همسفر اکرم و مسافرشان الفت با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره خوراکی وارد کنگره۶۰ شدند. ایشان به مدت ۱۰ ماه و ۳ روز با متد DST و داروی OT، با راهنمایی مسافر همایون و همسفر مرضیه، سفر کردند. هماکنون ۴ سال و ۶ ماه است که به لطف دستان پرتوان آقای مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستند. در ادامه با وزن ۸۰ کیلو وارد لژیون جونز شدند با راهنمایی خانم سمیه، مدت سفر ۱۴ ماه، رهایی از سفر جونز ۵ ماه میزان کاهش وزن ۱۹ کیلو گرم. همسفر اکرم به لطف خداوند و بهرهگیری از آموزشهای کنگره۶۰، تقریباً بیشتر جایگاههای خدمتی را پلهپله تجربه کردهاند. ایشان ابتدا در جایگاه حضور و غیاب، دبیری، نگهبانی، ورزشبان والیبال، ورزشبان شنا، خزانهدار لژیون سردار، راهنمای تازهواردین و راهنمای تغذیه سالم خدمت کردهاند و در حال حاضر نیز در جایگاه راهنمای تازهواردین مشغول خدمت هستند.
چگونه میتوانیم در مسیر تغذیه سالم، از افراط و تفریط دوری کنیم و به تعادل برسیم؟
برای اینکه در مسیر تغذیه سالم دچار افراط و تفریط نشویم، باید به روش مهندس دژاکام حرکت کنیم؛ یعنی تغییرات را بهصورت تدریجی و منظم انجام دهیم و به جسم فرصت بدهیم تا خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد. در این روش قرار نیست با یک تصمیم ناگهانی، همه عادتهای غذایی خود را کنار بگذاریم یا خودمان را از مواد غذایی مختلف محروم کنیم. همانطور که در روش DST، درمان بهصورت پلهپله و با زمانبندی مشخص انجام میشود، در تغذیه هم باید قدمبهقدم پیش برویم. ما ابتدا آموزش میگیریم و شناخت پیدا میکنیم، سپس با توجه به نیاز جسم، تغییرات لازم را آرامآرام ایجاد میکنیم. اگر بخواهیم خیلی سریع و با فشار زیاد تغییر کنیم، ممکن است دچار تفریط شویم و بعد دوباره به سمت افراط برگردیم. هدف، حذف و محرومیت نیست؛ هدف برقراری تعادل است. یعنی به اندازه و در زمان مناسب غذا بخوریم، به جسم خود احترام بگذاریم و اجازه بدهیم تغذیه سالم بهتدریج به بخشی از زندگی ما تبدیل شود. وقتی با صبر و نظم حرکت کنیم، دیگر تغذیه سالم برای ما یک کار سخت و موقتی نیست، بلکه به یک روش درست برای زندگی تبدیل میشود.
امروز من به عنوان یک همسفر یا عضو کنگره، برای سالمتر شدن جسم خود چه قدم عملی میتوانم بردارم؟
به عنوان یک همسفر در کنگره۶۰، به این نتیجه رسیدهام که سالمتر شدن جسم، حاصل یک تصمیم لحظهای نیست؛ بلکه نتیجه مجموعهای از رفتارهای کوچک و مستمر است. بنابراین قدم عملی من این است که از امروز به جای دنبال کردن تغییرات سریع و افراطی، با شناخت و نظم، سبک زندگی خودم را بهتدریج اصلاح کنم. اولین قدم برای من اصلاح الگوی تغذیه است. یعنی وعدههای غذایی منظم داشته باشم، کیفیت و تنوع مواد غذایی را در نظر بگیرم، مصرف مواد غذایی کمارزش را کاهش دهم و از پرخوری یا حذفهای افراطی پرهیز کنم. بدن برای عملکرد مناسب به انرژی، پروتئین، چربیهای ضروری، کربوهیدراتها، ویتامینها، مواد معدنی و آب نیاز دارد و تعادل در دریافت این مواد اهمیت زیادی دارد. قدم بعدی، فعالیت بدنی منظم است. حتی فعالیتهایی مانند پیادهروی روزانه، اگر به شکل مستمر انجام شوند، میتوانند به سلامت قلب و عروق، عملکرد عضلات، کنترل وزن، کیفیت خواب و سلامت روان کمک کنند. بنابراین به جای اینکه فعالیت ورزشی را به زمانهای خاص و کوتاه محدود کنم، آن را به بخشی از برنامه روزانه خودم تبدیل میکنم. موضوع مهم دیگر خواب و استراحت کافی است. خواب مناسب برای ترمیم بدن، عملکرد مغز، تنظیم خلقوخو و بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک ضروری است. بنابراین سعی میکنم ساعت خواب و بیداری منظمتری داشته باشم و کیفیت خوابم را جدی بگیرم. از دیدگاه کنگره۶۰، برای من نکته مهم این است که این تغییرات را تدریجی و در مسیر تعادل انجام دهم. همانطور که در روش دژاکام تغییرات مرحلهبهمرحله صورت میگیرد، در سبک زندگی هم نباید انتظار داشته باشم که یکشبه تمام عادتهای قدیمی تغییر کنند. باید آموزش بگیرم، یک تغییر مشخص ایجاد کنم، آن را تکرار کنم و اجازه بدهم رفتار جدید به مرور به بخشی از زندگی من تبدیل شود. امروز قدم عملی من میتواند خیلی ساده باشد: یک وعده غذایی متعادل، مقدار کافی آب، کمی فعالیت بدنی، خواب منظم و توجه آگاهانه به نیازهای جسمم. شاید هرکدام از این کارها به تنهایی کوچک باشند، اما وقتی به شکل مستمر انجام شوند، مجموعه آنها میتواند مسیر سلامت جسم را تغییر دهد. برای من، سالمتر شدن یعنی اینکه مسئولیت جسم خودم را بپذیرم و بدانم جسم وسیلهای است که برای ادامه مسیر زندگی به آن نیاز دارم. بنابراین با آموزش، صبر، نظم و استمرار حرکت میکنم تا به جای تغییرات مقطعی، به تعادل و سلامت پایدار برسم.
آیا انتخاب غذای سالم یک مسئولیت فردی است یا اثری روی خانواده و اطرافیان ما هم دارد؟
به نظر من انتخاب غذای سالم در درجه اول یک مسئولیت فردی است، اما نتیجه آن فقط به خود فرد محدود نمیشود و میتواند روی خانواده و اطرافیان نیز اثر بگذارد. هر انسانی نسبت به جسم خودش مسئول است؛ چون جسم وسیلهای است که برای ادامه مسیر زندگی در اختیار ما قرار گرفته است. بنابراین من باید یاد بگیرم که با تغذیه مناسب، خواب کافی، تحرک و رعایت تعادل، از جسم خودم مراقبت کنم. این مسئولیت را نمیتوان به شخص دیگری واگذار کرد. اما از طرف دیگر، رفتار هر فرد در محیط خانواده میتواند روی دیگران تأثیر بگذارد. خانواده یک سیستم بههمپیوسته است. وقتی یک نفر در خانه به تغذیه سالم، نظم در وعدههای غذایی و انتخاب مواد غذایی مناسب اهمیت میدهد، این رفتار میتواند بهصورت غیرمستقیم الگوی سایر اعضای خانواده شود. بهخصوص کودکان، بسیاری از عادتهای غذایی را از رفتار والدین و محیط خانه یاد میگیرند. از نظر علمی نیز الگوهای غذایی خانواده، دسترسی به نوع خاصی از مواد غذایی و رفتار والدین میتواند در شکلگیری عادتهای غذایی اعضای خانواده نقش داشته باشد. بنابراین انتخاب من فقط یک انتخاب شخصی نیست؛ میتواند بخشی از فرهنگ و سبک زندگی خانواده را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در کنگره۶۰ ما یاد میگیریم که تغییر واقعی از خود انسان شروع میشود. بنابراین من نباید دیگران را مجبور کنم که مثل من غذا بخورند؛ بلکه ابتدا خودم آموزش میگیرم و با عمل کردن، نظم و تعادل را در زندگی خودم ایجاد میکنم. وقتی نتیجه این تغییر را در انرژی، حال عمومی و کیفیت زندگی خودم نشان میدهم، بدون اجبار میتوانم الگوی مناسبی برای اطرافیان باشم. در نتیجه، انتخاب غذای سالم هم مسئولیت فردی است و هم میتواند مسئولیتی اجتماعی در محیط خانواده ایجاد کند. من با اصلاح رفتار خودم، علاوه بر اینکه به سلامت جسم و روان خود کمک میکنم، میتوانم زمینهای ایجاد کنم که خانواده نیز انتخابهای سالمتری داشته باشد. به قولی که برای من در مسیر کنگره اهمیت دارد، تغییر از خود من آغاز میشود، اما اثر آن میتواند به اطرافیانم هم برسد.

