برای رسیدن به حال خوش؛ باید یک مسیر و مراحلی را طی کنیم. مراحلی که کاملاً قانونمند هستند و به شرایط خودمان و میزان تلاشی که میکنیم بستگی دارند. ممکن است چند ماه یا حتی چند سال زمان ببرد تا نتیجه تلاش خود را ببینیم. خیلی وقتها انسان به دلیل ناآگاهی از قوانین یا نقض آنها، به جای حال خوش، به نتیجهای برعکس میرسد و حالش بدتر میشود. چیزی که در این مسیر برای من خیلی جالب بود، نقش اندیشه است. برای اینکه انسان وارد مسیر سقوط شود، ابتدا باید یک اندیشه در او شکل بگیرد؛ یعنی همه چیز از فکر و اندیشه شروع میشود. در آموزشهای کنگره هم میآموزیم که هر چیزی صور آشکار و صور پنهان دارد و بین ابلیس و شیطان هم تفاوت وجود دارد. ابلیس موجودی مشخص است؛ اما شیطان میتواند درون انسان یا بیرون از او باشد. در داستان سقوط ابلیس، چیزی که برای من قابل تأمل است این است که وقتی فرصت خواست، نگفت «اشتباه کردم»؛ بلکه همچنان بر اندیشه خودش پافشاری کرد. این نشان میدهد که گاهی یک اندیشه نادرست، اگر رها نشود، میتواند انسان را تا مرحله نافرمانی و سقوط پیش ببرد.
درون خود ما هم ممکن است این اتفاق بیفتد. مثلاً وقتی اندیشه «من از دیگران بهترم» در ذهنم شکل بگیرد، میتواند شروع فاصله گرفتن از فرمان عقل و حرکت به سمت نافرمانی باشد. یکی از آموزشهای مهم کنگره، شناخت نفس است. ما نفس را از روی خواستههایش میشناسیم. نفس فردی که خواهان مصرف مواد است، با نفس فردی که خواهان درمان است، یکسان نیست. خواستهها هم میتوانند معقول یا غیرمعقول باشند. گاهی حتی یک خواسته معقول در ذهن ما شکل میگیرد؛ اما به دلیل غفلت و درگیری با افکار نادرست، آن را کنار میگذاریم و فراموش میکنیم. برای من این آموزش یک یادآوری مهم است که مراقب اندیشهها و خواستههای درونی خودم باشم؛ چون ممکن است سقوط یا حرکت به سمت حال خوش، از یک فکر کوچک شروع شود.
منبع: سیدی مثلث تاریکی از استاد امین
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر حمیده رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر عاطفه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیرجند
- تعداد بازدید از این مطلب :
86