در مسیر زندگی گاهی انسان با انتخابی درست و حرکتی آرام، از تاریکیها عبور میکند و به روشنایی، آرامش و شناخت میرسد. کنگره۶۰ سرزمینی است که در آن انسانها با آموزش، محبت و حرکت فرصت دوبارهای برای ساختن خویشتن پیدا میکنند. در این گفتوگو مهمان ما بانویی پرتلاش، صبور و تأثیرگذار هستند، کسی که با سالها خدمت و آموزش، چراغی برای رهجویان این مسیر بودهاند. ایشان نمونهای از ایمان، مسئولیتپذیری و خدمت صادقانه هستند و حضورشان برای بسیاری از مسافران و همسفران، دلگرمی و امید به همراه داشته است. با افتخار پای صحبتهای اسیستانت ورزش همسفر فاطمه مینشینیم تا از تجربهها، نگاه ارزشمند و مسیر خدمت ایشان در کنگره۶۰ بیشتر بدانیم.
همسفر فاطمه و مسافرشان با تخریب آنتیایکس مصرفی شیشه و تریاک وارد کنگره۶۰ شدند. به مدت ۱۲ ماه و ۷ روز با متد DST و با داروی OT به راهنمایی مسافر علی و همسفر نرگس سفر کردند. اکنون به لطف خداوند و با دستان پرمهر آقای مهندس ۱۳ سال و ۱۱ ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی ایشان تیراندازی با کمان است و در طول این سالها، در جایگاههای مختلفی همچون دبیری، نگهبانی کارگاه خصوصی، دبیری و خزانهداری لژیون سردار، مسئول امتحانات، راهنمای تازهواردین، راهنمای DST، مرزبانی، مربی باشگاه تیراندازی با کمان، ایجنت و دستیار اسیستانت توفیق خدمت داشتهاند.
برای شروع لطفاً کمی از جایگاه خدمتیتان و مسئولیتهایی که بر عهده دارید برایمان صحبت کنید؟
مسئولیت ورزش همسفران را بر عهده دارم و تلاش ما بر این است که همسفرها در رشتههای مختلف ورزشی، اگر فعالیتی میکنند، فعالیت آنها صحیح و اصولی باشد و آموزشهای لازم هم در اختیار آنها قرار دارد. خدمت ورزش، بیشتر در زمینه برگزاری مسابقات، گسترش فعالیتهای ورزشی برای همسفران است و اهمیت موضوع این است که همسفرها بتوانند در کنار فعالیتهای روزمره، ورزش هم به شکل اصولی انجام بدهند و دنبال کنند. ما در طول سال دو مسابقه جام سردار و جام عقاب طلایی برگزار میکنیم. جام سردار در نیمه اول سال و جام عقاب طلایی مسابقات داخلی است که نیمه دوم سال برگزار میشود و دلیل آن این است که چون فصل زمستان هست و رفت و آمد برای همسفرها سخت میباشد مسابقات جام عقاب طلایی که داخلی هست و هر کسی در پارک مسابقه را برگزار کند. در نیمه دوم سال که پاییز و یک ماه شاید در زمستان قرار بگیرد برگزار میشود. این مسابقات یک فرصتی هست که همسفرها در میدان رقابت قرار بگیرند، به هر حال آن تواناییهای خودشان را محک بزنند، ببینند که این آموزشهایی که گرفتند چه قدر توانستند کاربردیاش کنند و در یک فضایی که واقعاً پر از هیجان و پر از نشاط است و در پارک قرار دارد میتواند با یک حضور خیلی خوب و فعال داشته باشند.
توصیه شما برای همسفرانی که به پارک میآیند و داشتن فعالیت ورزشی را جدی نمیگیرند چیست؟
در مورد این سؤال که همسفرها فقط به نمایندگی میروند و در پارک حضور ندارند، من همیشه این را میگویم که اگر آقای مهندس روی یک موضوعی تأکید ویژهای دارند، مطمئن باشید که حتماً خیر و منفعتی برای ما وجود دارد و یکی از همین موضوعات مهم هم خوب ورزش کردن میباشد. ورزش حالا نه تنها برای سلامتی جسم ما مؤثر است؛ بلکه تأثیر خیلی زیادی در روان ما میگذارد و در ما باعث احساس نشاط و آرامش میشود و میتواند به بازسازی سیستم ایکس ما کمک کند. خب ما همسفران یک زمانی در زندگی مسائل و مشکلات، فشارها و تنشهای مختلفی داشتیم و از تعادل خارج شده بودیم به همین دلیل سیستم دوباره بازسازی شود؛ باید خیلی توجه خاصی روی ورزش کردن داشته باشیم. در نمایندگی آموزشهای خیلی ارزشمند در زمینه جهانبینی دریافت میکنیم، یاد میگیریم و نگاه و نگرش ما نسبت به زندگی و مسائل درست شود؛ اما به نظر من ورزش مکمل خیلی خوب و خیلی مهم در کنار آموزش و علم جهانبینی است و کمک میکند آموزشهایی را که گرفتیم؛ فقط در ذهن ما نماند، فقط در فکر ما نباشد؛ بلکه در جسم و در زندگیمان جاری باشد و زمانی که انسان جسمش سالم شد بهتر میتواند آموزشها را دریافت کند.
