جلسه چهارم از دوره چهل و دوم سری کارگاههای آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنمای محترم، مسافر داریوش و نگهبانی مسافر فرامرز و دبیری مسافر الماس با دستور جلسه «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت دوچیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم» در روز سهشنبه ۲۴ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان؛ داریوش هستم یک مسافر
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر لمس این جایگاه را نصیبم کرد تا سالم و سلامت در این جمع حضور داشته باشم؛ همچنین از ایجنت و گروه مرزبانی تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا بتوانم خدمت کنم.
دستور جلسه امروز «وادی هفتم» است. در عنوان این وادی آمده است که «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز نهفته است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت مینماییم»؛ بنابراین رمز میشود یافتن راه و راز میشود پیمودن مسیری که یافتهایم. وقتی به گذشته و زندگی خودم نگاه میکنم، میبینم که در مشکلات و مسائلام هرگز راه اصلی را پیدا نمیکردم. موضوع این است که گاهی توهم داریم که راه را یافتهایم؛ اما آن راه، راه اصلی نیست. این حقیقت را زمانی درمییابیم که زمان و عمر گذراندهایم و سالها بها پرداخت کردهایم و در نهایت میبینیم که به سرمنزل مقصود به شکل مناسبی نرسیدهایم.
من ۱۵ سال مصرف مواد داشتم و از همان ماههای نخست مصرف، با شیشه آشنا شدم و به یک سال نرسید که با هروئین آشنا شدم و سالها این مسیر را پیمودم. بهخوبی خاطرم هست که از ۱۵ سال مصرفم، ۱۳ سال دنبال این بودم که از اعتیاد بیرون بیایم و انواع و اقسام روشهای ترک اعتیاد را با تمام وجودم امتحان کردم. خیلی زود متوجه شدم که در چه دامی افتادهام؛ اما مشکل این بود که هرچه تلاش میکردم، نمیتوانستم از اعتیاد بیرون بیایم؛ روشهای متعددی از جمله: متادون درمانی، کمپ، ابوالفضل درمانی، ماندن در خانه و ورزش را تجربه کردم.
به خاطر دارم که شیشه و هروئین مصرف میکردم و روز دهم یا یازدهم ترک اعتیادم بود و در خماری بسیار شدیدی به سر میبردم؛ اقوامی داشتم که استاد هنرهای رزمی بود؛ روز یازدهم نزد ایشان در خارج از اصفهان رفتم و به مدت شش تا هفت ماه در آنجا ماندم. چه ورزشهای سنگینی انجام دادم! به یاد دارم از همان روز نخستِ رسیدن، ساعت چهار و نیم صبح مرا به کوه برد و ساعت ۹ صبح به پایین آورد؛ بدنم فرسوده شده بود و بعدازظهر نیز شیفت دیگری تمرین داشتیم. به آن روش عادت کردم و تا زمانی که آنجا بودم، نه هروئین، شیشه و نه حتی سیگار مصرف کردم؛ اما داستان از این قرار بود که پس از شش هفت ماه، وقتی به خانه برگشتم، شب اول گل کشیدم و فردای آن روز رفتم هروئینم را گرفتم و کشیدم! باور کردنی نبود که در آن شش هفت ماه حتی یک بار به این موضوع فکر نکرده باشم؛ اما به محض اینکه داخل موقعیت شدم و توانایی مصرف کردن را داشتم، ذهنم فرمان داد: برو بگیر و مصرف کن! این یعنی چه؟ یعنی اینکه روشی که برای رهایی از اعتیاد برگزیده بود را نیز روش مناسبی نبود.
من تمامی NGO های دیگر را نیز تجربه کردم و بسیار تلاش کردم؛ اما به محض اینکه اولین مشکل در زندگی بهوجود میآمد، نخستین چیزی که به ذهنم میرسید، مصرف مواد مخدر بود. بارها و بارها تلاش کردم و نتوانستم به سرمنزل مقصود برسم؛ بسیار اعتماد به نفسم را از دست داده بودم و به خودم میگفتم دیگر اصلاً ممکن نیست.
زمانی که به من گفتند جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ وجود دارد فقط برای اینکه من را به کمپ نفرستند گفتم باشد، این راه را هم میروم. فاصله منزل تا کنگره۶۰ طولانی بود و در وضعیتی که حتی یک ساعت بیرون از خانه نمیتوانستم تحمل کنم، باید در مسیر یک یا دو بار مواد مصرف میکردم تا بتوانم راه را طی کنم. اصلاً هیچ باوری به کنگره۶۰ نداشتم. خدا را شکر میکنم که استاد عزیزمان آقای مهندس حسین دژاکام از خود و از خانواده محترمشان گذشت کردند و روشی را در اختیار من قرار دادند که شاید سالها و سالها دنبالش بودم. بسیاری از عزیزانی که اینجا نشستهاند و حتی بسیاری از افرادی که بیرون از این در هستند و واقعاً دنبال خروج از اعتیادند، به درهای بسته میخورند و تمام اعتماد خود را نسبت به اینکه میتوان از اعتیاد بیرون آمد، از دست میدهند.
