جلسه نهم از دوره دوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رزن به استادی راهنما همسفر لیلا، نگهبانی همسفر مهناز و دبیری همسفر زینب با دستور جلسه «صورت مسئله اعتیاد» روز دوشنبه ۶ مهرماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
در خصوص دستور جلسه داشتم به این فکر میکردم که به دوران مدرسه برگشتم. اگر یادمان باشد در درس ریاضی همیشه یکسری مسئله داشتیم که باید حلشان میکردیم؛ یکسری پیچیدگیها داشت که باید متوجه میشدیم چهطور باید آن مسئله را حل کنیم و جوابش را به دست بیاوریم. اگر یادتان باشد، معلممان همیشه میگفت: چند بار بخوانید، ببینید مسئله چیست و چهطور باید آن را حل کنید؛ باید متوجه میشدیم که قرار است از ضرب استفاده کنیم، تقسیم کنیم یا منها و جمع انجام دهیم. همه اینها با چندبار خواندن و دقت کردن در صورت مسئله مشخص میشد. این موضوع ارتباط مستقیمی با زندگی ما دارد. در کنگره۶۰ همه همسفرها در بدو ورودشان این را میگویند که من به خاطر مسافرم آمدم. من که هیچ مشکلی ندارم؛ او بوده که اعتیاد داشته و مواد مصرف کرده. من الان به خاطر خودم اینجا هستم. چرا من باید سیدی بنویسم؟ بهموقع حضور داشته باشم؟ اصلاً لباس سفید بپوشم؟و از این صحبتها.
ما هیچوقت خودمان فکر نمیکنیم که شاید ما هم یکسری کوتاهیهایی در زندگی داشتهایم، اشتباهاتی کردهایم، در بعضی مواقع من همسفر، مسافرم را درک نکردهام و همین موضوع باعث شده او عصبانی شود و به سمت مواد برود. آن لحظه مواد برای او تبدیل شده بود به چیزی که با آن آرام میشد و بهنوعی خودش را آرام میکرد. حال کنگره۶۰ آمده و این صورت مسئله را برای ما باز کرده است. آقای مهندس بارها گفتهاند که حتی ممکن است راهنما یک راهکار اشتباه به شما بدهد؛ البته تا امروز چنین چیزی را در کنگره۶۰ ندیدهایم؛ زیرا راهنما از ابتدا در کنگره۶۰ حضور داشته، آموزش دیده و آموزشهای لازم را دریافت کرده است؛ اما اگر زمانی چیزی را به ما گوشزد میکند، ما باید فرمانبردار باشیم. در بدو ورود شاید این «چشم گفتن» برایمان کمی سخت باشد یا حتی علت آن را ندانیم؛ اما وقتی در مسیر پیش میرویم، متوجه میشویم که راهنمای ما صلاح ما را خواسته، صلاح زندگی ما را خواسته و شاید تجربههایی که او در این مسیر به دست آورده، بسیار بیشتر از تجربههای ما بوده است.
در صورت مسئله اعتیاد در مورد جسم انسان صحبت شده است. اینجا بد نیست یک فلشبک هم به این موضوع داشته باشیم تا از مطالب کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» فاصله نگیریم. جسم انسان بر اثر استفاده از مواد دچار تخریب و اختلال شده است؛ موادی که بهمرور زمان بدن به آنها نیازمند شده بود و در ادامه روح و روان انسان نیز به آن وابستگی پیدا کرده بود. ما در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» داریم، میگوییم کسی که مصرفکننده است، به مواد نیازمند است؛ در واقع بیمار آن مواد است. اگر آن مواد را استفاده نکند و مادهای که بدنش هر ماه در فواصل مشخص دریافت میکرده به او نرسد نمیتواند بهدرستی درمان را ادامه دهد. کسانی که با مصرف مواد وارد کنگره۶۰ میشوند یکسری مسائل آشکار و پنهان در درون خود دارند. در کتاب در مورد مسائل آشکار صحبت شده است؛ یعنی کسی که مواد مصرف میکند ممکن است خودش متوجه بعضی از مسائل و مشکلاتش نباشد؛ اما اطرافیان میتوانند آنها را درک کنند.
برای مثال ممکن است فرد از نظر عصبی ضعیف شده باشد و از لحاظ رفتاری مشکلاتی داشته باشد. ممکن است زمانی که مواد مصرف نمیکند بیقراری داشته باشد نتواند بهدرستی فعالیت کند، احساس تنبلی دارد به ظاهر نتواند سر کار برود یا دچار درد دست و پا شود و مشکلاتی از این قبیل ایجاد شود برای فرد مصرفکننده. حالا کسی که وارد کنگره۶۰ میشود و درمانش را آغاز میکند و داروی OT جایگزین مواد مصرفی او میشود، رفتهرفته این مشکلات شروع به برطرف شدن میکنند. هیچکس نمیتواند دارو را درست استفاده نکند؛ اما انتظار داشته باشد با نوشتن سیدی و انجام آموزشها به نتیجه برسد یا فقط داروی خود را مصرف کند و آموزشها را انجام ندهد. اینها در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند؛ همانطور که آقای مهندس روز چهارشنبه فرمودند: «این موارد در کنار یکدیگر هستند که یک شخص سفر اولی را کامل میکنند.»