افراد تازهوارد تا سه ماه اجازه حضور در پارک را ندارند. علت این تصمیم مهم چیست؟
به نظر من دلیلش این است که زمانی که وارد کنگره میشود هنوز با ساختار و چارچوب کنگره و همچنین قوانین و حرمتها هیچ آشنایی ندارد هنوز به قول معروف ظرفیت لازم برای قرار گرفتن در فضای پارک به وجود نیامده است و این فاصله زمانی به نظرم یک فرصتی که شخص آماده شود تا بتواند به تدریج با ساختار کنگره، قوانین و حرمتها آشنا شود و به یک شناخت نسبی از محیط و مسیر کنگره برسد و جایگاه خودش را بهتر بشناسد آمادگی و ظرفیت بیشتری پیدا کند تا بتواند با آمادگی بیشتری وارد جمع پارک شود. به نظر من این تأکید نشاندهنده یک نگاه عمیق و حسابشدهای که در کنگره وجود دارد؛ چون قبل از اینکه فرد را وارد یک فضای جدید شود؛ ابتدا زمینه را فراهم کردیم؛ البته زمینه شناخت و آمادگی برای حضورش در پارک، هم برای خودش و هم برای مجموعه سازنده و مثمرثمر میباشد.
مسابقات ورزشی در پارک با چه نگاهی برگزار میشود و برد و باخت چه جایگاهی دارد؟
اینکه مسابقات در پارک و در یک فضای دوستانه برگزار میشود و هیچ برد و باختی وجود ندارد خب دقیقاً شعار کنگره این است که یا میبریم یا میآموزیم و به نظر من اگر همه ورزشکارها این مفهوم را به درستی درک کنند دیگر جایی برای تنش، ناراحتی و دلخوری باقی نمیماند. خب ما همسفرها روزی درگیر مشکلات خیلی زیادی بودیم، اعتیاد بسیاری از فرصتها را از ما گرفته بود، اصلاً برای خودمان ارزش قائل نبودیم، در واقع خودمان را گم کرده بودیم. امروز که وارد کنگره میشویم آموزش میگیریم که همه حسهایمان باز شده، دوباره خودمان را پیدا کنیم، تازه داریم میآموزیم که برای وجود خودمان، برای بودنمان، برای لحظههایی که کنار هم هستیم ارزش قائل باشیم و این بودنها خیلی بااهمیت هست و من فکر میکنم که وقتی که وارد مسابقهای هم میشویم قرار نیست که یک رقابت خیلی حرفهای و به قول آقای مهندس گلادیاتوری باشد و بخواهیم به هر قیمتی برنده شویم؛ چون ما آمدهایم که یک روز خوب در کنار همدیگر رقم بزنیم و اگر حالمان خوب نباشد با ورزش حالمان را بهتر کنیم و قطعاً همه عزیزان تلاش خود را میکنند که بهترین عملکرد را داشته باشند؛ ولی نتیجه هرچیزی که باشد باید آن را بپذیریم؛ چون هدف فقط بردن نیست، هدف این است که ما حس خوب را در کنار یکدیگر حفظ کنیم.
