نهمین جلسه از دور اول سری جلسات لژیون سردار، نمایندگی میلاجرد، با استادی راهنمای محترم مسافرمهدی، نگهبانی پهلوان بهنام، دبیری مسافر محسن و خزانهداری مسافر غلامرضا، با دستور جلسه «وادی هفتم، رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم» در روز چهارشنبه ۱۴۰۵/۰۶/۲۵ رأس ساعت ۱۵:۴۵ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر،
از نگهبان، دبیر و خزانهدار محترم سپاسگزارم که امروز اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.
به نظر من، خدمت کردن در لژیون سردار خیر و برکت بسیار زیادی دارد، اگر انسان بتواند درک کند که در چه جایگاهی قرار گرفته است.
شاکر خداوند هستم به خاطر حضورم؛ چون به قول آقای امین، حضور انسانها در جاهای خوب، بالاترین نعمت و توفیق خداوند است.
اگر میخواهیم تغییری در نفس ما اتفاق بیفتد، اگر میخواهیم به شناخت، آگاهی و دانایی برسیم، شرطش حضور است
باید حضور داشته باشیم.
وقتی هم که حضور داریم، مسئولیتی که به ما داده میشود باید به نحو احسن انجام دهیم؛ چون خیر و برکت زیادی در این جایگاه قرار گرفته و این جایگاه بهراحتی به دست نیامده است.
اگر نگاهی به گذشته خودمان بیندازیم، میبینیم که گذشته تاریکی داشتیم و اندر خم یک کوچه بودیم، حالا لطف خداوند شامل حالمان شده، در این مسیر قرار گرفتهایم و بر اساس سعی و تلاش خودمان و عقبهای که داشتهایم، جایگاههایی را کسب کردهایم.
تمام این جایگاهها خیر و برکت و نعمت هستند و باید بتوانیم از آنها نهایت استفاده را ببریم.
دستور جلسه ما «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز، یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم» است
وقتی به زندگی انسان نگاه میکنیم، میبینیم که انسان از تجربیاتی که کسب میکند، در مسیر حرکت خود دائماً سر راههای مختلف و چندراهیهای گوناگون قرار میگیرد.
انتخاب راه، یکی از مهمترین موضوعات است؛ به واسطه اختیاری که به انسان داده شده است.
اختیار یعنی چه؟ اختیار یعنی اینکه انسان سر دوراهی یا چندراهی قرار بگیرد و بتواند بهترین راه را انتخاب کند.
وقتی به زندگی قبل از کنگره خودمان نگاه میکنیم، آن زمان احساس میکردیم که انتخاب درستی داشتهایم؛ وارد اعتیاد شدیم، اما وقتی نتیجه را نگاه میکنیم، میبینیم مسیری که در آن قرار گرفتیم، نتیجهاش همیشه بیچارگی و بدبختی بود.
در سیدی «ملک لامکان»، آقای مهندس صحبت کردند که یک حرکت عظیم با کشف روش DST شکل گرفته است.
به نظر من، نمیشود گفت بزرگترین کشف، اما شاید یکی از بزرگترین اتفاقات هستی باشد.
لطف خدا شامل حالمان شد، در این مسیر قرار گرفتیم و آمدیم تا از این روش DST بهره ببریم.
در ادامه، روش درمان سیگار و اضافهوزن هم آمد و اتفاقات بزرگ دیگری در جهان پزشکی در حال رخ دادن است.
میگوید رمز و راز؛ رمز یعنی انتخاب راه، یعنی قرار گرفتن در آن مسیر؛ همان چیزی که در ابتدای صحبت خودم گفتم
حالا لطف خدا شامل حالمان شده و در این راه قرار گرفتهایم.
به خاطر آن انتخابی که داشتیم، که پیشنیاز انتخابها علم، دانش و آگاهی بوده است، و به خاطر محرومیتهایی که داشتیم و بهای سنگینی که پرداخت کردیم، محرم شدیم و این راه به ما نشان داده شد.
