English Version
This Site Is Available In English

گذر از روزهای سخت

گذر از روزهای سخت

این وادی یکی از قوانین زندگی را به‌صورت واضح و قابل‌درک مطرح می‌کند؛ اینکه در هر مرحله‌ای از زندگی که قرار دارم، سکون برای من و هیچ موجود دیگری جایز نیست. مهم نیست در شرایط سخت زندگی باشم یا روزهای خوش و موفقیت را تجربه کنم؛ به هر حال اگر از حرکت بایستم، به سمت تاریکی کشیده خواهم شد. اگر در سختی و رنج باشم، مثلاً در سفر اول، درمان سیگار، درمان اضافه وزن یا هر مسیر دیگری که در آن تاریکی‌ها را تجربه می‌کنم، نباید از حرکت کردن امتناع کنم؛ زیرا القائات نیروی منفی دائماً در گوش من نجوا می‌کند: «نه، به نتیجه نمی‌رسی»، «زندگی تمام شده»، «از تو گذشته» یا «مسیر را رها کن».

این وادی دقیقاً در همین‌جا به داد من می‌رسد و می‌گوید: حرکت کن، از تلاش کردن دست نکش. شاید مسیر برایت کمی گنگ باشد، اما راه درست و حساب‌شده است. حرکت کن تا قدم بعدی خودش را به تو نشان دهد. شاید راه در ابتدا سخت به نظر برسد، اما ادامه بده؛ چراکه در ادامه، قطعاً مسیر هموارتر خواهد شد، وقتی به این مطالب که دائماً در کنگره و در آموزش‌ها مطرح می‌شود فکر می‌کنم، امید پررنگی در دلم ایجاد می‌شود. کنگره راه را به من نشان داده است. شاید این مسیر برای هر انسانی کمی متفاوت باشد؛ اما اصل راه همین است. اگر در مسیر پایدار بمانم و به حرکت خود ادامه دهم، قطعاً به نتیجه خواهم رسید.

این وادی نه‌تنها در سختی‌ها به کمک تک‌تک انسان‌ها می‌آید، بلکه در روزهای خوب و زمان‌هایی که به موفقیت رسیده‌ایم نیز کاربرد دارد. برای مثال، زمانی که یک مسافر و همسفر وارد سفر دوم می‌شوند، درست است که از بند اعتیاد رها شده‌اند؛ اما زندگی همچنان رو به جلو حرکت می‌کند و ممکن است مشکلات جدیدی بر سر راهشان قرار بگیرد، بنابراین اگر فقط به رهایی بسنده کنند و دیگر برای ادامه مسیر و رشد و ارتقای خود تلاش و حرکت نکنند، باز هم رکود اتفاق می‌افتد و مسیر حرکت می‌تواند به جای روشنایی، به سمت تاریکی برود.

در اینجا دوست دارم از تجربه سه ماه گذشته خودم بگویم؛ از اینکه آموزش‌های کنگره چگونه در سخت‌ترین و تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ام به کمکم آمد. در زندگی، مشکلات همیشه وجود دارند و ممکن است روزهای سخت برای هر انسانی پیش بیاید. من هم از این قاعده مستثنی نیستم؛ اما آنچه اهمیت دارد، نوع رفتار من در برابر این مشکلات است. آیا ناامید می‌شوم و دست از ادامه مسیر می‌کشم؟ آیا هدف‌هایی را که دارم رها می‌کنم؟ یا با وجود تمام سختی‌ها، به حرکت خود ادامه می‌دهم؟

این وادی پیامی برای روزهای تلخ من بود: حرکت کن؛ حتی اگر خسته شدی، حرکت کن. حتی اگر نمی‌دانی چه باید بکنی، از حرکت کردن دست نکش. سه ماه پیش، تنها برادرم را که یکی از مسافرانم بود، در حادثه تصادف از دست دادم. رنجی بزرگ و تلخ به خانواده ما وارد شد. در آن شرایط، تنها چیزی که به کمک ما آمد، آموزش‌هایی بود که طی این سال‌ها در کنگره آموخته بودیم.

در آن روزها شاید دقیقاً نمی‌دانستم چه کاری باید انجام دهم، اما یک چیز را خوب می‌دانستم؛ اگر گوشه‌ای می‌نشستم و در سوگ فرو می‌رفتم و دست از انجام کارهایم می‌کشیدم، قطعاً غرق در تاریکی می‌شدم. همان‌طور که دکتر امین فرمودند، تاریکی منتظر است تا به انسانی که زخمی شده است، پیوندی نامیمون بزند. پس باید خیلی مراقب زخم‌هایم باشم تا وسیله‌ای برای نفوذ نیروی تاریکی نشوند.

به همین دلیل، خیلی زود شروع کردم به انجام کارهایی که در شرایط عادی انجام می‌دادم؛ به کنگره آمدن، سی‌دی نوشتن، ورزش کردن و آشپزی. اوایل انجام دادن این کارها کمی سخت بود و حرکت من شبیه حرکت یک لاک‌پشت شده بود؛ اما همین حرکت‌های کوچک، من را نجات دادند. نمی‌توانم بگویم که امروز در عالی‌ترین شرایط قرار دارم، اما باور دارم که ذره‌ذره بهتر خواهم شد. شاید گاهی این زخم دوباره باز شود و شاید هرگز کاملاً خوب و بی‌درد نشود، اما می‌توان با وجود این زخم، به زندگی ادامه داد، حرکت کرد و رو به جلو رفت.

در پایان می‌خواهم بگویم که این وادی‌ها و تمام آموزش‌های کنگره می‌توانند در تک‌تک لحظات زندگی ما نقش پررنگی داشته باشند. این آموزش‌ها فقط یک‌سری مطالب ساده نیستند؛ بلکه علم زندگی کردن هستند. امیدوارم بتوانم قدر این آموزش‌های ارزشمند را بیشتر بدانم و مهم‌تر از آن، بتوانم آن‌ها را در زندگی خود به کار بگیرم.

نویسنده: راهنما همسفر ملیحه (لژیون دوازدهم)
عکاس: همسفر بتول رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر ریحانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی خلیج‌فارس بوشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...