English Version
This Site Is Available In English

همیشه جنگ تن‌ به‌ تن در من وجود داشت

همیشه جنگ تن‌ به‌ تن در من وجود داشت

روزی را به یاد می‌آورم که با حالی خراب و آشفته‌دلی پر از اندوه و ناامیدی، به همراه مسافرم قدم به کنگره گذاشتم. بعد از مدتی توانستم با کمک راهنمایم و آموزش‌های کنگره، به آرامش نسبی برسم.

قبل از ورود به کنگره، همیشه مسافرم و دیگران را مقصر این‌همه بدبختی و حال بد خود می‌دانستم. همیشه انتظار داشتم دیگران به من کمک کنند و از نظر و ایده‌ی آن‌ها استفاده کنم؛ اما متأسفانه خودم در جهت بهبود و برطرف‌شدن مشکلاتم هیچ تلاشی نمی‌کردم.

همیشه جنگ تن‌ به‌ تن در من وجود داشت؛ من همیشه با نیروی اهریمن درونم در جنگ تن‌ به‌ تن بودم. هر روز ناامیدتر از روز قبل، شکست را می‌پذیرفتم و توان مقابله با آن‌ها را نداشتم؛ زیرا این نیروها خیلی قوی‌تر از من بودند.

من به کمک راهنمایم و آموزش جهان‌بینی توانستم ذره‌ذره توانی برای حرکت پیدا کنم و به این درک و فهم برسم که هیچ‌کس، حتی راهنما و نزدیکانم، نمی‌توانند تغییراتی در من به وجود بیاورند. فهمیدم فقط می‌توانم از مشورت آن‌ها استفاده کنم تا خودم را پیدا کنم و راهی برای نجات بیابم.

رهایی از جنگ تن‌ به‌ تن که بین نیروی مثبت و منفی، و همین‌طور ارزش و ضدارزش وجود دارد، و فقط توسط خود انسان صورت می‌گیرد. من در کنگره۶۰، آموختم که هیچ نفسی بار نفس دیگری را بر عهده نمی‌گیرد؛ تنها راه رسیدن به آرامش و آسایش، دوری از ضدارزش‌ها و تزکیه و پالایش است.

منبع: سی‌دی تن به تن
نویسنده: همسفر سعیده رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





۰ دیدگاه

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها...