سومین جلسه از دوره چهل و یکم از سری کارگاه های آموزشی، عمومی مسافران و همسفران کنگره ۶۰، نمایندگی فردوسی مشهد، با استادی راهنمای محترم مسافر ابراهیم، نگهبانی مسافر جواد و دبیری مسافر ابولفضل با دستور جلسه " وادی هفتم و تاثیر آن روی من، پنجشنبه 26 شهریور ماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.
_Copy1.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر خداوند را شاکر هستم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و در این مکان مقدس و جمع بامحبت شما دوستان هستم، در ابتدا تشکر میکنم از ایجنت محترم و گروه مرزبانی و نگهبان عزیز که اجازه دادند در این جایگاه باشم و آموزش بگیرم. دستور جلسه وادی هفتم رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم و امروز تولد مسافر روحالله است. در سی دی که مهندس دژاکام گفتند از وادی یکم تا ششم به گفته خودشان چند ماهی زمان نبرد اما از وادی هفتم تا وادی چهاردهم حدوداً 14 سال زمان برد و خیلی به این وادیها اهمیت زیادی دادند و تفکر و تعقل زیادی انجام دادند و بردباری که داشتند و توانستند این راه را پیدا کنند رمز و راز کشف حقیقت در پیدا کردن راه است و در چهار جمله خلاصهشده است که باید برداشتی هم داشته باشیم زمانی که من وارد کنگره 60 شدم اعتیاد مهندس دژاکام سال 76 به درمان رسیده است، یعنی رمز درمان اعتیاد را پیدا کردند. ولی من ابراهیم تازه درگیر مصرف مواد مخدر شدم و تفکر من به اینگونه بود که مصرف مواد به من انرژی میدهد و سالهای زیادی از آن لذت میبردم ولی غافل از اینکه مسیر اشتباهی را انتخاب کردم و مصرفکننده شدم و قدرت اختیار از عقل من گرفته شد و تلاشهای زیادی برای درمان آن انجام دادم ولی راهی پیدا نکردم و راهی نبود و ترکهای پیاپی را جز روش دی اس تی را امتحان کردم و نتیجهای نگرفتم چون اذنش صادر نشده بود و دوستان زیادی را از دست دادم چون راهش را پیدا نکردند، یکی از دوستان نزدیکم که بعد از اقدامهای متعدد جهت ترک نتیجه نگرفت دست به انتحار زد و غم از دست دادن دوستم برایم سنگین بود، اذن و ورود به کنگره 60 برایم سال 94 صادر شد و متوجه شدم که اینجا صحبت از درمان است نه ترک مواد و مهندس دژاکام روش دی اس تی را پیدا کردند و راه همانجا هموار شد.
تمامی انجیاو های دیگر میگفتند اعتیاد یک بیماری پیشرونده، مرموز و لاعلاجی است، اعتیاد بیماریای مزمن است و درمانی ندارد و وقتی وارد کنگره 60 شدم مهندس گفتند اعتیاد یک جایگزین مزمن است که به معنای این است که مواد مخدر بیرون جایگزین مواد مخدر درون ما میشود و بین 10 تا 11 ماه فرصت بازسازی به آن میدهد که این یعنی کشف متد دی اس تی و راز درمان در این روش است، وقتی یکپنجم دانایی ما افزایش پیدا میکند یکپنجم مواد را میتوانیم ببخشیم و این را باور کردم چون درست بود وقتیکه وارد لژیون شدم از راهنمای خود پرسیدم؛ [که چرا تا الآن من کنگره 60 را پیدا نکردم؟] و آنجا متوجه شدم که راه بهسادگی برای هر فردی باز نمیشود.
در جواب راهنمای بنده به من گفت: خیلی از افراد در روبه روی شعبه هستند و درگیر مواداند ولی اذن آنها صادر نشده که بیایند و درمان بشوند و گفت که خوش به حالت که جایی دست فردی را گرفتی و اذنش برایت صادرشده است و وارد کنگره 60 شدی و سؤال مهم این است که میخواهی درمان بشوی یا خیر؟ چنانچه میخواهی درمان شوی باید فرمانبردار باشی و هر چیزی که داری پشت در شعبه بگذاری و وارد شوی و در آنجا جرقه خواسته من برایم وارد شد و به برکت مهندس دژاکام راههای زیادی وارد شد اولین راه درمان اعتیاد دومین راه درمان سیگار یا همان نیکوتین و سومین راه کاهش وزن بود و این برایم افتخاری است که در کنگره 60 حضور دارم و برای دوستانی که وارد کنگره 60 شدند راه وجود دارد فقط عزمشان را جذب کنند؛ اما تا زمانی که سفر میکنند فراموش نکنند که برای چی وارد کنگره 60 شدند وارد شدی درست اما خواستهای هم داری که چیزی برداشت کنی؟ اگر نتوانی برداشت کنی تأثیری نخواهد داشت.
