در مسیر خدمت با انسانهایی روبهرو میشویم که هر کدام تجربهای ارزشمند و داستانی شنیدنی دارند. این بار فرصتی فراهم شد تا در خدمت راهنمای لژیون چهارم همسفر زهره از نمایندگی کمال الملک باشیم و از تجربیات ایشان در جایگاههای مختلف بشنویم.
از ایشان سپاسگزاریم که با صمیمیت، تجربیات خود را با ما به اشتراک گذاشتند. امیدوارم این گفتوگو بتواند تجربهای آموزنده برای همه دوستان باشد.
همسفر زهره و مسافرشان سعید با آنتیایکس مصرفی تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۹ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی مسافر احمد و همسفر مژگان سفر کردند. هماکنون به مدت ۱۵ سال و ۵ ماه و ۲۴ روز است که با دستان پرتوان آقای مهندس آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر کوهنوردی، شنا و فوتسال بود و رشته ورزشی همسفر بدمینتون و دارت است. همسفر زهره جایگاههای خدمتی زیادی مانند: راهنمای تازهواردین، راهنمای DST در نمایندگی کوروش آذرپور و کلینیک، مرزبانی، ایجنتی نمایندگی کوروش آذرپور و ایجنتی بوستان ولایت را نیز گذراندهاند. همسفر زهره توسط سریال مسافر که از تلویزیون پخش میشد با کنگره60 آشنا شدند. اول فکر میکردند که یک نمایشنامه یا فیلمنامه است که نوشته شده است، تحقیق کردند و متوجه شدند که جایی به نام کنگره۶۰ وجود دارد و این موضوع باعث آشنایی ایشان با کنگره شد.
چه عاملی باعث شد حضورتان در کنگره۶۰ ادامهدار شود؟
اگر بخواهم بدون اغراق بگویم اول درمان مسافرم بود؛ چون ما قبل از اینکه وارد کنگره شویم خیلی روشها را امتحان کرده بودیم و هیچ نتیجهای نگرفته بودیم و میخواستیم این راه را هم امتحان کنیم که ببینیم جواب میدهد یا نه؟ اما بعد از ورودمان به کنگره و حضورمان در جلسات چیزهای دیگری الویت شد. آموزشها، دانش کنگره و بینشی که نسبت به خودمان و پیرامونمان پیدا کرده بودیم باعث ماندگاری ما شد.
تجربه ایجنت بودن چه تفاوتی با راهنمایی و مرزبانی داشت؟
ایجنت بودن خیلی متفاوت است. وقتی راهنما هستید فکر میکنید که مادر خانواده هستید، مرزبان که میشوید احساس همان مسئول بودن را دارید؛ اما ایجنت که میشوید بزرگ خانوادهاید و بایستی بتوانید تصمیمهای درستی بگیرید، حرکتهای درستی را انجام بدهید و بتوانید انسجام، وحدت کلمه، قدرت بیان، تفکر و حرکت ایجاد کنید؛ پس باید این اول در درون خودتان میبود و ایجنتی این قدرت و توان را به من داد و قدرت مدیریت من را خیلی بالا برد.
در مسیرتان چه چیزی نقطه عطف محسوب میشود؟
دانش کنگره به دلیل بینظیر بودن، زیبا بودن و پر محتوا بودن و اینکه در هیچ کلاس، مدرسه و دانشگاهی به ما آموزش نداده بودند بسیار ارزشمند است. واقعاً علم کنگره، جهانبینی و خودشناسی نقطه عطف من در کنگره شد؛ البته خیلی اتفاقات دیگری که با هم رقم خورد که باعث شروع حرکت من در مسیر کنگره شد.
در کدام جایگاهها احساس کردید که مسئولیت سنگینتری دارید؟
ایجنتی خیلی مسئولیت سنگینتری بود، من زمانی که شال راهنمایی را آقای مهندس روی گردنم انداختند واقعاً احساس کردم که شانههایم خم شد، نه به خاطر شال بلکه برای بار سنگینی که روی دوش من گذاشته شده بود و باید از پس آن برمیآمدم؛ اما ایجنت که شدم دیدم مسئولیت خیلی فراتر از آن است و مخصوصاً ایجنت پارک شدن، نمایندگی محیط محدودی دارد و مدیریت و تمرکز روی آن راحتتر است؛ اما وقتی ایجنت بوستان ولایت شدم و روزی که آقای مهندس به پارک آمدند و در بین جمع اعلام کردند که ایشان ایجنت قسمت همسفران در بوستان ولایت هستند من تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد و بغض کرده بودم، فکر میکردم از عهده آن بر نمیآیم؛ چون همان موقع من ایجنت نمایندگی کوروش آذرپور هم بودم؛ اما گفتم وقتی آقای مهندس این طور میگویند پس با دل و جان پذیرفتم.
در مسیر راه اندازی بوستان ولایت شما در جایگاه ایجنت همکاری اعضاء کنگره را چگونه دیدید؟
بسیار عالی، واقعاً هر کسی که وارد بوستان ولایت میشد شدیداً احساس مسئولیت میکرد و هر چیزی که ایجنت و مرزبانان میگفتند بدون چون و چرا میپذیرفتند. اگر همکاری اعضاء نبود فقط ایجنت و مرزبانان نمیتوانستند پارک را به ثبات برسانند و این همکاری باعث شد که پارک ولایت ماند و الآن خدا را شکر فعالیتهای زیادی در جریان است و انشاءالله ماندگار هم هست.
چه شد که تصمیم گرفتید در کلینیک به عنوان راهنما خدمت کنید؟
اصل قضیه این بود که من واقعاً دلم میخواست که دستم از دستهای کنگره خارج نشود. زمانی که دوره ایجنتی من تمام شد من باز درخواست تشکیل لژیون دادم نه برای سمت و جایگاه بلکه برای آن حس و حالی که خدمت به من میداد، برای آن انرژی که میتوانستم از خدمت بگیرم؛ همچنین میتوانستم به وسیله خدمت در کنگره حضور داشته باشم و خدمت بند اتصال من به کنگره هست و عاشقانه دوست دارم که همیشه در کنگره باشم و خدمتگزار واقعی و اصیل باشم.

اگر بخواهید صورتمسئله اعتیاد را در چند جمله برای کسی که هیچ شناختی از آن ندارد توضیح دهید چه میگویید؟
صورتمسئله اعتیاد در جهانبینی و کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر برای ما به خوبی توضیح داده شده است؛ اما اگر بخواهم اعتیاد را تشریح کنم قطعاً و یقیناً شهر بمباران شده استاد امین را در جزوه مثال میزنم که شهر وجودی به وسیله موادمخدر بمباران شده و باعث ویرانیهای شدیدی شده است و الآن قرار است که آن ویرانیها به درستی دوباره بنا شود.
پیش از آشنایی با کنگره نگاه شما به فرد مصرفکننده چگونه بود؟
بسیار بد، تلخ و زهرآگین و من هم مثل اکثریت انسانها افراد مصرف کننده را انگل جامعه، بار اضافه، بیمسولئت و بی اراده میدیدم؛ اما از وقتی که وارد کنگره شدم نگاهم ۱۸۰ درجه تغییر کرد و تازه فهمیدم که گره اصلی در وجود انسانها کجا قرار دارد و این گره بایستی چگونه باز شود.
اگر کسی بگوید اعتیاد، فقط ضعف اراده هست به او چه پاسخی میدهید؟
تنها پاسخی که میتوانم بگویم این است که شما در مورد اعتیاد هیچ چیز نمیدانید و مشکلات انسانها به قول آقای مهندس از جهل و نادانی آنها نیست؛ بلکه از دانشهای کشف نشده است و برای شمایی که از اعتیاد چیزی نمیدانید؛ یعنی اینکه این دانش هنوز کشف نشده است.
اگر کسی با خواندن این گفتگو تصمیم بگیرد برای درماناعتیاد اقدام کند اولین توصیه شما به او چیست؟
اولین توصیهام جمله آقای مهندس است که بهترین، کاملترین، مناسبترین و با راندمانترین روش درمان، روش DST در کنگره۶۰ است. فکر میکنم این بهترین و مناسبترین پاسخ باشد.
از اینکه وقت ارزشمند خودتان را در اختیار ما قرار دادید بسیار سپاسگزارم و برای شما آرزوی بهترینها را دارم.
مصاحبهکننده و طراح سؤال: همسفر شریفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمالالملک تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
124