جلسه پنجم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمال الملک تهران به استادی همسفر فاطمه، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر صدیقه با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سه شنبه ۷ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شکر میکنم که امروز اجازه خدمت در این جایگاه به من داده شد. از ایجنت، مرزبانان و راهنمایم تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم و از مشارکتهای شما آموزش بگیرم. دستور جلسه امروز در مورد «صورت مسئله اعتیاد» است. این موضوع در سال ۱۳۷۸ در دانشگاه علوم پزشکی سیستان و بلوچستان توسط آقای مهندس مطرح شد. آقای مهندس آمدند و از ریشه گفتند که اعتیاد چیست؟ علت اعتیاد چیست؟ آیا از خوشگذرانی است؟ آیا فرد مصرفکننده به دنبال هوا و هوس است که به سمت مصرف مواد مخدر میرود؟ این چیست؟ ما از اعتیاد چه میخواهیم؟ اعتیاد چه مشکلاتی را برای فرد مصرفکننده به وجود آورده است؟
ایشان آمدند و سیستم ایکس را مطرح کردند و فرمودند: بدن ما خودش به طور خودکار مواد شبه افیونی طبیعی را میسازد؛ ولی وقتی کسی شروع به مصرف مواد مخدر میکند؛ چون بدن هوشمند است دیگر بدن مواد شبه افیونی طبیعی را نمیسازد و میگوید: وقتی با مصرف مواد مخدر مواد شبه افیونی در اختیارم قرار میگیرد، اینها را تولید نمیکنم و نمیسازم. کسی که مصرفکننده مواد است نمیتواند کارهای روزمره زندگیاش را انجام دهد؛ پس این دلیل نمیشود که او انسان بیغیرت، بیاراده یا ضعیفی است. آقای مهندس آمدند و صورتمسئله اعتیاد را اینطوری عنوان کردند که تا قبل از این کسی به این شکل به اعتیاد نگاه نکرده بود. افراد میآمدند و یکسری داروهایی را مصرف میکردند یا مثلاً میگفتند که سمزدایی انجام شود؛ در صورتی که اصلاً اعتیاد سم نیست که بخواهند با سمزدایی آن را از بین ببرند تا قبل از اینکه من خودم به کنگره بیایم، هیچکس نتوانسته بود به این سادگی و روانی به ما بگوید اعتیاد چیست؟ اعتیاد چه شکلی است یا مثلاً این تخریبات را دارد.
آقای مهندس آمدند و گفتند الآن که مواد شبه افیونی در بدن تولید نمیشود؛ پس باید چیزی بیاید که جایگزین آن شود. داروی OT را کشف کردند و خودشان اپیوم را مصرف کردند و در طی ۱۰ ماه توانستند به رهایی از دام اعتیاد برسند و بدنشان دوباره شروع به ساختن مخدرهای طبیعی کند و دیدند که با توجه به تجربههای گذشته جواب درستی از داروی اپیوم گرفتند و در نهایت این شد حل صورتمسئله اعتیاد. با حل شدن صورتمسئله اعتیاد بعد از چند سال متوجه شدند کسانی که داروی OT را استفاده کرده بودند، بیماریهای دیگری نیز داشتهاند که رفع شده است نه اینکه خود آقای مهندس بیایند تحقیق کنند یا دنبال این کار بروند که ببینند آیا این بیماری درست شده یا نه؟ افراد درمان شده آمدند و گفتند مثلاً ما فلان بیماری را داشتیم، در طی ۱۱ ماه که سفر کردیم و داروی OT را با روش پلهپله و با راهنمایی راهنمایانمان استفاده کردیم دیدیم فلان بیماری که داشتیم از بین رفته است؛ پس اینجا بود که باز هم شروع به تحقیقات بیشتر کردند.
آقای مهندس دیدند که داروی اپیوم تینکچر یک داروی مؤثر بود که هم خیلی از مصرفکنندگان را از دنیای تاریک اعتیاد نجات داد و هم خیلی از بیمارها راه درمان آن به وسیله این دارو کشف شد. ما قبل از این فکر میکردیم که تریاک یک داروی خیلی خطرناک و بدی است و چهره خیلی زشتی دارد؛ الآن آقای مهندس تحقیق میکنند و مطمئن هستم همانطور که مقالههایی در مورد درمان بیماریهای صرع، MS، کولیت و ... را انجام دادهاند و انشاءالله این علم پیشرفت کند و همه دنیا از این علم مطلع و آگاه شوند. آقای مهندس مطرح کردندکه درمان اعتیاد شامل به تعادل رسیدن جسم، روان و جهانبینی ما میشود. حالا اگر این جسم با داروی OT خوب شود، در کنار جسم، روان هم سالم و رشد پیدا میکند و به تعادل میرسد. با اموزشهایی که در کنگره داده میشود جهانبینی فرد هم درست میشود. اگر نگرش فرد همان نگرشی باشد که در زمان مصرف داشته، پس همین دارویی هم که خورده اصلاً اثری ندارد؛ باید آگاهی پیدا کند، نگرش و نگاهش به زندگی تغییر کند که همه اینها در شناخت صورتمسئله اعتیاد بود.
حال اگر بخواهم برداشت خودم را از این دستور جلسه بگویم میتوانم بیان کنم که من هفتهای یک بار به مسافرم پیام میدهم و از ایشان معذرتخواهی میکنم. من تا قبل از اینکه کنگره را بشناسم، در سال دو بار مسافرم را به کمپ میفرستادم. واقعاً چه زجری میکشید. من این علمی که الآن دارم را آن موقع نداشتم؛ ولی الآن نسبت به این موضوع آگاهی پیدا کردهام؛ امیدوارم که این آگاهی برای خیلی از مصرفکنندهها و خانوادههایشان اتفاق بیفتد و پیگیر باشند و راه درست را پیدا کنند و بتوانند به مقصد برسند و بدانند واقعاً درمانشان فقط در کنگره هست و رهاییشان را اینجا میتوانند بگیرند. درمان اعتیاد فقط اینجاست نه جای دیگر.
قبل از اینکه این روش را بدانم، چهقدر خودم را سرزنش میکردم، چه قدر مسافرم را اذیت میکردم و انواع و اقسام کمپهایی که بود و از مکان آن اطلاع داشتم او را میبردم و هر دفعه به بهانههای مختلف که مثلاً محیط این کمپ بهتر است، امکاناتش بهتر است، استخر دارد و ... او را به آنجا میبردم. وقتی که برگشت میکرد میگفتم خب چرا نمیتواند؟ چرا فلانی توانسته است؟ ولی الآن که نگاه میکنم، میگویم مثلاً آن طرف ۱۰ سال، ۷ سال، ۱۲ سال هست پاکی دارد؛ ولی هر روز در زجر هست، هر روز در سختی است و تعادل ندارد و اینکه همیشه فکر میکنیم و میگوییم بهترین راه کوتاهترین راه است. قبل از اینکه صورتمسئله اعتیاد مطرح شود، در نوشتارها هم هست میخوانیم که غذای نیمهپخته و خام قابل خوردن نیست و اینها قابل خوردن و قابل استفاده نیست. انشاءالله که همیشه امید داشته باشید و بدانید که درمان در همین مکان است. از خدا میخواهم که مسافران سفر اولیها سفرشان را بهخوبی به پایان برسانند، در اینجا ماندگار شوند و خدمت کنند.
اهداء لوح به اعضاء لژیون سردار


مرزبانان کشیک: همسفر نرجس و مسافر قاسم
تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
124