تجربه شما از زمانی که تغذیه خود را اصلاح کردهاید چه تغییری در انرژی، حال روحی و کیفیت زندگی ایجاد کرده است؟
تجربه شخصی من از زمانی که تغذیهام را اصلاح کردم، این است که بهتدریج توانستم به یک تعادل واقعی در جسم و روانم برسم. برای من این تغییر فقط به معنای عوض کردن نوع غذاها نبود، بلکه یک فرآیند تدریجی بود که باعث شد شناخت بیشتری نسبت به نیازهای جسم خودم پیدا کنم. وقتی تغذیهام منظمتر و متعادلتر شد، احساس کردم سطح انرژیام در طول روز پایدارتر شده و کمتر دچار احساس سنگینی، بیحالی و نوسان انرژی میشوم. از نظر علمی، نوع و نظم تغذیه میتواند بر تأمین انرژی بدن، قند خون، عملکرد دستگاه گوارش و حتی وضعیت خلقوخو و تمرکز تأثیر داشته باشد. برای همین من در زندگی روزمره خودم این تغییر را بهصورت ملموس احساس کردم. از نظر روحی هم حالم بهتر شده است. وقتی بدن در شرایط متعادلتری قرار میگیرد و انسان احساس میکند از جسم خودش بهدرستی مراقبت میکند، آرامش و رضایت بیشتری پیدا میکند. برای من این موضوع باعث شده احساس کنم کنترل و نظم بیشتری در زندگیام دارم و کیفیت زندگیام بهتر شده است. نکته مهمی که در روش دژاکام برای من قابل توجه است، حرکت تدریجی و پرهیز از افراط و تفریط است. من یاد گرفتم که قرار نیست برای سالم شدن، یکباره همهچیز را تغییر بدهم یا خودم را تحت فشار قرار دهم. وقتی تغییرات بهصورت مرحلهای انجام میشوند، بدن فرصت پیدا میکند خودش را با شرایط جدید هماهنگ کند و رفتار جدید نیز راحتتر به یک عادت پایدار تبدیل میشود. امروز میتوانم بگویم که به تعادل رسیدهام و حالم خوب است. تغذیه سالم برای من دیگر یک دستور یا اجبار نیست؛ تبدیل شده به بخشی از سبک زندگیام. من بیشتر به پیامهای بدنم توجه میکنم، به اندازه نیازم غذا میخورم و سعی میکنم بین تغذیه، فعالیت، استراحت و آرامش تعادل برقرار کنم. در نهایت، تجربه من نشان داده که وقتی آموزش، نظم، صبر و عمل در کنار هم قرار بگیرند، نتیجه فقط بهتر شدن تغذیه نیست؛ بلکه میتواند به بهبود انرژی، حال روحی، عملکرد روزانه و کیفیت کلی زندگی منجر شود. برای من، رسیدن به این نقطه یعنی اینکه توانستهام از مرحله «باید سالم زندگی کنم» عبور کنم و به مرحلهای برسم که سلامت و تعادل، بخشی از زندگی واقعی من شده است.
