هشتمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰، نمایندگی قائمشهر، به استادی مسافر محمد، نگهبانی مسافر عسگری و دبیری مسافر رحمان با دستور جلسه «وادی هشتم: با حرکت راه نمایان میشود» یکشنبه 12 مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، محمد هستم، مسافر. خداوند بزرگ را شاکرم که این فرصت را به من داده است تا در این جایگاه بنشینم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان هستم که این بستر را فراهم نمودند تا مسافرهایی مثل من به رهایی و حال خوش برسند. قدردان همه زحمتکشان کنگره ۶۰، بهخصوص در شعبه قائمشهر، هستم که با خدمتشان مرا در سفرم یاری نمودند.
از راهنمای خوبم، حسن آقا، راهنمای لژیون دوم، آقا مهرداد، راهنمای سیگارم، و همچنین آقا مصطفی، راهنمای تازهواردینم، ممنون و سپاسگزارم. از نگهبان و دبیر محترمشان بابت سپردن این فرصت برای خدمت و آموزش نیز متشکرم.
«مِنّت خدای را عَزَّ وَ جَلَّ که طاعتش موجبِ قُربَت است و به شُکر اندرش مَزیدِ نعمت. هر نفسی که فرو میرود مُمدِّ حیات است و چون برمیآید مُفَرِّحِ ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.»
در آموزشهای کنگره ۶۰، برای اینکه من بتوانم راحتتر سفر کنم و به حال خوش برسم، چهارده وادی برای ما در نظر گرفته شده است که باید با طی کردن این چهارده وادی، از تاریکیها خارج شویم. وادی هشتم یکی از زیباترین، طنازترین و پرمعناترین این وادیهاست و خدا را شاکرم که در اولین نشستن در جایگاه استادی، این وادی بهعنوان دستور جلسه، قسمت و روزی من شد.
ما در وادی هشتم یاد میگیریم که در سکون، هیچ زایشی نیست و هر سکونی به سقوط میانجامد. زندگی در کائنات سرتاسر پر از حرکت است و هیچ چیز ساکنی را در خلقت پیدا نمیکنید. هر تفکری با حرکت به سرانجام میرسد و تفکر و حرکت، همانگونه که در وادی پنجم توضیح داده شد، دو بال پروازند.

من، محمد، با حرکت در جهت منفی، در دستان دیو اعتیاد اسیر شدم. سالها درگیر اعتیاد بودم تا اینکه با تحمل مشکلات فراوان به آخر خط رسیدم و آنجا بود که با تمام وجود و یک خواست قوی، تصمیم به ترک مواد مخدر گرفتم. بعد از تفکر و آشنایی قبلی با کنگره ۶۰، به سایت مراجعه کردم و آدرس شعبه قائمشهر را گرفتم و در اولین فرصت به اینجا آمدم.
در کنگره ۶۰ آموختیم که با تفکر، ساختارها آغاز میشوند و با حرکت، ساختارها پدیدار میشوند. هر حرکتی بدون تفکر و هر تفکری بدون حرکت، بیمعناست.
با تمام وجودم، محکم و استوار تصمیم به سفر گرفتم تا به رهایی و درمان برسم و مسئله اعتیاد را یکبار برای همیشه از زندگیام پاک کنم. برای سفر، به سه پارامتر نیاز داشتم: یک، گوشبهفرمان بودن؛ دو، رعایت کردن قوانین؛ و سه، احترام به حرمتها.
در سفر فهمیدم که رهایی، بدون در نظر گرفتن طول و مدت زمان سفر و عدم توجه به راههای انحرافی در صراط مستقیم، امکانپذیر نیست. به همین خاطر، حرفهای راهنمایم را مو به مو انجام دادم تا از این خطرات نیز دور بمانم.
بعد از رسیدن به رهایی و اتمام دوره درمانم، تفکر جبران خسارت از این وادی، یعنی وادی هشتم، در ذهنم شکل گرفت تا اول از خودم، بعد از خانوادهام و سپس از جامعه و کائنات جبران خسارت نمایم.
امیدوارم که این جایگاه را همه سفر اولیها در پایان سفرشان تجربه نمایند. ممنونم که با سکوت و توجه زیبایتان به مشارکتم گوش فرا دادید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
76