آنچه من از این سیدی برداشت کردهام این است که جهان هستی با برنامهریزی و قانون توسط قدرت مطلق بنا شده است هیچکس نمیتواند این قانون را تغییر دهد. موضوع مهمتر این است که اگر انسان بهعنوان موجودی که دارای اختیار است بخواهد خلاف قوانین حرکت کند، قطعاً به مشکل برخورد میکند و سرانجام به مقصد و مقصود درست نخواهد رسید؛ مگر میشود گندم کاشت؛ اما جو درو کرد؟ پس انتخاب مسیر درست و قدم در راه صراط مستقیم و در ادامه اعمال انسان، قطعاً تعیینکننده بسیار مهمی در چگونگی سرنوشت است.
انسان برای این که تعداد خطا و مشکلاتش کمتر بشود، باید با گرفتن آموزش و کسب آگاهی، همینطور هشیارانهتر نسبت به خود و جهان پیرامونش عمل کند تا از رنج خود بکاهد. چیزی که باعث میشود انسانهای اطرافمان را مثبت یا منفی بسنجیم، نوع نگرش و افکار ما است. درادامه آموختم حقیقت هیچگاه تغییر نمیکند و نخواهد کرد؛ زیرا یک انسان هستم و کسی که من و تمام هستی را با این نظم بنا کرده و اداره میکند، خالق تمام ما است و همه چیز با اراده او تغییر میکند. پس من فقط میتوانم اعمال، رفتار و گفتار خویش را تغییر بدهم، نه قوانین هستی.
مسئله مهم دیگر که مطرح شده است، قبل از مدیریت در هر شغل و جایگاهی که در جامعه وجود دارد، اولین و مهمترین مسئله مدیریت و اداره خانواده است. نکته حائز اهمیت در این مسئله برای بقا نیاز به حفظ جزء به جزء اعضای خانواده است در ادامه توانایی هر فرد میتواند نقش بهسزایی داشته باشد. در مرحله بعد گفته شد: نور چراغی باشیم که قدری دورتر را روشن میکند.
از وادی دوم آموختم، همانطور که هیچ موجودی بدون دلیل و بیهوده خلق نشده است، پس من بهعنوان یک انسان جهت بیهودگی خلق نشدهام. باید در جستجوی اصالت خود بکوشم تا خویش واقعیام را بیابم و بدانم بعد از خانواده، در خارج از این محیط انسانها و یا موجوداتی هستند که باید به آنها خدمت کنم. پس خدمت از دل خانواده شروع و در نهایت به جامعه و تمام موجودات نیز ختم میشود.
حال از خانواده میرسیم به خانه دل که حرکت و تصمیم در عمل ما تحتتأثیر دل انجام میگیرد. اگر میخواهیم عمل زیبا صورت بگیرد و نتیجه بهراستی درستی و کردار نیک ختم شود، همچنین میوه حاصلشده شیرین باشد، باید خانه دل را با تزکیه و پالایش به درجه خلوص برسانیم.
آقای مهندس میفرمایند: چشمه آب حیات و زندگانی در سرزمین ظلمات است. ما انسانها برای رسیدن به رستگاری و بهدستآوردن گوهر وجودمان باید، رنج و سختی را تحمل کنیم، تاریکی را کنار بزنیم تا به روشنایی، آرامش و آسایش برسیم. برای رسیدن به هدفی که ما را به حقیقت میرساند، هیچگاه دست بر نداریم. البته نه آنگونه حقی که برای ما نفعی دارد.
در ادامه آموختم برای خروج از تاریکی باید خودمان تلاش کنیم، نقطه تحمل خود را بالا ببریم تا ظرفیتمان افزایش یابد، همینطور صبر و پشت سر گذاشتن زمان را در عملکرد خود در نظر داشته باشیم. آقای مهندس جسم و روان انسان را به تمثیل اسب و سوارکار تشبیه کردن؛ هر یک اگر بیمار شود، آن دیگری را بیمار خواهد کرد. سعی کنیم اگر در ظاهر اتفاق منفی را مشاهده نمودیم، در افکارمان آن را تجزیه، تحلیل و بررسی کنیم و به درستترین حالت ممکن استخراج کنیم تا با خارجکردن آلودگی از افکارمان دچار بیماری نشویم، چرا که این کار خود باعث بیمار شدن جسم خواهد شد.
در آخر میتوان گفت: پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک، میتواند راهی باشد برای رسیدن به آرامش و رستگاری.
منبع: سیدی خانه دل
نویسنده: همسفر سحر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
63