جلسه ششم از دور چهل ششم کارگاههای آموزشی کنگره با استادی مسافر راهنما جواد،نگهبانی مسافر بهروز و دبیری مسافر هادی روز پنجشنبه 1405/06/19 با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
امروز دستور جلسه ما دو بخش دارد:
«از فرمانبرداری تا فرماندهی» و تولد ۵ سال رهایی پهلوان عارف.
در مورد دستور جلسه اول: وقتی که به ساختار هستی نگاه میکنیم مانند یک مخروط عظیم است، در بالای این مخروط خداوند و در پایین آن زمین قرار دارد، از زمین تا بالای این مخروط بینهایت حلقه حیات وجود دارد که مرکز تمام آنها خداوند است و ما هرچه به سمت نوک مخروط حرکت میکنیم به خداوند نزدیکتر میشویم.
زمینی که ما در آن زندگی میکنیم صور آشکار حیات است، صور پنهان آن جهانهایی است که آقای مهندس همیشه درباره آنها صحبت میکند مثل جهان خواب وجهان ذهن؛ به زمین مکان و به جهانهایی که دیده نمیشوند لامکان میگویند که اسمهای دیگری نیز دارند.
ما در زمین یعنی پایینترین حلقه قرار داریم و این به خاطر اعمال گذشته ماست آقای مهندس همیشه میگویند که زندگی امروز ما نتیجه اعمال گذشته ما است که قانون عمل و عکس العمل است ؛ باید بدانیم که دنیا مزرعه آخرت است پس تلاش کنیم بهتر بکاریم تا برداشت بهتری داشته باشیم.
باید بدانیم که وقتی خداوند ما را به زمین فرستاد به حال خودمان رها نکرد، برای ما طنابی قرار داده تا به وسیله آن به او نزدیک شویم و به طرف نوک مخروط حرکت کنیم نام این طناب ریسمان الهی یا عروة الوثقی است.
این ریسمان الهی قوانینی است که خداوند وضع کرده است برای کسانی که خواستار صعود هستند و برای رسیدن به خداوند راهی به جز فرمانبرداری از فرامین و قوانین الهی نیست.
هسته مرکزی تمام این قوانین عشق است وجایگاه انسان به قدری ارزشمند است که خداوند نمیخواهد انسان با کارهای ضد ارزشی جایگاهش را پایین بیاورد، و با اجرای قوانین به جایی برسد که از آن انشعاب یافته است.
در بحث سفر اول نیز جایگاه عشق بسیار مهم است زیرا اگر شخص خودش را دوست نداشته باشد نمیتواند سفر خوبی انجام دهد، کسی که عاشق باشد میتواندفرمانبرداری کند تا به فرمانده خوبی تبدیل شود.
برای داشتن عشق باید ابتدا ظرف آن را تهیه کنیم و این ظرف فقط با دانایی ایجاد میشود، وقتی انسان به این جایگاه رسید میتواند از عشق خود ببخشد.
درباره قسمت دوم دستور جلسه، عارف کسی است که در سرزمین عشق وارد شده است وبا همه سختیها وضد ارزشهای درونیش مبارزه کرده ودوبار جایگاه پهلوانی را تجربه کرده ودر ساختمان جدید خدمت زیادی کرده است واین یعنی او قطعا قدم در وادی عشق گذاشته است.
قدردان تمام زحمات او در ساختمان جدید هستیم.
سخنان مسافر پهلوان عارف:
ابتدا از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم که این راه را برای ما باز کردند تا من امروز تولد ۵ سال رهاییم را ببینم.
از راهنمای سفر اولم آقا محمدرضا نجفی و راهنماهای دوران خدمتم در مرزبانی راهنمای کنونیام آقا جواد تشکر میکنم؛ از راهنمایان همسفرانم که در این ۵ سال زحمات زیادی کشیدهاند که حال خوش الانمان را مدیون زحمات این عزیزان هستیم قدر دانی میکنم.
درمان اعتیاد من زمانی آغاز شد که روزها وشبهاییم شبیه به هم و برایم تکراری شدند و دیگر لذتی برایم نداشتند؛ و فکر میکنم رهایی زمانی برایم اتفاق افتاد که وارد لژیون سردار شدم. به نظرم تا بخشش را یاد نگیریم اجازه عبور داده نمیشود و نمیتوانیم از رهایی مان لذت کافی ببریم.
