English Version
This Site Is Available In English

سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع می‌شود

سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع می‌شود

جلسه  دوم از دور هشتم کارگاه ‌های آموزشی خصوصی ویژه همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی آزادشهر به استادی راهنما دنور همسفر الهام، نگهبانی همسفر ملیحه و دبیری همسفر زهرا با دستورجلسه: «وادی هشتم (با حرکت راه نمایان می‌شود) و تاثیر آن روی من.» روزدوشنبه ۱۳ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

گَر مَرد رَهی، میان خون باید رفت
وَز پای فِتاده سرنِگون باید رفت
تو پای به رَه در نه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت

خدا را شاکرم که در جمع شما عزیزان هستم. از نگهبان عزیز و گروه مرزبانی ممنونم که این اجازه را به من دادند که امروز اینجا باشم و آموزش بگیرم و خدمت کنم. دستور جلسه، وادی هشتم و تاثیر آن روی من است .این وادی عنوان می‌کند: با حرکت راه نمایان می شود. من همیشه وادی هشتم را  برای بچه ها در داخل لژیون مثال می‌زدم که اگر ما دنیا  و زندگی در دنیا را تشبیه کنیم به یک تردمیلِ روشن و تصور کنیم که  روی یک تردمیلِ روشن حرکت می‌کنیم؛ اگر بخواهی روی تردمیلی که روشن است بایستی، زمین می‌خوری و زانویت درد می‌‌گیرد و آسیب می‌بینی. داخل چیزی که در حال حرکت است، اگر بخواهی توقف کنی، فقط آسیب است که نصیبت می شود ، این وادی به ما  می گوید؛ که همه هستی در حال حرکت است و تو در این حرکت نمی‌توانی متوقف شوی. اگر توقف داشته باشی، آسیب می‌بینی، سقوط می‌کنی ، ضرر می‌کنی. پس بهتر است که ما هم با جریان هستی حرکت کنیم.

امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد، با خودشان به امانت می‌برند. آن چیزهایی که برداشتنی باشد را با خودشان می‌برند؛ هر چیزی را نمی‌برند؛ انرژی را برای هر چیزی صرف نمی‌کنند. برای چیزهای درست و ارزشمند مصرف می‌کنند. من باید چگونه باشم که موج من، موج ارزشمندی در هستی باشد که من را برداشت کند، من در این هستی به یک دردی بخورم. در ادامه می‌گوید؛ که این تفکرات ما است که مسیر، حرکت ما و ساختارهای ما را می‌سازد. حالا این تفکر می‌تواند مثبت باشد، می‌تواند منفی باشد. اگر تفکر مثبت باشد، خب، مسیری که در ذهن انسان می‌‌سازد و ساختاری که ایجاد می‌کند ساختار مثبت است. اگر تفکر منفی باشد و مسیر و ساختاری که می‌‌سازد، مسیر منفی می‌شود. پس من بایستی این تفکراتم را درست کنم. تفکر از کجا درست می‌شود؟ از دانش، از آگاهی، از علم؛ علمی که به درد بخور باشد، علمی که محصول درست داشته باشد، نتیجه درست داشته باشد.

به شخصه خودم در کنگره این علم را دیدم که نتیجه درست می‌دهد، ثمره درست دارد، انسان ها را احیا می‌کند، انسان‌ها را می‌سازد. چه مصرف کننده باشند، چه همسفرانی که مصرف کننده نیستند با دانش کنگره می‌‌توانند احیا شوند، با دانش کنگره می‌توانند حتی از تفکرات منفی خارج شوند و به تفکرات مثبت بیایند و مسیر حرکت خودشان را بسازند. سفر هزار فرسنگی از قدم اول شروع  می‌شود. اگرحرکت نکنی و تلاش نکنی، متوقف می‌شوی و سقوط می‌کنی. یک حقه استاد امین در سی دی گفتند؛ که بعضی‌ها منتظرند، می‌خواهند حرکت کنند، خواسته دارند ولی می‌ترسند، می‌گویند؛ نه بگذار همه چیز درست شود. لازم نیست همه چیز عالی شود که تو شروع کنی. شروع کن تا کم‌کم همه چیز عالی شود. اگر منتظر روزی باشی که همه چیز درست شود، پول من مثلا"ردیف باشد، درآمدم خوب باشد، بچه‌ها اوکی باشند، حالا من به کنگره بیایم، یا در لژیون سردار شرکت کنم، زمانی که درآمدم درست شده باشد بیایم مثلاً بخشش مالی انجام دهم. این حقه‌ای است که هستی و نیروهای منفی به شما می‌زنند.

زمانی که شروع می‌کنی بدون این که منتظر این بوده باشی که همه چیز عالی شود، تازه شما یاد می‌گیرید؛ که ساخته شوید. تازه شما یاد می‌گیرید؛که جلو بروید و پیشرفت کنید. دلیل این که خواسته‌ای در انسان قرار می‌گیرد؛ این است که آرزو دلیلی بر استعداد است یعنی چه؟ یعنی خواسته‌ای در انسان به وجود نمی‌آید، مگر این که انسان توان رسیدن به آن خواسته را داشته باشد. یعنی کسی که به دِنوری فکر می‌کند قطعا"توان رسیدن به آن را داشته است که در درونش قرار داده باشند. مثل آقای مهندس (این یک مَثَل است) که می گوید؛مثلا" یک بز هیچ وقت به سواد فکر نمی کند؛ چون توان رسیدن به آن را ندارد. یک سری از انسان ها به یک سری از جایگاه‌ها اصلاً فکر نمی‌کنند؛ چون توان رسیدن به آن را ندارند. مثلاً شاید من به این فکر نکنم که بخواهم رئیس جمهور شوم. خب، این برای چه هست؟ برای این است که من توان رسیدن به آن جایگاه ها را ممکن است نداشته باشم که این آرزو، این نیاز و این خواسته در درون من نیست و در وادی هشتم  می‌گوید؛ که باید هدف داشته باشیم. می‌خواهی حرکت کنی، اول باید هدف داشته باشی و بعد باید تشنه رسیدن به آن هدفت باشی. انگیزه  کافی برای رسیدن به آن  را داشته باشی و فراموش نکن که در مسیر رسیدن به  هدفت، دام و دانه زیاد است.

به قول خانم زینب، تو با آن ابزارهایی که در طول مسیر یاد گرفته‌ای و از آموزش‌های کنگره که به دست آورده‌ای، می توانی از این دام و دانه ها بگذری و کنار بزنی و به آن هدف و مقصد مورد نظر برسی هدفی که داریم وادی دوازدهم در آخر امر، امر اول اجرا  می‌شود. ما ممکن است یک هدفی داشته باشیم ولی زمانی به آن هدف می رسیم که تشنه  رسیدن به آن هدف باشیم و وقتی که این تشنگی را به دست آوردیم، آب، کم جو تشنگی آور به دست تا بجوشد آب از بالا و پَست. وقتی که این تشنگی به دست بیاید، تو به آن خواسته  مورد نظرت قطعا" می‌رسی، به آن هدف مورد نظرت قطعا" خواهی رسید. نیروهای منفی هم کار خودشان را می‌کنند، تلاش خودشان را دارند؛ اما تو با آموزشهایی که می‌گیری، یاد می‌‌گیری که به آن‌ها غلبه کنی و در نهایت به آن خواسته و آن هدفت برسی و از آن حرکت‌ها لذت ببری. این حرکت که تمام شد، حرکت بعدی، این حرکت که تمام شد حرکت بعدی تا آن مسیر رشد و تکامل در انسان اتفاق بیفتد و انسان هرگز متوقف نمی‌شود؛ انسان بی‌نهایت است و بی‌نهایت ادامه دارد و بی‌نهایت مسیر در جلوی راهش قرار می‌گیرد و هیچ توقفی هم برای انسان جایز نیست و باید هر روزی که می‌گذرد، با روز قبل من فرق داشته باشم؛ وگرنه به‌ گفته حضرت علی (ع) با مُرده‌ای فرق ندارم.

مرزبانان  کشیک: همسفر کبری و مسافر امید
تایپ و ویراستاری: همسفر نازیلا رهجوی راهنما همسفر ساغر (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر فاطمه نگهبان سایت
ارسال: همسفر کبری مرزبان خبری
نمایندگی‌ همسفران آزادشهر‌

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...