آیا همانطور که برای افکار و رفتارهای خود پالایش انجام میدهیم، برای تغذیه خود هم نیاز به پالایش داریم؟
همانطور که برای رسیدن به آرامش و تعادل، افکار و رفتارهای خود را مورد پالایش قرار میدهیم، در تغذیه نیز نیاز به پالایش داریم. اما این پالایش به معنی حذف کردن و محرومیت نیست؛ بلکه به معنی شناختن نیاز واقعی جسم و خارج شدن از عادتها و الگوهای نادرست گذشته است. در کنگره۶۰ یاد میگیریم که جسم ما یک سیستم منظم و هوشمند است و اگر با آموزش و روش صحیح با آن برخورد کنیم، میتواند خود را به سمت تعادل بازسازی کند. تغذیه نیز یکی از عواملی است که مستقیماً روی جسم و در ادامه روی روان و تفکر ما تأثیر میگذارد. وقتی بدون نظم غذا میخوریم، پرخوری میکنیم یا بیشتر بر اساس لذت و عادت انتخاب میکنیم، در واقع از تعادل خارج شدهایم. پالایش تغذیه برای من یعنی کمکم یاد بگیرم چه چیزی، چه مقدار و در چه زمانی مصرف کنم. همانطور که در مسیر درمان، تغییرات بهصورت تدریجی اتفاق میافتد، در تغذیه هم نباید انتظار تغییر یکشبه داشته باشیم. با آموزش و عمل کردن، ذائقه و عادتهای ما نیز میتوانند تغییر کنند. در نهایت، به این نتیجه میرسم که پالایش فقط مربوط به افکار و رفتار نیست؛ بلکه هر چیزی که وارد جسم و زندگی ما میشود، میتواند نیازمند شناخت و اصلاح باشد. وقتی تغذیه، تفکر و رفتار در مسیر تعادل قرار بگیرند، انسان میتواند حال بهتری را تجربه کند و بهتدریج از ضدارزشها و بینظمیهای گذشته فاصله بگیرد.
چرا گاهی انسان میداند چه چیزی برایش مفید است، اما در عمل نمیتواند آن را انجام دهد، چگونه میتوان از دانستن به عمل رسید؟
دانستن بهتنهایی کافی نیست. انسان ممکن است کاملاً بداند چه غذایی برایش مفید یا مضر است، اما بین «دانستن» و «عمل کردن» فاصلهای وجود دارد. این فاصله میتواند به دلیل عادتهای قدیمی، لذتهای آنی، بینظمی، ضعف در تصمیمگیری یا نداشتن آموزش و تجربه کافی باشد. برای رسیدن از دانستن به عمل، باید دانش را به تجربه و سپس به رفتار تبدیل کرد. یعنی از کارهای کوچک و قابلانجام شروع کنیم، برنامه و نظم داشته باشیم و بهتدریج عادتهای درست را جایگزین عادتهای نادرست کنیم. در این مسیر، تکرار و استمرار اهمیت زیادی دارد؛ چون با یکبار تصمیم گرفتن، رفتار جدید پایدار نمیشود. در واقع، وقتی انسان آگاهی، خواست و عمل را در کنار هم قرار دهد، دانستههایش کمکم وارد زندگی میشوند. همانطور که در مسیر درمان و آموزش، تنها شنیدن مطالب کافی نیست و فرد باید آنها را در زندگی خود اجرا کند تا نتیجه را ببیند. پس میتوان گفت: دانستن، شروع راه است؛ اما با خواستن، تصمیم گرفتن، شروع کردن و استمرار داشتن، دانستن به عمل تبدیل میشود.
مسئول مصاحبه و طراح سوال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سارا (لژیون چهارم)
عکاس، ویرایش و ارسال: همسفر فریبا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیستون کرمانشاه
- تعداد بازدید از این مطلب :
336