امروز بسیاری از عزیزان از من تشکر کردند من هم باید بگویم که قدردان شما و همه عزیزان لژیون سردار هستم. من الان در ساختمان جدید خدمت میکنم و آنجا میبینم که اعضای شعبات کنگره۶۰قزوین وبخصوص اعضای لژیون سردار همه دور هم جمع شدهاند، که هر یک به نوعی نقش یکی از مصالح ساختمان را دارد دست در دست هم دادهاند تا ساختاری محکم بنا کنند؛ اینها همه در جهت اهداف کنگره۶۰ است تا فردی تازه وارد بیاید و به رهایی برسد و لذت درمان را بچشد.
در پایان از همه شما تشکر میکنم که در جشن ما حضور داشتید.
.jpg)
سخنان راهنما همسفر شهربانو:
خداوند را شاکر هستم که این جایگاه را تجربه میکنم، این حال خوش را تقدیم میکنم به راهنما هسفر محدثه، تمام حال خوشی که دارم مدیون زحمات ایشان هستم، تشکر میکنم و تبریک میگویم در راس به آقای مهندس حسین دژاکام بنیان جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ و خانواده محترم ایشان که این بستر را برای ما فراهم کردند تا کنار هم جمع بشویم و کسب معرفت و آموزش داشته باشیم. به مسافر عارف و راهنما مسافر جواد تبریک میگویم برای پرورش چنین رهجو و زحمتی که کشیدند.
به همسفر حدیثه تبریک میگویم و تشکر میکنم از راهنما همسفر فاطمه که تاریکی و سرمای درد و رنج سفر اول همسفر حدیثه را متقبل شدند. همچنین به راهنما همسفر سونا، همسفر معصومه، همسفر فرزانه و همه اعضای شعبه کاسپین تبریک میگویم.
هر تولد پیامی دارد، و پیام ۵ سال رهایی میتواند این باشد، که همه ما میتوانیم وارد اقیانوس بشویم و شنا کنیم؛ ولی مهمتر از وارد شدن در اقیانوس ماندن در آن است. یعنی بدست آوردن مهم است؛ ولی نگهداری آن دستآورد مهمتر است. وقتی خانوادهای آمدند، در اقیانوس شنا کردند، ماندند و توانستند موجسواری را یاد بگیرند. موجسواری میتواند گرههای وجودی ما را باز کند. اینکه من سفر کنم، رها بشوم و بروم خیلی خوب است؛ ولی اینکه بمانی و موجسواری را یاد بگیری تا در آینده، هم در این بعد و هم در بعدهای دیگر از این آموزهها استفاده کنی خیلی مهم است، این خانواده ماندند و برای رهایی دیگران چراغی شدند.
تشکر میکنم از مسافر عارف که آموزشها را کاربردی کردند، خیلی مهم است که کنگره۶۰ پایههای مالی قوی داشته باشد، انشاالله همه ما بتوانیم اندازه یک آجر هم که شده در آن سهیم باشیم. امیدوارم این خانواده مانا و خدمتگزار باشند و هر رنگ شالی که دوست دارند را دریافت کنند.
سخنان همسفر حدیثه:
از راهنما مسافر جواد ممنون هستم و به ایشان تبریک میگویم، همچنین به راهنمایان، همسفر سونا، همسفر شهربانو و همسفر فاطمه نیز تبریک میگویم، خیلی ممنون هستم که اجازه دادند من کنار آنها آموزش بگیرم و حالخرابیهای من را تحمل کردند. بابت تبریکهایتان هم خیلی ممنون هستم، به دلم نشست؛ ولی با همه تعریفهایتان از پدرم، ایشان اصلا ترسناک نیستند.
راجع به حس و حال خودم در این ۵ سال اگر بخواهم بگویم، از آقای مهندس حسین دژاکام و خانم آنی بزرگ ممنون هستم که اجازه دادند ما هم در این اقیانوس باشیم و شنا کنیم، ما آدمها هر وقت مشکلاتی برایمان پیش میآید بر آنها لعنت میفرستیم؛ ولی اینجا یاد گرفتیم از مشکلات پیش رو تشکر کنیم، چون با شنا کردن، یاد میگیریم بالای آب بیاییم نه به زیر آب برویم، مشکلات ما را بزرگتر میکنند. من وقتی به ۵ سال قبل برمیگردم، به خودم میگویم حدیثه خیلی تغییر کردی، خیلی بزرگ شدی. من سعی کردم گوارای عشق و محبتی که آقای مهندس حسین دژاکام به من دادهاند را تقدیم همه آدمها کنم که بتوانند خودشان را بشناسند و بدانند در قلبشان کلی صفتهای قشنگ است که میتوانند تقدیم دیگران کنند. در آخر هم از راهنما همسفر خدیجه تشکر میکنم برای تمام زحماتی که برای مادرم کشیدند، انشاالله هر کجا که هستند موفق باشند.
