English Version
This Site Is Available In English

تجلی حقیقت در مسیر رسیدن به کمال نهفته است

تجلی حقیقت در مسیر رسیدن به کمال نهفته است

جلسه هفتم از دوره چهل و دوم سری کارگاه‌های آموزشی، خصوصی مسافران کنگره۶۰، نمایندگی شیخ‌‌بهایی اصفهان با استادی،راهنمای محترم، مسافر رضا و نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حسین با دستور جلسه «وادی هفتم» در روز یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر

خدا را شکر می‌کنم که امروز هم توفیق یافتم تا در شعبه حضور پیدا کنم و روزی من شد تا دوباره آموزش بگیرم. از گروه مرزبانی و ایجنت محترم که فرصت خدمت را به من دادند تا باز هم بتوانم آموزش بگیرم تشکر می‌کنم؛ همچنین از صمیم قلب از راهنمای عزیزم آقای علی زارعی سپاسگزاری می‌کنم و امیدوارم هر کجا که هستند، خداوند به آن‌ها برکت و روزی بدهد و حال خوشی داشته باشند؛ زیرا هر آنچه امروز دارم، به لطف آموزش‌ها و راهنمایی‌های ایشان و متون آموزشی کنگره۶۰ است.

دستور جلسه این هفته «وادی هفتم؛ رمز و راز کشف حقیقت در دوچیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آن‌چه برداشت می‌نماییم» می‌باشد. در راه که می‌آمدم تا آخرین لحظات فکر می‌کردم و دیدم چقدر این وادی روزی من شده است تا درباره آن صحبت کنم؛ این فرصتی است که به من داده شده است و خوب است که تجربه خودم را بگویم. من راه بسیار سختی را طی کردم تا به اینجا رسیدم. وقتی فکر می‌کردم دیدم ۲۲ یا ۲۳ سال داشتم و مربی یک رشته رزمی بودم؛ هرگز فکر نمی‌کردم که دچار اعتیاد شوم؛ زیرا منیتی داشتم و فکر می‌کردم دیگران بلد نیستند مصرف کنند و من چون مربی ورزش هستم، می‌توانم به‌گونه‌ای مصرف کنم که معتاد نشوم. چند سالی نگذشت که متوجه شدم دچار اعتیاد شده‌ام و بدون مواد مخدر نمی‌توانم زندگی کنم؛ چه رسد به اینکه ورزش کنم. از همان موقع تصمیم گرفتم خودم را از این باتلاق نجات دهم؛ اما متأسفانه این فرایند بیست و چند سال زمان برد.

در آن زمان پیشنهادهای زیادی وجود نداشت و تنها داروهای عطاری و کپسول‌های گیاهی بود. اولین مراجعه من به دکتر عطاری بود و فکر می‌کردم با این کپسول‌ها می‌توانم خودم را نجات دهم؛ اما متأسفانه فایده‌ای نداشت؛ زیرا او هیچ مسئولیتی در قبال من نمی‌پذیرفت و مغازه را همیشه باز نمی‌کرد؛ کسانی که این کپسول‌ها را داشتند نیز بسیار کم بودند؛ بنابراین دوباره به مصرف ادامه دادم.

چند صباحی گذشت و گفتند آمپول‌هایی به نام تمجیزک آمده است که با آن‌ها می‌توان به‌راحتی ترک کرد. متأسفانه شروع به مصرف این آمپول‌ها کردم و تزریق کردن را یاد گرفتم؛ اما آن روش هم مسئولیتی در قبال من قبول نمی‌کرد. سپس دیدم فعال‌ترین و مسئولانه‌ترین عملکرد را ساقی‌های مواد مخدر دارند؛ اگر هروئین نداشتند، مواد دیگری داشتند. شروع به مصرف هروئین کردم؛ در آن زمان باوری وجود داشت که ترک هروئین تنها سه روز زمان می‌برد. من در مصرف بسیار حریص بودم؛ به‌طوری که تمام رگ‌های بدنم خشک شدند.

