🌸 به نام قدرت مطلق الله 🌸
خلاصه سیدی باتلاق
از استاد دکتر امین دژاکام
تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۶/۲۵
۱. حضور انسانها در مکانها، بالاترین توفیق است.
۲. سؤال خیلیها این است که چه کار کنیم تا حالمان خوب شود. جواب آسان و ساده است، فقط کافی است «باشی».
۳. در هر مکانی، مانند مسجد یا مراسم عروسی و غیره، اگر حاضر باشی، پذیرایی میشوی و کسی به لباس و افکارت کاری ندارد. فقط کافی است باشی تا بهرهمند شوی.
۴. برخی فکر میکنند باید حالشان خوب باشد و همهچیز سر جای خودش باشد، بعد میتوانند حضور پیدا کنند. این، حجاب بزرگی است.
۵. خیلیها دردمند هستند، ولی حاضر نیستند بیایند و درمان خودشان را بگیرند. یعنی آن حرفها و مکانهایی را که برایشان خوب است، مفت از دست میدهند.
۶. نیروهای منفی ابزارهای متنوع و زیادی دارند و برای هر کسی از یک وسیله استفاده میکنند و به زیباترین شکل وارد میشوند و به تو میگویند: «وقتی همهچیزت مرتب شد، بعد برو کنگره…»
۷. یکی گفت: «وقتی من نماز میخواندم، افکار زشتی در ذهن من به وجود میآمد، پس دیگر نماز نخواندم!»
من گفتم: «تو به خاطر اینکه فکرت خراب است، باید نماز بخوانی.»
۸. میگوید: «هر وقت فکرم درست شد، نماز میخوانم…» و چه حقه جالبی! چون تو هیچوقت قرار نیست فکرت درست شود.
۹. کسی که میگوید: «من چون جسمم ضعیف است، به درد ورزش نمیخورم»، باید بداند که چون جسمش ضعیف است، باید ورزش کند.
۱۰. پس شما هر وقت شروع کنی، کار درست میشود و اوضاع برعکس میشود.
۱۱. پارکهای کنگره وقتی شلوغ میشوند، جای خوشحالی دارد، چون انسانهای بیشتری از این موضوع مطلع میشوند و چهبسا افراد زیادی که دارو و درمان آنها در همین موضوع است که به پارک بیایند.
۱۲. کلاً انسان باید بفهمد که بعضی وقتها زورش به برخی مسائل نمیرسد و وقتی این را فهمید، کمک دیگران را قبول میکند.
۱۳. اگر انسان در باتلاق افتاد، خودش نمیتواند به خودش کمک کند تا بیرون بیاید، بلکه باید یک نفر دیگر برایش طناب بیندازد تا بتواند بیرون بیاید.
۱۴. در باتلاق، هرچه بیشتر تلاش کنی و فقط به خودت متکی باشی، بیشتر فرو میروی و تاریکی نیز برای انسان همینطور است.
۱۵. غرور و منیت و تکبر، اجازه نمیدهد به او کمک شود و دستش را برای کمک خواستن دراز نمیکند.
۱۶. در کنگره این موضوع ثابت شده است که تا کسی دست نیاز و کمک به سمت تو دراز نکرده باشد، نمیتوانی به او کمک کنی و اگر کمک کنی، به دردش نمیخورد.
۱۷. انسان در زندگی باید به نقطهای برسد که سر خم کند و این سر خم کردن را باید یاد بگیرد و گاهی به عمر انسان قد نمیدهد.
۱۸. ما ممکن است در برخی موارد انسانهای بسیار قدرتمندی باشیم، ولی در برخی موارد بسیار ضعیف باشیم.
۱۹. هر کسی که موفق بوده، به این دلیل بوده که معلمهای زیادی داشته و افراد بیشتری یاریرسان او بودهاند.
۲۰. در جزوه جهانبینی هم داریم:
«بار دگر مست شویم
حاصل صد دست شویم»
اشاره به کمک صدها نفر به ماست که ما را از باتلاق نجات دادهاند.
۲۱. پس توانا شدن از سر خم کردن عبور میکند و خیلیها این قانون را نمیدانند و موفقیت افراد را به پول و خانواده و محیط ربط میدهند، در حالی که فرد توانا، قوانین زندگی را بلد بوده است.
۲۲. یعنی بداند کجا کوتاه بیاید و کجا بجنگد و هیچکس نمیتواند جلوی کائنات بایستد، مثل همان قهرمان موجسواری که نمیتواند جلوی موج را بگیرد، ولی میتواند از موج لذت ببرد.
۲۳. آدم جان به لب میشود تا اینها را یاد بگیرد و افرادی در این بازی جانشان را از دست میدهند و برخی جان دوباره میگیرند.
۲۴. برخی تصور دارند که از این جانی که در اختیار دارند، فقط باید برای تفریح و خوشگذرانی استفاده کنند. اینها «خودخوشکنان» هستند، یعنی همهچیز برای خوشگذرانی خودشان کاربرد دارد.
۲۵. این افراد همیشه موقع تقسیم غنایم سر و کلهشان پیدا میشود و موقع کار نیستند.
۲۶. این جان به شما داده شده تا مراحل را طی کنید. هر انسانی که به این دنیا میآید، یک مأموریتی دارد و برای خوشگذرانی نیست.
۲۷. انسانهای خوشگذران راه را اشتباه رفتهاند. آنها در مقابل دیگران احساس تنبلی دارند و جزو «والضالین» هستند. وقتی راه را گم کردهای، میشوی والضالین.
۲۸. والضالین افرادی هستند که از نور فاصله گرفته و در سایه نشستهاند و بساط عیش و نوش خودشان را پهن میکنند.
۲۹. این مطالب به معنی تفریح نکردن نیست، بلکه باید بلد باشی در جمع حال پخش کنی و بتوانی یاد بگیری لذت ببری. یعنی در جمع کمککننده باشی، نه مفتخور.
۳۰. اگر خط و مشی زندگی انسان این باشد که «چه کار کنم به من حال بدهد یا به من خوش بگذرد»، این غلط است. باید از آن جانی که به او دادهاند، برای کمک به نیاز دیگران هزینه کند.
۳۱. افرادی هستند که حاضرند بهزور پیتزا بخورند، ولی حاضر نیستند نصف پیتزا را به دیگران بدهند تا بخورند.
۳۲. یکسری افراد هم هستند که جانی را که دارند، برای دیگران خرج میکنند و کم میآورند و افراد دیگری هم هستند که وقتی جان کم میآورند، به دنبال جان دیگران میروند تا زندگی آنها را تلخ یا زهر کنند.
۳۳. بعضی مواقع برای پیشرفت دیگران سد ایجاد میکنند و از این سد، در حال برداشت برق برای خودشان هستند. این افراد باعث میشوند دیگرانی که پیشنهاددهنده هستند و اسب زین کردهاند، ناامید شوند و راه خود را بسته و رها کنند و بروند. این افراد میشوند «مغضوبین»، یعنی افرادی که مورد غضب الهی هستند.
۳۴. اگر خودت نان لازم داری، ولی تمام نان را به دیگران بدهی، خوب نیست. باید نان برای قوت خودت بخوری و به دیگران هم بدهی. اگر سیر شدی و دادی، یعنی بخشش؛ ولی اگر هنوز کامل سیر نشدهای و نان را ببخشی، میشود گذشت کردن.
۳۵. در وادی چهاردهم آمده است:
«خوشا آنان که میبخشند و به دنبال بازپسگیری نیستند.»
و در خطابه دوم، عقاب سفید میگوید: خداوند به او جان دوباره یا چندباره میدهد. اینها کسانی هستند که خداوند به آنها نعمت داده، که در سوره حمد آمده است.
۳۶. خداوند برای چه باید به انسان نعمت بدهد، انسانی که در حال گرفتن جان دیگران است؟
اول نصفش میکند و بعد در سالهای بعد، کلاً قطع میشود و مجبور میشوی از نیروهای منفی انرژی بگیری.
۳۷. اگر در کنار دیگران زندگی میکنی و خودت و دیگران لذت میبرید، بدان که در راه درست هستی. در غیر این صورت، چنانچه خودت یا دیگران و یا هر دو لذت نمیبرند، در کارهای خودت بازنگری کن.
🌱 پایان 🌱
نگارش : راهنمای محترم لژیون یکم، مسافر جواد
ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم راهنما آقای جواد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
327