English Version
This Site Is Available In English

مرگ انسان‌های صالح، تولد آن‌هاست و این تولد را در سماوات جشن می‌گیرند

مرگ انسان‌های صالح، تولد آن‌هاست و این تولد را در سماوات جشن می‌گیرند

به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان، کیا هستم یک مسافر.

با پنج سال تخریب وارد کنگره ۶۰ شدم. آخرین آنتی‌ایکس مصرفی من متادون و اونتوس بوده است. در حال حاضر، نُه ماه و هشت روز است که سفر می‌کنم و به راهنمایی راهنمای خوبم، امیر شریفی، راهنمای لژیون نهم نمایندگی الوند، مسیر درمان خود را با روش DST و داروی OT ادامه می‌دهم. مقدار مصرف BIDI ./3 است.
در وهله اول، آسمانی شدن استاد عشق، مهندس حسین دژاکام را به خانواده محترم ایشان، کنگره ۱۴ نفره دیده‌بانان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تسلیت عرض می‌کنم.
روز پنجشنبه، شانزدهم مهرماه، در استخر حاضر شدم. حال‌وهوای بسیار خوبی داشتم؛ چراکه احساس می‌کردم چیزی به رهایی‌ام نمانده است و همین موضوع انرژی و امید زیادی در من ایجاد کرده بود. در آن لحظات، با تمام وجودم به روز رهایی فکر می‌کردم و از اینکه به پایان سفرم نزدیک شده‌ام، احساس شادی و آرامش داشتم.
مدتی گذشت تا از طریق برخی دوستان، از ویسی که استاد امین دژاکام منتشر کرده بودند، مطلع شدم. با شنیدن خبر آسمانی شدن مهندس، به یکباره تمام حس خوبم از بین رفت. احساس کردم آسمان بر سرم خراب شده است. در تمام طول سفرم، روز رهایی خود را در کنار مهندس تصویرسازی کرده بودم و حالا پذیرش این اتفاق برایم بسیار سخت بود؛ گویی رؤیایی که ماه‌ها در ذهنم ساخته بودم، از من گرفته شده بود.
در آن لحظات، افکار منفی یکی پس از دیگری به سراغم می‌آمدند و تلاش می‌کردند حال مرا بدتر کنند و حتی نگاهم را نسبت به استاد امین تحت تأثیر قرار دهند. می‌دانستم که مهندس در جایگاهی نیکو قرار دارند، اما رفتن ایشان از میان ما، غمی عمیق در دلم ایجاد کرده بود و دلیل این حجم از ناراحتی را به‌درستی درک نمی‌کردم.
تا اینکه مطلبی را مشاهده کردم که به نکته مهمی اشاره داشت: گاهی دلیل ناراحتی ما، وابستگی به یک شخص است، نه صرفاً درس‌ها، علم و دستاوردهایی که آن شخص برای ما به یادگار گذاشته است. این جمله مرا به فکر فرو برد و باعث شد بیشتر به احساسات و وابستگی‌های خودم نگاه کنم.
به عقیده من، مهندس حسین دژاکام همواره در کنار خانواده بزرگ کنگره ۶۰ حضور دارند و آثار آموزش‌ها و تفکرات ایشان در زندگی ما جاری است. شاید حضور فیزیکی یک انسان پایان یابد، اما اندیشه، آموزش و راهی که برای دیگران روشن کرده است، می‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد.
در نمایشنامه «تعارف خراسانی» به قلم مهندس دژاکام، حضرت شمس چه زیبا می‌فرمایند که مردم هنگامی که کسی از میانشان می‌رود، بر سر خود می‌زنند و شیون می‌کنند؛ درحالی‌که نمی‌دانند مرگ انسان‌های صالح، تولد آن‌هاست و این تولد را در سماوات جشن می‌گیرند.
این جمله به من یادآوری می‌کند که شاید لازم باشد به‌جای غرق شدن در اندوه فقدان، به معنا و حقیقتی که این اتفاق می‌تواند برای من داشته باشد، بیشتر فکر کنم. من هنوز در ابتدای مسیر قرار دارم و باید از این اتفاق نیز درسی برای ادامه راه زندگی و درمان خود بگیرم.
در نبود مهندس، وظیفه من این است که بیش از گذشته در مسیر آموزش و فرمان‌برداری حرکت کنم، به آموزش‌های کنگره پایبند باشم و تلاش کنم سهم خودم را در روشن نگه داشتن چراغ کنگره ۶۰ ادا کنم. اگر مهندس راهی را برای ما روشن کرده‌اند، اکنون مسئولیت ماست که با حرکت درست، این راه را ادامه دهیم و اجازه ندهیم چراغی که با عشق، دانش و تلاش ایشان روشن شده است، خاموش شود.
من به‌عنوان یک مسافر، هنوز در حال آموختن و حرکت کردن هستم. امیدوارم بتوانم در ادامه سفرم، به‌جای توقف در اندوه، از آموزش‌ها بهره بگیرم، قدر فرصت درمان را بدانم و روزی که به رهایی می‌رسم، با تمام وجود درک کنم که چه مسیر ارزشمندی را طی کرده‌ام.
استاد عزیز، از اینکه حال شما خوب است، مطمئنم؛ امیدوارم حال ما هم خوب شود و بتوانیم با حرکت در مسیر درست، شایسته آموزش‌هایی باشیم که برایمان به یادگار گذاشته‌اید.
با احترام و عشق، مسافر کیا

 

عکاس: مسافر علی
تنظیم و تایپ و بارگزاری: مسافر کیا

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...