دهمین جلسه از دوره دوم لژیون سردار نمایندگی سنایی نیشابور در روزهای پنج شنبه با استادی :راهنمای محترم مسافر حسین و نگهبانی :مسافر محمد و دبیری و خزانهداری مسافر مجتبی با دستور جلسه «وادی هفتم و تأثیر آن روی من» در تاریخ 26 شهریورماه ۱۴۰۵ساعت 16 آغاز بکار کرد.

خلاصه سخنان استاد :
خیلی ممنون و سپاسگزارم از ایجنت محترم شعبه، گروه مرزبانی، نگهبان لژیون سردار، خزانهدار و دبیر لژیون سردار که اجازه دادند امروز در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه هفتگی «وادی هفتم» است که میگوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم.»
اگر بخواهم این موضوع را به لژیون سردار و خدمت در کنگره ارتباط بدهم، باید به گذشته خودمان برگردیم. زمانی که مصرفکننده بودیم و وارد کنگره شدیم، راه درمان اعتیاد را پیدا کردیم. یکی از مشکلات ما در گذشته این بود که راه و رسم درست زندگی کردن را بلد نبودیم. برای مثال، اگر کار میکردم، نمیدانستم برای چه کار میکنم، پولی که به دست میآورم برای چیست و چگونه و در چه مسیری باید آن را خرج کنم.
در وادی هفتم صحبت از «حقیقت» و «واقعیت» میشود. حقیقت چیزی است که از قبل بوده، هست و خواهد بود؛ مانند راستی و درستی، خداوند و نفس یا روح انسان. اما واقعیت، چیزی است که ما در حال حاضر با آن زندگی میکنیم.
ما میتوانیم با واقعیتهای زندگی روزمره زندگی کنیم، اما اگر بخواهیم به حال خوش، صلح و آرامش و تعادل برسیم، باید به حقیقت دست پیدا کنیم. حقیقت ما را به سمت آرامش و تعادل هدایت میکند.
اگر بخواهیم رمز و راز کشف حقیقت را پیدا کنیم، ابتدا باید راه را پیدا کنیم. در مورد اعتیاد، راه درمان در کنگره پیدا شده و امروز بسیاری از انسانها در این مسیر در حال درمان و آموزش هستند. اما در مسائل دیگر زندگی نیز ما نیاز داریم راه درست را پیدا کنیم.
برای مثال، ماشینی که امروز سوار آن میشوم، جزء واقعیتهای زندگی من است؛ خانهای که دارم نیز جزء واقعیتهای زندگی من است. من قبل از به دست آوردن این ماشین، آن را نداشتم و بعد از مرگم نیز دیگر متعلق به من نخواهد بود و مشخص نیست چه کسی از آن استفاده خواهد کرد. اینها واقعیتهای زندگی هستند.
اما چیزی که میتواند برای من باقی بماند، راستی، درستی، محبت و بخششی است که در طول زندگی انجام دادهام. اینها به حقیقت زندگی من نزدیکتر هستند.
یافتن راه یعنی اینکه بدانم اگر میخواهم کاری انجام بدهم، باید بدانم چرا و در چه مسیری باید آن را انجام دهم. شاید در گذشته سفرههای نذری بزرگی میانداختیم و افراد زیادی را دعوت میکردیم، اما چون شناخت درستی از هدف و مسیر نداشتیم، شاید نمیدانستیم این کار چه تأثیری در زندگی ما دارد.
وقتی با کنگره آشنا میشویم، درمان میشویم و این محیط را میبینیم، متوجه میشویم انسانهایی قبل از ما چراغ این مکان را روشن نگه داشتهاند تا امروز ما بتوانیم در این مسیر حرکت کنیم. اینجا به بخشی از حقیقت پی میبریم؛ اینکه یک مسیر درست و ارزشمند از گذشته وجود داشته و انسانهایی برای حفظ آن تلاش کردهاند.
مسیر مستقیم، اگرچه مستقیم و درست است، اما ممکن است در طول مسیر بالا و پایینهای زیادی داشته باشد. مهم این است که جهت حرکت ما درست باشد.
وقتی میخواهم به حقیقت یک کار پی ببرم، باید هدف آن کار را پیدا کنم. اگر من به کنگره پولی پرداخت میکنم یا در لژیون سردار شرکت میکنم، باید از خودم بپرسم حقیقت این کار چیست؟ آیا هدف من این است که پولی بدهم و انتظار داشته باشم در آینده همان پول به من برگردد؟ این دیگر حقیقت نیست؛ این توقع و برداشت شخصی من است.
اما اگر کسی کاری را برای حال خوش، آرامش درونی و رسیدن به تعادل انجام دهد، به حقیقت آن کار نزدیکتر شده است.
آقای مهندس در مورد انسانها به دو گروه خردمند و بیخرد اشاره میکنند. انسان بیخرد ابتدا کاری را انجام میدهد و بعد از انجام آن میگوید اشتباه کردم و نباید این کار را انجام میدادم. اما انسان خردمند ابتدا تفکر میکند و بعد دست به عمل میزند.
به نظر من، کسی هم که میخواهد در لژیون سردار شرکت کند، ابتدا باید با خودش تفکر کند و ببیند برای چه میخواهد وارد این مسیر شود و خدمت کند. اگر قرار باشد فقط به خاطر هیجان و جو موجود در یک مراسم یا جشن، مبلغی پرداخت کنم و بعد از مدتی حالم خراب شود، این یک واقعیت است، اما رسیدن به حقیقت چیز دیگری است.
اگر میخواهم به حقیقت برسم، باید قبل از انجام کار تفکر کنم. در واقع، شش وادی قبل را باید در زندگی خودم عملیاتی کرده باشم تا بتوانم مفهوم و حقیقت این وادی را بهتر درک کنم.
بچهها، ما راه کنگره را پیدا کردهایم؛ راهی که مسیر درمان، آموزش و خدمت است. چه بهتر که اگر میخواهیم بخشی از دارایی خودمان را در مسیری هزینه کنیم، در جایی هزینه کنیم که نتیجه آن ماندگار باشد.
کنگره یک وقف ماندگار است. حتی اگر روزی مهندس دژاکام در کنار ما نباشند و یا ما هم در این دنیا نباشیم، کنگره میتواند به مسیر خودش ادامه بدهد؛ چون هدف آن احیای انسانهاست.
پس چه بهتر که اگر میخواهیم کاری انجام دهیم، بخششی داشته باشیم و قدمی برای حال خوش خودمان و دیگران برداریم، این کار را در بستر کنگره و در مسیر ارزشهایی که به آن ایمان داریم انجام دهیم.
در پایان از همه شما عزیزان ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.




ضبط صدا مسافر مرتضی
عکس مسافر روح الله
تایپ و ویراستاری مسافر بهروز
لینک و انتشار خبر مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
16