ما در مورد جسم انسان میدانیم که انسان بر اساس نگرش و تفکری که در ذهن خود دارد، رفتار میکند. وقتی شخص وارد کنگره۶۰ میشود و در مسیر آموزش قرار میگیرد، همین آموزشها باعث میشوند که رفتهرفته تغییراتی در وجود او به وجود بیاید. به مرور زمان ممکن است مسائل پنهان نیز خودشان را نشان دهند و شروع به آشکار شدن کنند. در مورد مسائل پنهان، در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و در مطالب مربوط به وادی اول نیز صحبت شده است. کسی که در ابتدا سفر خود را شروع میکند، ممکن است در طول سفر با عوارضی مانند افسردگی یا گوشهگیری مواجه شود. به هر حال مادهای که بدن فرد سالها به آن وابسته بوده، از او گرفته شده و داروی دیگری جایگزین آن شده است. طبیعی است که بدن و سیستمهای مختلف نیاز به زمان داشته باشند تا با شرایط جدید هماهنگ شوند و داروی جایگزین را بپذیرند؛ بنابراین ممکن است مدتی طول بکشد تا این عوارض و مشکلات رفتهرفته برطرف شوند و شرایط فرد به تعادل برسد.
در مورد یک مسئله دیگر هم که اکثر همسفرها درباره آن سؤال دارند این است که آقای مهندس در مورد تغییرات فیزیولوژیک صحبت کرده بودند و یک بازه زمانی را برای آن در نظر گرفته بودند؛ ۱۱ ماه که در این مدت سیستم جسمی و عوارض ناشی از تخریب رفتهرفته بهبود پیدا کند؛ اما در مورد جهانبینی زمان مشخصی را نمیتوان تعیین کرد. همسفرها در بدو ورودشان معمولاً از راهنماها سؤال میپرسند که من الان سفر دومم را شروع کردهام و در طول سفر اولم این مشکلات را داشتم. بعضی از این مشکلات حل شدهاند؛ اما مسافر من بعد از ۲ یا ۳ سال هنوز بعضی از این مشکلات را دارد و برطرف نشدهاند؛ پس این تغییر چه زمانی قرار است در او به وجود بیاید؟ آقای مهندس در این مورد توضیح دادهاند که جهانبینی هر شخص، با توجه به هر میزان تخریب و رفتارهایی که از گذشته داشته، زمان متفاوتی نیاز دارد.
برای مثال ممکن است من همسفر در طول ۲ یا ۳ سال به تغییراتی در جهانبینی خود برسم؛ اما مسافری که با تخریب شیشه وارد کنگره۶۰ شده ممکن است به همان مدت زمان به نتیجه نرسد و تغییرات درونی او زمان بیشتری نیاز داشته باشد؛ پس نمیتوان برای همه افراد یک زمان مشخص تعیین کرد. در هر شخصی این زمان میتواند متفاوت باشد؛ در من و شخص دیگری این تفاوت بهخصوص در مورد مسافران با توجه به نوع و میزان تخریب و شرایطی که هر فرد با آن وارد کنگره۶۰ شده است میتواند بیشتر باشد.
مسافران با تقسیم مواد به ۳ گروه، وارد بحث گروهبندی مصرفکنندگان میشوند. گروه اول، مصرفکنندگانی هستند که تازه وارد دنیای اعتیاد شدهاند؛ افرادی که تصور میکنند با تفریحی مصرف کردن و گهگاهی استفاده کردن هیچوقت دچار مشکل و مصرف مداوم مواد نمیشوند و به اعتیاد گرفتار نخواهند شد؛ اما این عزیزان هم در اشتباه هستند. طبق تجربهای که ما داشتهایم بسیاری از مسافران با همین مصرفهای تفریحی وارد مسیر اعتیاد شدهاند و متأسفانه به مرور زمان به مصرفکننده مداوم تبدیل شدهاند. گروه دوم، مصرفکنندگانی هستند که از اعتیاد خود خرسندند؛ یعنی هر بار که مواد مصرف میکنند از حس و حال خود راضی هستند، احساس لذت و رضایت دارند و تصور میکنند مشکلی برایشان ایجاد نخواهد شد. گروه سوم، مصرفکنندگانی هستند که خواسته درمان اعتیاد دارند؛ یعنی افرادی که دائماً از اعتیاد رنج میبرند و خواهان رهایی و درمان هستند.
در مورد رهایی از اعتیاد نیز صحبت شد؛ اینکه برای رسیدن به رهایی، خواسته درمان باید از درون خود فرد وجود داشته باشد؛ باید خودش خواهان درمان و نیازمند کمک باشد؛ البته در کنار این خواسته در ابتدا ترس هم در فرد وجود دارد. وقتی وارد کنگره۶۰ میشود ممکن است این ترس را داشته باشد که دیگر نتواند مواد مصرف کند یا نتواند با شرایط جدید کنار بیاید. یک سری از افراد با مصرف چند نوع ماده وارد کنگره۶۰ میشوند و رفتهرفته با توجه به شرایط درمان میزان مصرف موادشان کاهش پیدا میکند و در ادامه روی OT قرار میگیرند؛ اما یکسری افراد نیز از همان ابتدا مصرف موادشان قطع و داروی OT جایگزین آن میشود. در مورد صورتمسئله اعتیاد نیز در پایان صحبت شد که ما بر اساس شناختی که از انسان داریم میتوانیم تغییر را در خودمان ایجاد کنیم. اگر آگاهی نداشته باشیم میتوانیم با آموزش و حرکت در مسیر درست، رفتهرفته این آگاهی را در وجود خود به وجود بیاوریم.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر سمیه و مسافر علیرضا
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
تایپ، ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی رزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
1394