهایم.
مسئولیت ما در ادامه راه
اکنون که به این موضوعات فکر میکنم، احساس میکنم وظیفه ما بسیار سنگین است. ما باید بتوانیم ادامهدهنده راه آقای مهندس باشیم و از ساختاری که ایشان با دانش، تجربه و تلاش فراوان بنا کردهاند، پاسداری کنیم. این مسئولیت فقط به حضور در جلسات یا بیان مطالب محدود نمیشود؛ بلکه باید در رفتار، گفتار و زندگی روزمره ما دیده شود. باید به قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ احترام بگذاریم، اصول را رعایت کنیم و اجازه ندهیم که فاصله گرفتن از تفکر کنگره، بهتدریج در زندگی ما مشکل ایجاد کند.
من بارها تجربه کردهام که وقتی بر اساس آموزشهای کنگره زندگی میکنم، آرامش بیشتری دارم و میتوانم مسائل را بهتر مدیریت کنم. اما زمانی که از این آموزشها فاصله میگیرم، حتی اگر این فاصله بسیار اندک باشد، بهتدریج احساس میکنم که شرایط زندگی از تعادل خارج میشود. به همین دلیل، باید قدر این آموزشها را بدانیم و تلاش کنیم آنها را در تمام ابعاد زندگی خود جاری کنیم.
قدر این نعمت را بدانیم که فرصت حضور در کنگره ۶۰ را پیدا کردهایم؛ قدر این را بدانیم که در این مسیر آموزش دیدهایم و امروز میتوانیم از تجربهها و دستاوردهای آن بهرهمند شویم.
سخن پایانی
در پایان، میخواهم بگویم که این اتفاق، از یک سو برای همه ما بسیار تلخ و اندوهبار است و از سوی دیگر، وقتی به مسیر طیشده و دستاوردهای آقای مهندس فکر میکنیم، درمییابیم که ایشان رسالت بزرگی را به انجام رساندهاند. ایشان ساختاری را بنا کردهاند که میتواند به حرکت خود ادامه دهد؛ ساختاری که بر پایه تفکر، آموزش، نظم، مسئولیتپذیری و احترام به اصول شکل گرفته است. اکنون وظیفه ماست که این مسیر را حفظ کنیم و اجازه ندهیم ارزش آموزشها و دستاوردهایی که به دست آمدهاند، فراموش شوند.
من از خودم شروع میکنم و امیدوارم بتوانم ادامهدهنده راه آقای مهندس باشم؛ به قوانین و حرمتهای کنگره ۶۰ احترام بگذارم، با تفکر کنگرهای زندگی کنم و در حد توان خود، در حفظ و گسترش این ساختار نقش داشته باشم. امیدوارم همه ما بتوانیم از این مقطع سخت عبور کنیم، قدر نعمتهایی را که در اختیار داریم بدانیم و با عمل کردن به آموزشها، نشان دهیم که تفکر آقای مهندس در زندگی ما زنده و جاری است. این بهترین راه برای پاسداری از میراث ایشان و ادامه دادن مسیری است که برای نجات و بهبود زندگی انسانها بنا شده است.
از همه شما ممنونم و سپاسگزارم.

تهیه و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
194