قسمت بعدی، راز است؛ یعنی در این مسیر که حرکت میکنی، چه نوع حرکتی انجام میدهی، این موضوع خیلی مهم است،
در مسیری که ما در حال حرکت هستیم، برداشتی که میخواهیم داشته باشیم و در نهایت به خوشبختی یا آن حقیقت برسیم، زمانی امکانپذیر است که بتوانیم راه را پیدا کنیم و حسمان پالایش شده باشد.
این موضوع دقیقاً به قلب ما برمیگردد
اگر قلب ما تیره و تار باشد، اگر قلبمان پر از کینه، قیاس، قضاوت و موضوعات دیگر باشد، هیچوقت راه برای ما نمایان نمیشود
پس یک مسیر پالایشی در درون تکتک ما قرار گرفته است.
اینکه ما اینجا نشستهایم، یعنی راه برایمان نمایان شده است.
اما در این مسیر حرکتی، با متد DST شروع شد، اما پایانش با متد DST نیست
پایانش این است که از ترس میخواهیم وارد شجاعت شویم، از کینه میخواهیم به مهر برسیم، از نادانی میخواهیم به دانایی برسیم.
برای اینکه به این موضوعات برسیم، یعنی سفر دوم؛ یعنی از آنچه به ما داده شده است، به دیگران بدهیم، یعنی باید به چه چیزی برسیم؟ به وادی چهاردهم؛ دقیقاً باید به آن مرحله برسیم.
ما میخواهیم در این راز و در این مسیری که در آن حرکت میکنیم، به عمق کنگره پی ببریم و به درون کنگره برسیم.
اگر به درون کنگره پی ببریم، صور پنهان ما به حرکت درمیآید و میتوانیم بسیاری از گرههای خود را باز کنیم.
زمانی که من بتوانم محبت نسبت به انسانهای دیگر داشته باشم و قدرت بخشش داشته باشم، میبینم که این یک پروسه است؛ اینکه انسان قضاوت خود را درست کند، قیاس خود را درست کند و موضوعات ضدارزشی را اصلاح کند.
چیزی که باعث میشود این قلب زودتر نرم شود و انسان بتواند بیشتر به درون خود پی ببرد، همین اجازهای است که به ما داده شده تا در لژیون سردار خدمت کنیم.
یکی از حرکتهای عظیمی که آقای مهندس در سیدی گفتند، همین است که الان در زمانی داریم زندگی میکنیم که «عصا از کور میدزدند»
اگر ما الان روی این صندلیها نشستهایم و اگر زیر این سقف نشستهایم، این نتیجه حرکت همان انسانهایی است که با متد DST شروع کردند و از ترس خارج شدند.
اگر من هیچوقت نتوانم به وادی چهاردهم و محبت برسم، اگر نتوانم به آن فهم برسم و درکی از وادی چهاردهم داشته باشم، هیچوقت نمیتوانم به آن حقیقت برسم.
حقیقت یعنی ریشه و اصل هر موضوعی
من زمانی میتوانم سفر اولم را در کنگره به پایان برسانم و بتوانم یک خدمتگزار خوب باشم که بتوانم به آن حقیقت برسم.
یعنی اول باید بتوانم به درون خودم رجوع کنم و بسیاری از ضدارزشها را اصلاح کنم.
چیزی که من همیشه میگویم، به نظر خودم، راه میانبری که به ما اجازه داده شده تا زودتر بتوانیم صور پنهان خودمان را ببینیم، همین قدرت بخششی است که در لژیون سردار به ما داده شده است.
خیلی آدمها هستند، من در این چند سال، افراد زیادی را در اطراف خودم دیدهام که توانایی و شهامت بخشیدن ندارند؛ حتی نمیتوانند از یک هزار تومانی به کسی ببخشند، از مالشان به کسی ببخشند، حتی از خندهشان به کسی ببخشند و از شادیشان به کسی ببخشند.
اگر این اتفاق در کنگره میافتد، همه به خاطر آن فهمی است که ما نسبت به بخشش و نسبت به وادی چهاردهم و محبت پیدا کردهایم.
همین موضوع باعث شده است که راه همیشه برایمان نمایان باشد و راحتتر بتوانیم مسیر خودمان را ادامه دهیم.
چیزی که ما را در اینجا دور هم جمع میکند، سوای آموزش و جهانبینی، همین بخششی است که انسانها نسبت به یکدیگر دارند،
جاهای دیگر که میروی و بیرون میآیی، میبینی هیچکس حواسش به دیگری نیست؛ حتی برادر حواسش به برادر نیست و گاهی اوقات پدر و مادر حواسشان به بچههایشان نیست.
اما چرا در کنگره همه انسانها از شادی یکدیگر شاد میشوند؟
وقتی یک نفر رهایی میگیرد یا یک نفر یک پله عوض میکند، برایش دست میزنند
این همه به خاطر آن فهمی است که در آن، دانش و محبت در درون ما روشن میشود.
امیدوارم بتوانیم قدر این جایگاهها را بدانیم
من امروز که ایشان به مسجد میآمدند، فقط داشتم فکر میکردم که واقعاً خداوند چقدر به ما لطف کرده که اجازه خدمت به بهترین مخلوقش را به ما داده است.
دائماً موتور ما در این مسیر باید روشن باشد
چیزی که میتواند این موتور را همیشه روشن نگه دارد و ما را در این مسیر به حرکت دربیاورد، همانند سوختی برای ماشین است؛ این سوخت، همین بخششی است که در لژیون سردار وجود دارد، همان خدمتهایی که به ما اجازه داده شده و داریم به انسانها خدمت میکنیم.
این راهی هم که در آن قرار گرفتهایم، اگر تکتک ما فکر کنیم، میبینیم بهای سنگینی برایش پرداخت کردهایم.

خیلی رفتیم و آمدیم، خیلی بیچارگی کشیدیم تا این راه برایمان نمایان شد
حالا باید آن را به پایان برسانیم.
پایانش کجاست؟
پایانش همین محبت است، همین بخشش است و همین سپاسگزاری کردن است تا بتوانیم به حقیقت آن موضوع برسیم.
اگر این بازی را یاد بگیریم، اگر این رمز و راز و این کشفیات را متوجه شویم و حقیقت را بشناسیم، در هر عرصهای که باشیم و در هر سطحی که قرار داشته باشیم، اگر در خانواده باشیم، تبدیل به بهترین پدر، بهترین همسر و بهترین فرزند میشویم،
اگر در محل کارمان باشیم، اگر خیاط باشیم،بهترین خیاط میشویم و اگر نقاش باشیم، بهترین نقاش خواهیم بود.
همه اینها برمیگردد به قلب ما و برداشت ما، به قول آقا، در سیدی «محروم»، به عقل ما برمیگردد؛ همان چیزی که در جهانبینی میگوییم: حس، اولین قوه بهکارگیری قوه عقل است.
باید همیشه حسمان را بررسی کنیم و مراقب احساساتمان باشیم، نباید اسیر منیت شویم
وقتی نگاه میکنیم، تمام چیزهایی که انسانها را از یکدیگر دور میکند، ریشهاش به همان منیت برمیگردد.
از منیت، حسادت بیرون میآید، قضاوت کردن بیرون میآید، قیاس کردن بیرون میآید.
منیت آنقدر مانند تار و پود دور قلب ما را میگیرد که دیگر اجازه بخشش کردن به ما نمیدهد.
وقتی انسان دچار منیت میشود، خودش از بالا میرود و دیگران را از پایین میبیند.
امیدوارم بتوانیم از این دستور جلسه بهره لازم را ببریم و از این فرصت طلایی که خداوند در اختیارمان قرار داده است، چه در لژیون سردار، چه در خدمت مرزبانی، راهنمایی و هر جایگاهی که هستیم، بهره لازم را ببریم.
از اینکه به صحبتها گوش کردید، ممنونم.
عکس: مسافر عباس
تنظیم؛ مسافر علی
مسافران نمایندگی میلاجرد اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
26