English Version
This Site Is Available In English

تشخیص صحیح راه، به اصل وجودی انسان بازمی‌گردد

تشخیص صحیح راه، به اصل وجودی انسان بازمی‌گردد

مسافر مجتبی با آنتی‌ایکس‌های انواع مواد مخدر وارد کنگره شد. ۱۰ ماه و شش روز با راهنمایی مسافر ولی‌الله بخشیان، با روش "D.S.T" و داروی "OT" سفر کرد و اکنون ۴ سال است که به رهایی رسیده و شال راهنمایی را بر گردن دارد. با ایشان، در مورد دستور جلسه «وادی هفتم» به گفت‌وگو پرداختیم که در ادامه می‌خوانید:

در وادی هفتم صحبت از رمز و راز حقیقت است؛ چگونه می‌توانیم در کنگره۶۰ به این رمز دست پیدا کنیم؟

در ابتدا از خداوند بزرگ بسیار شاکرم که به بنده اجازه داد تا در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ خدمتگزار باشم و آموزش ببینم؛ همچنین از جناب آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان به‌ خاطر فراهم کردن چنین شرایطی بسیار سپاسگزارم. همان‌طور که می‌دانید ما در کنگره۶۰ دارای ۱۴ وادی، ۱۴ اصل و ۱۴ راه هستیم؛ این مسیرها برای رسیدن به خود، شناخت بهتر خویشتن و در نهایت کشف رمز و راز حقیقت طراحی شده‌اند.

ما نمی‌توانیم یکباره به کشف حقیقت دست پیدا کنیم؛ بلکه باید پله‌های این وادی‌ها را یکی‌یکی پشت سر بگذاریم و طی کنیم. وادی اول تفکر را آموزش می‌دهد؛ وادی دوم گذر از ناامیدی است؛ وادی سوم به من می‌آموزد که باید به فکر خودم باشم؛ وادی چهارم خط‌مشی را تعیین می‌کند تا میان مسئولیت‌های من و خداوند مرز مشخصی وجود داشته باشد؛ وادی پنجم بر این نکته تأکید دارد که هر آنچه آموخته‌ایم را باید به عمل ببندیم؛ وادی ششم حکم عقل است و در نهایت به وادی هفتم می‌رسیم.

آموزش‌های کنگره۶۰ و سخنان جناب آقای مهندس دژاکام همواره مانند قطعات یک پازل هستند؛ زمانی که بتوانیم این قطعات را به‌درستی در کنار هم قرار دهیم می‌توانیم شکل مطلوب و مدنظرمان را بسازیم. این مسیر دقیقاً شبیه به بازی دومینو است؛ ما نمی‌توانیم در یک مرحله به هدف برسیم بلکه باید هر دومینو را درست در جای خود قرار دهیم تا این پازل تکمیل شود. این وادی‌ها چراغ راه ما در کنگره۶۰ هستند؛ بنابراین هر کسی که در کنگره۶۰ حضور داشته باشد می‌تواند به این وادی‌ها دست یافته و به رمز و راز کشف حقیقت برسد.

آیا میتوان گفت: یافتن راه درست در درمان اعتیاد، نیمی از موفقیت است؟چرا؟

بله قطعاً؛ این مسئله نه تنها در درمان اعتیاد بلکه در تمام مسائل زندگی نیز صادق است. در آموزش‌های کنگره۶۰، جناب آقای مهندس حسین دژاکام مثلثی را به ما یاد دادند که اگر بخواهیم در مسیر زندگی به هدفی برسیم یا موفق باشیم، باید سه رکن اصلی را داشته باشیم: نخست اینکه مبدأ حرکت مشخص باشد تا بدانیم در ابتدا کجا هستیم؛ دوم اینکه مقصد حرکت مشخص باشد تا بدانیم به کجا می‌خواهیم برسیم؛ و سوم اینکه مسیر رسیدن به مقصد نیز مشخص باشد.

در مسئله اعتیاد، با توجه به آموزش‌های کنگره۶۰ و کشف جناب آقای مهندس حسین دژاکام، ایشان مشخص کردند که ما در کجا قرار داریم؛ یعنی در بدن یک شخص مصرف‌کننده اساساً چه اتفاقی افتاده است و اعتیاد چه بلایی بر سر او آورده که می‌خواهد درمان شود اما موفق نمی‌شود. وقتی مبدأ مشخص شد، طبیعتاً مقصد نیز مشخص خواهد شد؛ یعنی فهمیدیم که کجای بدن فرد دچار بیماری و خرابی شده است. 

جناب آقای مهندس حسین دژاکام مقصد درمان اعتیاد را نیز مشخص کردند؛ هدف این است که سیستم شبه‌افیونی یا همان سیستم تولیدکننده مواد مخدر درونی در بدن انسان، دوباره راه‌اندازی شود. در واقع، مبدأ ما این است که مواد بیرونی جایگزین مواد مخدر درونی شده و کارکرد آن را از بین برده است؛ و مقصد ما بازگشت به حالت طبیعی و فعال شدن آن سیستم درونی است.