حضور راهنماها در پارک و مشارکت آنان در ورزش چه اثراتی روی همسفران میتواند داشته باشد؟
به نظر من یکی از وظایف مهم راهنما این هست که رهجو را به سمت ورزش تشویق کند و این تشویق کردن فقط با صحبت کردن نیست، خود راهنما باید در فعالیتهای ورزشی حضور داشته باشد و این حضورش میتواند تأثیر خیلی زیادی روی رهجو داشته باشد؛ چون راهنما یک الگو و رفتارش به طور مستقیم روی رهجو تأثیر میگذارد. رهجوها خیلی چیزها را از رفتار راهنمای خود یاد میگیرند. اگر راهنما ورزش کند، رهجو هم انگیزه بیشتری برای ورزش پیدا میکند. اگر راهنما به موقع در پارک حضور داشته باشد و فقط برای امضاء کردن دفتر و برای صبحانه خوردن بیاید، خب رهجو هم این رفتار را میبیند و همان مسیر را ادامه میدهد. به نظر من رفتار راهنما از هزاران کلمه تأثیرگذارتر هست و اگر میخواهیم که رهجوها را به سمت ورزش هدایت کند بهتر است که راهنما خودش پیشقدم باشد، با حضورش و با عملش آنها را تشویق کند. وقتی راهنما حرکت کند رهجو هم حرکت میکند؛ چون رهجو به کسی نگاه میکند که او قبول دارد و از رفتارش الگو میگیرد.
چه توصیهای برای ورزشبانان در ارتباط با جذب همسفران به رشتههای مختلف ورزشی دارید؟
یکی از وظایف مهم ورزشبانان جذب و ترغیب همسفرها به ورزش است؛ همانطور که آقای مهندس هم در سیدی آموزگار اشاره کردند که ابتدا باید مسئله از درون انسان حل شود؛ یعنی فرد بداند برای چه ورزش میکند؟ هدفش از ورزش چیست؟ قرار هست چه تغییری در خودش ایجاد کند. وقتی این شناخت و خواسته در درون شکل گرفت، انجام دادن آن در بیرون آسانتر و پایدارتر خواهد بود. به نظر من ورزشبانان در این زمینه نقش بسیار مهمی دارند. آنها میتوانند با کلامشان، حضور و عملکرد خودشان تأثیرگذار باشند. وقتی یک ورزشبان خودش با علاقه و انرژی ورزش میکند، بدون اینکه بخواهد کسی را مجبور کند میتواند الگوی خوبی برای دیگران باشد؛ بنابراین وظیفه ما فقط این نیست که بگویم بیا ورزش کن؛ در واقع میتوانیم با ایجاد ارتباط درست، آموزش، تشویق و الگو بودن، انگیزه و زمینه را فراهم کنیم که همسفر خودش به این باور برسد که ورزش یکی از ابزارهای مهم برای رسیدن به تعادل، سلامت جسم و آرامش روان هست.
(1).jpg)
در صورت بروز مشکل جسمی برای شخص هنگام ورزش، اولین و بهترین اقدام مؤثر چه میتواند باشد؟
ما در پارکها افرادی داریم که دورههای کمکهای اولیه را گذراندهاند و به صورت کشیک و منظم در پارک حضور دارند تا در صورت بروز هرگونه حادثهای یا آسیبی بتوانند اقدامات لازم را انجام بدهند. اگر آسیب سطحی باشد، خدمتگزارها میتوانند با انجام اقدامات اولیه فرد را مورد رسیدگی قرار بدهند و اگر جدیتر باشد، اقدامات اولیه و ضروری را تا زمان رسیدن آمبولانس انجام میدهند و شرایط فرد را تا حد امکان تحت کنترل قرار میدهند و تأکید ما هم به همسفران این است که حتماً بیمه ورزشی داشته باشند، حالا چه در مسابقات شرکت میکنند، چه صرفاً در فعالیتهای ورزشی هستند. داشتن بیمه ورزشی خیلی مهم است و میتوانند در صورت بروز آسیبهای ورزشی، یک پشتوانهای برای فرد باشند.
اگر خاطره زیبا و بهیادماندنی از دوران خدمت خود دارید، خوشحال میشویم برایمان بازگو کنید؟
یکی از خاطراتی که در ذهن من هست، مربوط به برگزاری مسابقات فینال جام عقاب طلایی است. ما تمام برنامهریزیها را انجام داده بودیم، قرار بود همسفران از پارکهای سراسر کشور برای فینال به پارک طالقانی بیایند. همه آمارها مشخص بود و جدول مسابقات روی سایت قرار گرفته بود. خیلی از عزیزان بلیط تهیه کرده بودند و حتی اتوبوس گرفته بودند؛ ولی فقط یک روز مانده بود به مسابقات، اعلام شد که امکان برگزاری مسابقات در پارک طالقانی وجود ندارد؛ باید مسابقات در بوستان ولایت برگزار شود. ما با توجه به شرایطی که داشتیم مجبور بودیم که این کار را انجام دهیم و حالا با مشورتی که با آقای مهندس و خانم کماندار داشتیم قرار شد که مسابقات در بوستان ولایت انجام شود؛ ولی تمام نگرانی من این بود که موقعی که کاپها را میخواهیم اعلام کنیم و کاپ قهرمانی را بدهیم. در پارک طالقانی چون فاصله ما با آقای مهندس کم بود و از ایشان خواهش کرده بودیم که تشریف بیاورند و جوایز را اهدا کنند؛ ولی گفتند که دیگر خودتان باید جوایز را اهدا کنید. من قبلا با خانم کماندار صحبت کردم که اگر شما میتوانید پا درمیانی کنید و اگر میشود آقای مهندس تشریف بیاورند، شما تشریف بیارید؛ چون همسفران دوست دارند که از دستان شما این کاپ را دریافت کنند. خانم کماندار فرمودند: جمعه ساعت 9 تا 10 با من تماس بگیرید که من با ایشان تماس گرفتم و گفتند با آقای مهندس صحبت کردم و ایشان فرمودهاند که شما برو و من هم میآیم. من وقتی این جمله را شنیدم، انگار دنیا را به من دادند و واقعاً برام خیلی ارزشمند بود. آقای مهندس تشریف آوردند با شور و هیجان خیلی زیاد، در کنار خانم کماندار کاپها و جوایز را اهدا کردند و جالبتر از آن این بود که حالا با وجود اینکه از صبح ساعت 6 در پارک طالقانی رهایی میدادند، بعد از اینکه کاپها را دادند تا ساعت یک و نیم، دو بود که گفتند هرکس رهایی هم دارد 30 سیدی یا 40 سیدی رهایی میدهند؛ چون خیلی همسفران آمده بودند 30 سیدی یا 40 سیدی بیایند تا من به آنها رهایی بدهم؛ واقعاً آن روز برای ما یک روز بهیادماندنی بود و اینکه آقای مهندس به خواسته و دل همسفران چه قدر توجه میکنند و با تمام حالا مسئولیتها و مشغلههایی که دارند، برای ما وقت گذاشتند، انرژی صرف کردند؛ واقعاً از ایشان سپاسگزارم، از آقای مهندس و خانم کماندار سپاسگزارم که آن روز تشریف آوردند. انشاءالله باز هم شاهد چنین روز زیبایی باشیم و این خاطرات خوب برای همه ما همسفران دوباره تکرار شود.
مسابقات در پارک و در فضای دوستانه انجام میشود؛ هیچ باختی وجود ندارد و همه چیز بر مبنای آموختن است. نظر شما در این باره چیست؟
اینکه مسابقات حالا در پارک در یک فضای دوستانه برگزار میشود و هیچ برد و باختی وجود ندارد؛ دقیقاً شعار کنگره این است که «یا میبریم یا میآموزیم» و به نظر من اگر همه ورزشکاران این مفهوم را به درستی درک کنند، دیگر جایی برای تنش، ناراحتی و دلخوری باقی نمیماند. ما همسفران روزی درگیر مشکلات خیلی زیادی بودیم، اعتیاد بسیاری از فرصتها را از ما گرفته بود، اصلاً برای خودمان ارزش قائل نبودیم؛ در واقع خودمان را گم کرده بودیم. امروز که وارد کنگره میشویم، آموزشها را میگیریم که همان حسهایمان باز شود، دوباره خودمان را پیدا کنیم. تازه داریم میآموزیم که برای وجود خودمان، برای بودنمان، برای لحظههایی که کنار هم هستیم ارزش قائل باشیم و این بودنها خیلی بااهمیت هستند من فکر میکنم که وقتی که وارد مسابقهای هم میشوم، قرار نیست که یک رقابت خیلی حرفهای و به قول آقای مهندس گلادیاتوری باشد و بخواهیم به هر قیمتی برنده شوم؛ چون ما آمدهایم که یک روز خوب در کنار همدیگر رقم بزنیم و اگر حالمان خوب نیست، با ورزش حالمان را بهتر کنیم. قطعاً همه عزیزان تلاش خود را میکنند که بهترین عملکرد را داشته باشند؛ ولی نتیجه هر چیزی که باشد باید آن را بپذیریم؛ چون هدف فقط بردن نیست، هدف این است که ما حس خوب را در کنار یکدیگر حفظ کنیم.
طراح سوال و مصاحبه کننده: همسفر ساره رهجوی راهنما اکرم (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی امیرکبیر تهران
- تعداد بازدید از این مطلب :
419