پس از آن به کلینیک‌های درمانی و روان‌شناس‌ها روی آوردم. آن‌ها داروی نالترکسون می‌دادند که اگر هم‌زمان با مواد مخدر مصرف می‌شد، فرد دچار اوردوز می‌شد. بعد از آن روشی به نام ترک ابوالفضلی بود که یک ماه امتحان کردم اما نتیجه‌ای نگرفتم. دوباره به کلینیک‌ها رفتم و شروع به خوردن متادون کردم؛ پزشک به هر چه می‌خواستم، نه نمی‌گفت و مقدار بیشتری دارو می‌داد. پس از آن در کلینیک دیگری چند سال داروی بی۲ مصرف کردم. در تمام کلینیک‌ها افرادی را می‌دیدم که شربت اپیوم دریافت می‌کردند؛ اما من به مدت ۱۴ سال در مجموعه دیگر بودم و تعصب زیادی داشتم و فکر می‌کردم ترک مواد مخدر یعنی اینکه حتی یک قرص هم مصرف نشود. با اینکه خودم دارو می‌گرفتم، بر این باور بودم که برای ترک اعتیاد دیگر شربت تریاک لازم نیست؛ زیرا هیچ‌کس پیام روش درمان در کنگره۶۰ را به من نداده بود. من ۱۴ سال در آن مجموعه بودم و برایشان احترام خاصی قائل هستم؛ زیرا زحمت زیادی می‌کشند، اما آن روش درمان اعتیاد نیست.

در این ۱۴ سال بسیار سختی کشیدم تا این راه را پیدا کردم و سال‌ها طول کشید. رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ این موضوع بسیار ساده بیان می‌شود؛ اما مفاهیم عمیقی دارد: نخست یافتن راه و دیگر آنچه برداشت می‌کنیم. برخی افراد تنها دارو می‌گرفتند و می‌رفتند؛ زیرا اصلاً باور نداشتند که اعتیاد درمان دارد. متأسفانه خیلی وقت‌ها این پیام دیر به انسان می‌رسد. من فکر می‌کنم تک‌تک ما که این مسیر را پیدا کرده‌ایم رسالتی بر دوش داریم؛ نخست اینکه به‌خوبی سفر کنیم تا این پیام به نفر بعدی برسد. پیدا کردن این راه برای من بسیار سخت بود؛ من به‌عنوان آخرین راه و در حالی که هیچ امیدی نداشتم وارد کنگره۶۰ شدم؛ اما به لطف خدا این اتفاق افتاد؛ زیرا حقیقتی در آن نهفته بود.

از نظر من تمام مطالب در همین وادی هفتم قرار دارد. اگر حقیقت عریان است، بر راستی و درستی دلالت دارد، جاری است و عقل نیز از آن پیروی می‌کند؛ پس چرا ما راه را پیدا نمی‌کنیم؟ با اینکه همه چیز را یاد گرفته‌ایم، چرا باز هم اشتباه می‌کنیم؟ زیرا خواسته نفس باعث می‌شود که راه غلط را انتخاب کنیم؛ اگرنه حقیقت جاری است و کار خود را انجام می‌دهد. من حقیقت را پنهان می‌کنم و آن را در جایی قرار می‌دهم که دیگر برایم قابل رؤیت نیست. طمع، حرص و خواسته‌های نامعقول من باعث می‌شوند که بخواهم خیلی زود به هدف برسم؛ زیرا همه انسان‌ها تصور می‌کنند کوتاه‌ترین راه بهترین راه است.

وقتی به زندگی شخصی خود نگاه می‌کنم می‌بینم که این اتفاق بارها رخ داده است؛ می‌خواستم یک‌شبه یا در مدت چند روز به خواسته‌هایم برسم. وقتی تلویزیون را روشن می‌کنم، تبلیغ داروهایی را می‌بینم که ادعا می‌کنند در یک هفته باعث لاغری می‌شوند یا مکمل‌هایی که سال‌هاست تبلیغ می‌شوند؛ زیرا مطمئن هستم ناآگاهانی وجود دارند که به‌راحتی پول می‌دهند و این مواد را تهیه می‌کنند.

حتما شنیده‌اید که می‌گویند: قفل‌سازان زیاد اما کلیدسازان کم هستند. همواره سوداگرانی وجود داشته‌اند که به فکر منافع خود بوده و حقیقت را پنهان کرده‌اند؛ بنابراین وقتی می‌گوییم کشف، یعنی باید تحقیق و جست‌وجو کنم تا بتوانم حقیقت را پیدا کنم. آقای مهندس دژاکام از وادی اول تا چهارم درباره تفکر صحبت کرده‌اند و هر وادی آدرسی به من داد تا بتوانم راهی را پیدا کنم و سلامت به مقصد برسم. در وادی پنجم ابزار لازم به من داده شد و در وادی ششم تأکید شد که باید حکم عقل را در قالب فرمانروا به رسمیت بشناسیم؛ یعنی در وادی پنجم خانه‌تکانی کردم و پالایش انجام دادم و از ضد ارزش‌ها به سمت ارزش‌ها حرکت کردم تا مهیا شوم و عقل را به عنوان فرمانده بپذیرم.