از ایجنتها، مرزبانها و خواهر لژیونیهای خود ممنون هستم، انشاالله در هر نقطه از زندگی قرار دارند شاد و موفق باشند.
سخنان راهنما همسفر سونا:
خدا را شکر میکنم که در این جایگاه قرار گرفتم. چند روز پیش داشتم با خودم فکر میکردم، خدا کند قبل از اینکه تجلیل بشوم یک تولد در لژیون۱۶ باشد، که دوشنبه مرزبان اعلام کرد تولد همسفر معصومه است، خیلی خوشحال شدم.
جملهای است، میگوید: «آمین شود هر آنچه میپنداری.» به نظرم خواسته من را خدا شنید و آمین گفت.
این تولد بسیار زیبا را به آقای مهندس حسین دژاکام، خانواده محترم ایشان، راهنما مسافر جواد، مسافر عارف، همسفر حدیثه، راهنما همسفر شهربانو و همسفر معصومه خیلی تبریک میگویم. به نظر من این دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» مصداق این خانواده است که با شال پهلوانی اینجا نشستند، و برای ما الگو هستند. یکی از مرزبانهای قسمت مسافران مشارکت کردند، گفتند: «بخشیدن خیلی کار سختی است.» یک وقت ما حرفی را میبخشیم، یا یک احساسی را میبخشیم، شاید خیلی سخت نباشد؛ ولی زمانی است که ما مالی را میخواهیم، ببخشیم، به نظرم سختترین کار این است که شما مالی را ببخشی، و خوشحال باشی که مال خود را بخشیدهای. آموزشها و دانایی کنگره۶۰ آنقدر قوی است، که شخص میتواند به راحتی ببخشد و خوشحال باشد. امیدوارم همسفر معصومه، همسفر حدیثه و مسافر عارف علاوه بر اینکه خدمت مالی انجام میدهند، شالهای رنگی راهنمایی را نیز دریافت کنند. و با آموزشها بتوانند افراد جدیدی را جذب کنند. امیدوارم این تولدها در کنگره۶۰ جریان داشته باشد و حال خوش را دریافت کنیم. به تکتک شما نیز تبریک میگویم.
سخنان همسفر معصومه:
ابتدا خدا را برای امروز شکر میکنم، از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترم ایشان ممنون هستم که این بستر را فراهم کردند تا ما اینجا باشیم و آموزش بگیریم. از راهنما مسافر جواد ممنون هستم که بابا را راهنمایی کردند، از راهنمایان همسفر سونا، همسفر شهربانو، همسفر فاطمه، همسفر الهه و همسفر خدیجه خیلی ممنون هستم برای زحماتی که کشیدند،
اگر بخواهم توضیح کوچکی برای این ۵ سال که در کنگره۶۰ هستم بدهم، اوایل راهنما همسفر الهه برای عبور از تاریکیها و سختیها کنار من بودند و تغییراتی که لازم بود برای من ایجاد شود، را انجام دادند. بعد از ایشان راهنما همسفر سونا آغوش پر مهر مادرانه خود را برای من باز کردند، مثل ستارهای در تاریکی برای من درخشیدند و به من کمک کردند. خیلی از ایشان ممنون هستم؛ شاید اخرین جشن لژیون۱۶ باشد که در کنار خانم سونا باشم، این لحظات خاطرات خیلی قشنگی است که در ذهن من میماند.
از راهنما همسفر شهربانو هم تشکر میکنم، امیدوارم حال دل شما همیشه خوب باشد.
.jpg)
(1).jpg)

رهایی یافتگان این هفته


.jpg)

.jpg)
عکس :مسافر سینا
تایپ:مسافر حسن
تنظیم: راهنما مسافر حمید
مرزبان کشیک:مسافر محمدرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
176