جلسه سوم از دوره سیودوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی شمس به استادی راهنما همسفر سارا، نگهبانی همسفر زیبا و دبیری همسفر شیرین با دستورجلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز سهشنبه ۷مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
از نگهبان عزیز بابت دعوتشان، ایجنت محترم خانم طاهره و گروه مرزبانی تشکر میکنم. همانطور که مستحضر هستید سال تحصیلی کنگره با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» آغاز میشود. اینکه دستور جلسات برای یک زمان مشخص تعیین شده،؛ قطعاً هدفی داشتهاند. آغاز سال تحصیلی با این دستور جلسه است که چرا اعتیاد مهمترین و اصلیترین خشت بنای علمی کنگره۶۰ میباشد؟ یعنی در واقع تمام سازوکار اصلی کنگره و محوریت آن روی صورت مسئله اعتیاد میچرخد. چرا صورت مسئله اعتیاد؟ به این دلیل که تا امروز مجهولات بسیار زیادی راجع به اعتیاد وجود داشته و همچنان هم هست که افراد زیادی از آن آگاهی کافی ندارند.
یک سری سؤالاتی وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آن پیدا نشده بود. از آنجایی که اطلاعات درست و کافی وجود نداشت، عدهای آن را غیرقابل درمان میدانستند و عدهای دیگر ادعا میکردند که درمان اعتیاد در مدت کوتاه امکانپذیر است؛ اما بنیانگذار کنگره۶۰ و نویسنده کتاب «عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر» مهندس حسین دژاکام، تمام این مجهولات را کنار زدند و راه و مسیر جدیدی را کشف کردند. ایشان پس از تحقیقات فراوان در زمینه اعتیاد و آزمودن روشهای متعدد درمان اعتیاد، زمانی که از هیچیک از موارد فوق نتیجه مطلوب و مورد نظرشان حاصل نشد، آمدند و تمام سؤالات و مجهولات را در زمینه اعتیاد کنار زدند و در مجموع یک سؤال را مطرح کردند و تحقیقات خود را در آن زمینه آغاز کردند که سرانجام به نتیجه هم رسیدند.
سؤالی که مطرح شد این بود؛ چرا فردی که درگیر بیماری اعتیاد میشود، پس از ترک مواد مخدر به حال خوش نمیرسد؟ چرا دیگر نمیتواند به زندگی طبیعی ادامه دهد؟ چرا دیگر نمیتواند تصمیمات درستی بگیرد، منزوی میشود، از جامعه و خانواده دور میشود و مشکلات عدیدهای را به وجود میآورد؟ تمام این مشکلات مربوط به یک مورد خاص میشد که آن هم از محوریت داستانهای کنگره است و آن سیستمX (ایکس)است. سیستمX را اگر بخواهیم به صورت عام و ساده تعریف کنیم، میتوانیم آن را به عنوان کارخانه تولید مواد مخدر طبیعی بدنمان در نظر بگیریم. مجموعهای از نوروترنسمیترها، مدیاتورهای شیمیایی، مجموعهای از هورمونهای درونریز و برونریز که تمام این اجزا مواد مخدر و شبهافیونی را در بدن ما تولید میکنند و در مصارف مختلف در اختیار بدن ما قرار میدهند.
زمانی که فرد مصرفکننده از بیرون این موادمخدر را وارد بدنش میکند، در واقع عملکرد این کارخانه را بهتدریج متوقف میکند. از آنجایی که بدن ما دارای یک سیستم کاملاً هوشمند میباشد، زمانی که از این مواد اشباع میشود، بلافاصله به بدن ما فرمان داده میشود که دیگر نیازی نیست از این مواد تولید کنید؛ چرا که به قدر کافی در بدن موجود است. اتفاقی که در بدن ما رخ میدهد این است که مواد مخدر بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی بدن میشود و بهتدریج مسئولیت تولید مواد مخدر درونی که توسط کارخانهای در بدن تأمین میشد، به مواد مخدر بیرونی واگذار میشود. در اینجا چه اتفاق خطرناکی رخ میدهد؟ به محض اینکه کارخانه متوقف میشود، عملکرد آن دچار اختلال میشود و بر تمام سیستم بدن ما تأثیر میگذارد.
یکی از تأثیرات منفی و مخرب آن این است که بدن ما کاملاً به مواد مخدر بیرونی عادت میکند و به آن وابسته میشود؛ چون به هیچ عنوان بدون مواد مخدر بدن نمیتواند امورات خود را سپری کند و مشکلاتش را حل کند. در نتیجه وقتی بدن با قحطی مواد مواجه میشود، نیازمند مصرف مواد در هر روز و هر ساعت میشود و در تمام بدن ما تأثیر منفی میگذارد؛ پس اولین اختلال، وابستگی شدید بدن به مواد مخدر میباشد. دومین اختلال این است، زمانی که جسم من وابسته به مواد میشود ناخواسته بر روح و روان من هم اثرات منفی میگذارد. زمانی که من حتی یک دنداندرد ساده داشته باشم، دیگر در آن روز نه تفکرات ساده دارم و نه اقدامات کارآمد و تمام برنامههای آن روز من به واسطه درد دندان تحتالشعاع قرار میگیرد؛ بنابراین زمانی که جسم بیمار میشود، ناخواسته روی خلقوخو و روان هم تأثیر میگذارد.
حال اگر من به صورت ناگهانی مواد را قطع کنم، شوک بسیار مخربی به بدن وارد کردهام که بعضاً مشاهده شده با عواقب آن تا انتهای عمر درگیر میشویم و علائم آن ماندگار میشود؛ چون زمانی که بهطور ناگهانی مواد را قطع میکنیم، بدن دچار قحطی میشود، به همه سیستمهای بدن آسیب وارد میشود و تخریب وحشتناکی ایجاد میکند. قطع ناگهانی علائمی پنهان و آشکار دارد. علائم آشکار مانند عطسه کردنهای مکرر، حالت تهوع، آبریزشبینی و اختلال در دستگاه گوارش، علائم بیرونی و پنهانی آن مانند منزوی و گوشهگیر شدن، فرد احساس میکند دیگر برای خانواده و جامعه مفید نیست و دیگر بدون مواد نمیتواند به زندگیاش ادامه دهد و به درد هیچکس و هیچ کاری نمیخورد، میباشد.
زمانی که انسان تفکراتش به این سمت میرود و کاملاً منفی میشود، فرد تا اوج ناامیدی پیش میرود، قید زندگی را میزند و به هیچ چیز اعتقاد ندارد، دیگر در هیچ صراط مستقیمی قرار نمیگیرد، سربهراه نیست، نمیتواند به اموراتش برسد و تصمیمات درستی بگیرد. سومین اختلالی که فرد با آن مواجه میشود، بروز مشکلات در قسمت جهانبینی میباشد. فرد بهشدت مضطرب و پرخاشگر میشود و نمیتواند مسئولیتهایش را بر عهده بگیرد. گاهاً به علت وجود افکار منفی و تنشهایی که دارد، جامعه آنها را بیمار روانی خطاب میکند؛ در حالی که آن بیمار روانی نیست و فقط سیستمX فرد بههم ریخته و تمام اختلالات به وجود آمده به این دلیل است که کارخانه تولید مخدرهای بدنش تخریب شده است.
جناب مهندس پس از تحقیقات بسیار روش درمانی DST را کشف کردند. ابتدا این روش را بر روی خودشان آزمایش کرده و پس از کسب نتیجه درست و اثربخش، برای اولین بار به صورت مقاله در دانشگاه علوم پزشکی زاهدان تحت عنوان «مثلث درمان» عنوان کردند. ایشان فرمودند زمانی که فردی درگیر مصرف مواد مخدر میشود و اعتیاد پیدا میکند، جسم، روان و جهانبینی آن فرد دچار مشکل میشود. زمانی که جسم یک فرد مصرفکننده درمان میشود، بالطبع خلقوخو و روان هم بهآهستگی ظرف مدت ۱۱ ماه بهبود مییابد و جهانبینی فرد هم با شرکت در کلاسها، آموزش دیدن و بالابردن سطح آگاهی میتواند تغییر پیدا کند و درمان بشود. زمانی که یک مصرفکننده به سلامت رها و وارد سفر دوم میشود، هم از لحاظ جسمی بهبود پیدا کرده و هم از لحاظ خلقوخو و روان آرامتر شده و تفکرات آن در جهت مثبت تغییر میکند.
تجلیل به پاس خدمات ارزشمند راهنمای محترم همسفر سپیده (لژیون اول)


کسب مقام اول تیم دارت شعبه شمس


مرزبانان کشیک: همسفر فاطمه و مسافر محمدحیدر
تایپیست: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر سپیده (لژیون اول)
عکاس، ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
157