حالا عقل نیاز دارد که اطلاعات صحیح به آن برسد تا بتواند فرمان درستی صادر کند. ما یک فرمانروای درونی داریم که عقل است و یک فرمانروای بیرونی داریم که راهنماست. اگر من نتوانم فرمان راهنما را اجرا کنم و اطلاعات غلط بدهم، چگونه می‌توانم فرمانروای درونی خود را پیدا کنم؟ وقتی فرمان روشن فرمانروای بیرونی را اجرا نمی‌کنم، قطعاً نخواهم توانست. اگر توانستم فرمانبرداری کنم، راهم را نیز پیدا خواهم کرد. راهنما می‌گوید چه میزان دارو استفاده شود، چه زمانی فایل صوتی نوشته شود و سر موقع حضور یابیم؛ این من هستم که گاهی اجازه نمی‌دهم فرمانبردار باشم و تفکر نمی‌کنم. آقای مهندس دژاکام می‌فرمایند حتی برای هر قدمی که می‌خواهید بردارید باید تفکر کنید؛ اگر می‌خواهم ساعت ۵ در شعبه باشم، باید از قبل برنامه‌ریزی کرده باشم که چه زمانی حرکت کنم و کارهایم را تنظیم کنم. این مسئله می‌طلبد که برای یافتن راه تحقیق و جست‌وجو کنم؛ زیرا بهترین راه زحمت دارد. من چون مسئولیت راه درست و صراط مستقیم را قبول نمی‌کنم، سعی می‌کنم آن را دور بزنم.

همیشه دلم می‌خواست با همین فهم امروز داستان پینوکیو را دوباره ببینم؛ زیرا بسیار آموزنده است. همیشه به یاد این بخش می‌افتم که گربه نره و روباه به پینوکیو می‌گفتند سکه‌هایت را در گودال بکار تا درخت طلا بروید. من در رؤیاهایم همواره دوست داشتم چنین اتفاقی بیفتد و کسی وردی به من بیاموزد تا بتوانم یک‌روزه به خواسته‌هایم برسم؛ زیرا انسان همواره به دنبال کوتاه‌ترین راه است.

مدتی نیز وارد عرفان شدم و فکر کردم با این روش می‌توانم اعتیاد را درمان کنم؛ اما متأسفانه پس از شش ترم گفتند که درمان با ارتباط گرفتن موجودات ارگانیک و غیرارگانیک انجام می‌شود و مدتی گرفتار آن بودم تا اینکه متأسفانه این مسیر هم به ناکجاآباد رسید و من به‌راحتی فریب می‌خوردم. مدتی هم می‌گفتند الماسی در ترکیه وجود دارد و اگر چند نفری آن را بخریم و مانند گلدکوئست زیرشاخه بسازیم، بدون زحمت و در مدت چند روز به درآمد کلانی می‌رسیم. خیلی‌ها از خواسته‌های نفسانی و طمع ما سوءاستفاده می‌کنند تا ما را به دنبال خود بکشند؛ بنابراین باید هوشیار باشم؛ زیرا همواره سر دو راهی قرار می‌گیرم و باید انتخاب کنم که کدام مسیر را بروم.

یک مسیر زحمت دارد و از زمان کاشت تا برداشت فرایندی زمان‌بر است؛ تا به مرحله برداشت برسم باید زحمت بکشم. من پیش از این تنها به فکر برداشت بودم و به همین دلیل این اتفاق رخ نمی‌داد. همان‌طور که در شعر آمده است: 

نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود،

مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

امیدوارم در این مسیر که راهی مستقیم و صراط مستقیم است، در مدت ده ماه سفر خود را به سلامت طی کنیم؛ زیرا یکی از نشانه‌های راه مستقیم این است که انسان را به سلامت به مقصد می‌رساند. امیدوارم مسافران سفر اول این فرصت را از دست ندهند و بتوانیم از آموزش‌های کنگره۶۰ بهره‌مند شویم.

تایپ: مسافر سینا(لژیون۵)، مسافر محمدحسین(لژیون۱۵)، مسافر سیامک(لژیون۱۷)، مسافر حسن(لژیون۲۶)، مسافر جلال(لژیون۱۴)

ویراستار: مسافر حسین(لژیون۲۳)، مسافر مهدی(لژیون۱۶)

صوتی و دیتاشو: مسافر علی، مسافر حسن(لژیون۱۹)

تنظیم: مسافر سعید(لژیون۱۴) دبیر سایت

مرزبان خبری: مسافر حجت 

تهیه و ارسال: مسافر رضا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .