
برداشت من از این سیدی این است که ریشه و پایه حیات، عشق و محبت است. هر چیزی که در هستی وجود دارد، به نوعی با عشق و محبت پیوند خورده است. اگر محبت بین انسانها، خانوادهها و حتی موجودات وجود نداشت، بسیاری از پیوندهایی که امروز در زندگی میبینیم شکل نمیگرفت.
در این CD به این نکته اشاره میشود که عشق فقط یک احساس نیست، بلکه میتواند انسان را به حرکت وادار کند. انسان به واسطه عشق و محبت میتواند سختیها را تحمل کند، از تعلقات خودش بگذرد و برای خدمت به دیگران قدم بردارد. وقتی کسی بدون چشم داشت و فقط برای کمک به دیگران وقت و انرژی میگذارد، چه چیزی جز عشق و محبت میتواند انگیزه او باشد؟
در کنگره ۶۰ هم نمونههای زیادی از این عشق و محبت را میبینیم. راهنما، مرزبان، دیدهبان و تمام خدمتگزاران، بدون اینکه انتظار مادی داشته باشند، وقت و انرژی خود را برای کمک به دیگران میگذارند. خیلیها مسافتهای طولانی را طی میکنند تا آموزشها و تجربههای خود را در اختیار دیگران قرار دهند. این کارها اجبار نیست؛ نیرویی درونی و محبت است که انسان را به خدمت کردن تشویق میکند.
نکته دیگری که برای من بسیار زیبا بود، محبت به تمام هستی و طبیعت است. اگر واقعاً به هستی عشق داشته باشیم، باید از درختان، رودخانهها، کوهها، دشتها و محیط زیست مراقبت کنیم. نمیتوانیم بگوییم خداوند را دوست داریم، اما به مخلوقات او بیتفاوت باشیم. کاشتن درخت، تمیز نگه داشتن طبیعت و مراقبت از محیط زیست، نمونهای از همین محبت و نگهبانی از دادههای خداوند است.
موضوع مهم دیگری که در این CD مطرح میشود، شکرگزاری و سپاسگزاری است. اگر میخواهیم خوبیها در زندگی ما بیشتر شوند، باید قدر داشتهها و کسانی را که به ما خدمت میکنند بدانیم. شکرگزاری فقط با زبان نیست؛ باید در عمل هم نشان داده شود. وقتی از راهنما، مرزبان، دیدهبان، ایجنت و تمام کسانی که برای ما زحمت میکشند قدردانی میکنیم، در واقع یاد میگیریم قدر محبت و خدمت دیگران را بدانیم.
به نظر من، یکی از دلایل پیشرفت کنگره ۶۰ همین روحیه شکرگزاری و خدمت است. کسانی قبل از ما تلاش کردند، امکاناتی فراهم کردند و راه را برای ما هموار کردند و امروز وظیفه ما این است که این مسیر را ادامه دهیم تا کسانی که بعد از ما میآیند نیز بتوانند از این آموزشها استفاده کنند. همانطور که در مثال زیبای درخت گفته شد: دیگران کاشتند و ما خوردیم؛ ما میکاریم تا دیگران بخورند.
این موضوع به من یاد میدهد که زندگی فقط برای خودم نیست. اگر چیزی یاد گرفتم، اگر تجربهای به دست آوردم یا اگر توانایی انجام کاری را پیدا کردم، میتوانم آن را در اختیار دیگران قرار دهم. علم، تجربه، محبت و حتی امکانات مادی، وقتی در مسیر درست به دیگران منتقل شوند، میتوانند باعث ادامه حیات و رشد انسانها شوند.
در نهایت، برداشت من این است که عشق و محبت زمانی ارزش واقعی خود را نشان میدهد که به عمل تبدیل شود. محبت فقط در حرف نیست؛ در خدمت، شکرگزاری، مراقبت از طبیعت، احترام به دیگران و کمک به انسانها خودش را نشان میدهد. اگر بتوانم نگهبان خوبی برای داشتهها و آموزشهایی باشم که به من داده شده، شاید بتوانم سهم کوچکی در ادامه این زنجیره داشته باشم.
امیدوارم بتوانم محبت را فقط احساس نکنم، بلکه آن را در رفتار و عمل خودم نشان بدهم و چیزی را که از دیگران دریافت کردهام، برای آیندگان به یادگار بگذارم.
نوشته و تایپ: راهنمای تازه واردین مسافر ابراهیم
ویراستار: مسافر محمدحسین ل۲
تنظیم و ارسال: مسافر ابراهیم نگهبان سایت
سایت مسافران نمایندگی اردستان
- تعداد بازدید از این مطلب :
53