از اینکه به سخنان بنده گوش کردید متشکرم.
درادامه اولین سال رهایی مسافر روح الله برگزار گردید:
_Copy1.jpg)
خلاصه سخنان راهنما، مسافر ابراهیم :
سلام دوستان ابراهیم هستم یک مسافر، رهایی روحالله عزیز را به خودش و خانوادهاش تبریک عرض مینمایم و واقعاً هم روحالله عزیز سفر خیلی سختی داشت و تا خودش تلاش نکرد راه برایش باز نشد و واقعاً همینطور که خودشان هم گفتند سفر سختی داشتند ولی با تلاش و پشتکار خودشان توانستند به رهایی برسند.
خلاصه سخنان مسافر روحالله:
سلام دوستان روحالله هستم یک مسافر، همیشه با خودم این فکر را میکردم که آیا امکان دارد من هم بتوانم یک سال رهایی خودم را ببینم برای من که چند بار انضباطی شده بودم امیدم را کامل ازدستداده بودم و همیشه فکر میکردم درمان امکانپذیر نیست اوایل که آمدم بااینکه خدمت میکردم حالم خوب نبود و فرمانبردار نبودم در ادامه به خاطر اینکه انضباطی شده بودم مجبور شدم به تهران بروم و در آنجا به من حرفهایی زده شد که خیلی تحت تاثیرقرار گرفتم من باید تصمیم خودم را میگرفتم یا باید مصرف میکردم یا در کنگره 60 ادامه میدادم و بعد از آمدن وارد لژیون آقا ابراهیم شدم و همان اول آقا ابراهیم فرمودند که سقوط آزاد بروم و من قبول کردم و رفتهرفته فرمانبرداری من بیشتر شد و پستی بلندیهای زیادی را تجربه نمودم و این باعث شد حال من روزبهروز بهتر بشود و این را مدیون کنگره 60 میدانم و از تمام کسانی که در این مسیر به من کمک کردند کمال تشکر دارم
خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
خداوند را سپاسگزارم که توفیق این حضور حاصل شد این روز عزیز را به مهندس دژکام و تمام خدمت گذاران عزیز تبریک عرض مینمایم و امیدوارم هرسال این مناسبت تکرار بشود و پیام این تولد این است که ما این مسیر را باید ادامه دهیم و استوار باشیم همینطور که مسافرشان گفتند بااینکه چند بار شکست خوردند ولی همسفر ادامه دادند محکم و استوار بودند و واقعاً وقتی اسم ایشان را در لیست آزمونها دیدم خیلی برای من خوشحالکننده بود امیدوارم ثابتقدم باشند و بهترینها رقم بخورد متشکرم.
خلاصه سخنان همسفر:
سلام عرض میکنم خدمت شما و خیلی خوشحال هستم در این جایگاه قرار دارم، یک روز سفر اولی بودم و آرزو میکردم در جایگاه امروزی باشم و به راهنمایم گفتم آیا امکان دارد ما هم بتوانیم یک روزی این بالا جشن بگیریم و راهنمای من گفتند چرا این امر برای شما هم اتفاق میافتد صبر کن اتفاق خواهد افتاد و واقعاً سختیهای زیادی را متحمل شدیم ولی ادامه دادیم، پیام من برای همسفران این است که خسته نشوند و هر چه ادامه دهند روزبهروز بهتر خواهد شد و از خانواده خودم و تمام خدمت گذاران تشکر میکنم که در این مسیر به من کمک نمودند.
_Copy1.jpg)
مرزبان خبری: مسافر علیرضا
مرزبان کشیک: مسافر محمدعلی
لژیون خدمتگزار : لژیون پنجم
نگارش: مسافر امیر محمد لژیون ششم و مسافر محمد رضا لژیون دهم
ویرایش: مسافر حسن لژیون هجدهم
تصویر: مسافر مهران لژیون نهم
تنظیم و ارسال : مسافر مرتضی لژیون هجدهم
- تعداد بازدید از این مطلب :
104