از آقای مهندس واقعاً سپاسگزارم که این روش را در اختیار من گذاشت. من تحت روش "D.S.T" قرار گرفتم و داستان این است که هر کسی که در قالب این متد قرار میگیرد، "D.S.T"برایش به نوعی معجزه میکند که این معجزه برای خود من هم بوقوع پیوست. در کتاب عبور از منطقه شصت درجه زیر صفر آمده است: «واقعی بودن با واقعی وانمود کردن متفاوت است». زمانی وانمود میکردم که حالم خوب است؛ اما اکنون اصلاً نیازی ندارم به کسی وانمود کنم که حالم خوب است؛ از کوزه همان تراود که در اوست؛ نیازی نیست به کسی توضیح دهم که امروز حالم خوب است و میل به مصرف مواد مخدر ندارم؛ نیازی نیست چیزی را به خودم یا به کسی ثابت کنم؛ زیرا درمان واقعی در من اتفاق افتاده است. آن راه برای من باز شد و من آن مسیر را پیمودم.
قسمت اول وادی میگوید رمز و راز حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه. همانطور که گفتم، خدا را شکر میکنیم که ما راه را پیدا کردیم و اکنون در دورهای هستیم که این راه در اختیارمان قرار گرفته است؛ این راه برای گذشتگان ما در اختیار نبود و برای بسیاری از کسانی که حتی بیرون از اینجا هستند نیز هنوز فراهم نشده و اجازه داده نشده است که این راه را پیدا کنند. تکتک ما که اینجا نشستهایم، بارها و بارها باید به خودم بگویم که قدر این صندلی را بدانم. فردی که بیرون از اینجا است، همسرش از او میرود، خانوادهاش میرود، آبرویش میرود و هرچه دارد و ندارد از دست میدهد؛ دنبال راه میگردد و به هر دری میزند؛ اما نتیجه چه میشود؟ نتیجه این میشود که حالش خوب نیست و دوباره به اعتیاد برمیگردد.
فایلهای صوتی هفتگی جهانبینی، همان نشانههای صور پنهان برای رهایی ما هستند؛ اما آیا از این امکان رایگان استفاده میکنیم؟ در «وادی هشتم» میخوانیم که «با حرکت راه نمایان میشود» و فرد باید مانند تشنهای به دنبال آب، جویای هدف باشد. آیا ما سفر اولیها چنین عطشی برای درمان داریم؟ روش دیاستی افزون بر اعتیاد، در درمان سیگار و اضافه وزن نیز معجزه کرده است. کیفیت رهایی در کنگره۶۰ ابعادی متفاوت دارد و با پرهیز اجباری و تحمل رنج سالیان کاملاً فرق میکند؛ اینکه پس از سالها عذاب، بدون هیچ فشاری حتی فکر مصرف به ذهن خطور نکند، ارزشی بینهایت دارد. من امروز در محیطی پر از مصرفکننده کار میکنم؛ اما به خدا قسم اندازه بند انگشتی میل به مصرف در من وجود ندارد؛ چرا که به لطف اندیشه والای آقای مهندس، درمان واقعی رخ داده است.
ترک سیگار من نیز که پیشتر بارها با شکست روبهرو شده بود، حدود دو سال است قطع شده و با وجود مشکلات زندگی، دیگر سلاحی به نام سیگار نیاز ندارم. در وادی هفتم آمده است که راستی و درستی یک راه را باید از نتیجه مطلوبی که به بار میآورد شناخت. من پیش از این در NGOهای دیگر یا کمپ، سالها ظاهر را حفظ میکردم؛ اما حالم خوب نبود. کسانی که مسیرهای متعدد را آزمودهاند، ارزش این گوهر گرانبها را بهتر میدانند. همچنین افرادی که در اولین اقدام وارد کنگره۶۰ میشوند، سالها از ما جلوتر هستند؛ زیرا درگیر راههای انحرافی نشدهاند. این عزیزان اگر مو به مو فرمانهای راهنما و پروتکلها را اجرا کنند، به راحتی معجزه دیاستی را تجربه خواهند کرد. برای همه سفر اولیها آرزوی رهایی باکیفیت دارم.

تایپ: مسافر محمدحسن(لژیون۱۴)، مسافر مهدی(لژیون۲۵)، مسافر محمدضا(لژیون۲)، مسافر احمدرضا(لژیون۱۲)، مسافر مهرداد(لژیون۵)
ویراستار: مسافر حسین(لژیون۲۳)، مسافر حامد(لژیون۵)، مسافر مهرداد(لژیون۵)
صوتی و دیتاشو: مسافر علی(لژیون۱۹)، مسافر حسن(لژیون۱۹)
تنظیم: مسافر سعید(لژیون۱۴) دبیر سایت
مرزبان خبری: مسافر حجت
تهیه و ارسال: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
151