پس از مشخص شدن مبدأ و مقصد، چالش اصلی اینجاست که چگونه و با چه مسیری به سمت مقصد برویم. این مسئله بسیار تعیین‌کننده است؛ برای مثال اگر بخواهم از اصفهان به تهران بروم، باید بدانم که مسیر حرکت من به سمت شمال است. اگر مسیر را بلد نباشم و به‌ اشتباه به سمت جنوب حرکت کنم، هر چقدر هم که تلاش و زحمت بکشم، به مقصد نخواهم رسید؛ چرا که راه را اشتباه رفته‌ام. بنابراین، مشخص بودن مسیر حرکت یکی از مهم‌ترین مسائل در درمان اعتیاد است؛ مسئله‌ای که جناب آقای مهندس حسین دژاکام این مسیر را با متد "D.S.T" و ضریب ۰/۸ در طول حداقل ۱۰ ماه برای درمان اعتیاد مشخص کرده‌اند.

منظور از برداشت در عنوان وادی هفتم چیست؟ چرا گاهی مسافر راه را درست می‌رود اما برداشت غلطی از آن دارد؟

در وادی هفتم عنوان می‌شود که رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ نخست «یافتن راه» و دیگر «آنچه برداشت می‌نماییم». هنگامی که ما مسیر حرکت را پیدا می‌کنیم، تنها بخشی از راه و حل مسئله را طی کرده‌ایم؛ بخش دوم که به‌اندازه بخش نخست اهمیت دارد، حرکت در آن مسیر و رسیدن به مقصد است. در درمان اعتیاد، رسیدن به مقصد یعنی راه‌اندازی دوباره مواد مخدر طبیعی بدن؛ من زمانی می‌توانم این سیستم را فعال کنم که متد "D.S.T" و راه تعیین‌ شده توسط جناب آقای مهندس حسین دژاکام را به‌ درستی اجرا نمایم. برداشت در اینجا همان رسیدن به مقصد و دست‌یابی به آن هدفی است که در نظر داریم.

در کنگره۶۰، مسافرانی هستند که راه را می‌روند و راهنما نیز مبدأ و مقصد را برایشان تعیین کرده است؛ با این‌حال برخی برداشت درستی ندارند یا اصلاً برداشتی ندارند. این موضوع به تعریف حقیقت از نگاه مسافر بازمی‌گردد. آیا حقیقت چیزی است که با منافع و علایق من همسو باشد و آن‌طور که من می‌پسندم جلوه کند، یا حقیقت واقعیتی است که بوده، هست و خواهد بود؟

اگر من حقیقت را بر اساس منافع شخصی خود تعیین کنم، مسیر حقیقت ممکن است تغییر کند. آنچه از دید من خوب به نظر می‌رسد یا صرفاً به نفع من است، با حقیقت واقعی تفاوت بسیاری دارد و توهم حقیقت نامیده می‌شود. مسافرانی که در سفر اول یا دوم برداشت درستی از مسائل ندارند، ممکن است به‌ جای خود حقیقت، دچار توهم حقیقت شده باشند؛ چراکه حقیقت طبق آموزش‌های کنگره۶۰، بر راستی و درستی دلالت دارد و مستقل از خواست ماست. بنابراین بسیار مهم است که تعریف درستی از حقیقت داشته باشیم و آن را با منافع شخصی خویش اشتباه نگیریم.

در وادی هفتم چگونه می‌توان میان «راه درست» و «راه میان‌بر» که ظاهری جذاب دارد اما به نتیجه نمی‌رسد، تمایز قائل شد؟

در کنگره۶۰ کلیدواژه‌های اصلی بسیاری وجود دارد که به ما کمک می‌کنند میان راه درست و راه به‌ظاهر درست تمایز قائل شویم؛ یعنی بتوانیم راهی را که ما را به حقیقت و برداشت می‌رساند از راهی که ما را به مسلخ می‌برد تشخیص دهیم. این توانایی به مسئله دانایی بازمی‌گردد؛ یعنی بتوانیم با استفاده از «مثلث جهالت» که دکتر امین عنوان کرده‌اند و اضلاع آن«ترس، ناامیدی و منیت» می‌باشد، به «دانایی» و به‌ ویژه به «دانایی مؤثر» دست پیدا کنیم.

تشخیص صحیح راه، به اصل وجودی انسان بازمی‌گردد که جناب آقای مهندس حسین دژاکام و دکتر امین آن را «نفس» نامیده‌اند. نفس همواره خواسته دارد؛ بنابراین طبق تعریف دانایی، ما باید بتوانیم ماهیت خواسته‌هایی را که از درون ما برمی‌خیزد تشخیص دهیم. باید بدانیم این خواسته‌ها چه ماهیتی دارند و آیا می‌توانند ما را به مقصد برسانند یا خیر. بسیاری از این خواسته‌ها بر پایه افکار منفی یا حس‌های منفی که در درون ما شکل گرفته‌اند، پدید می‌آیند. 

اگر نتوانیم ماهیت این خواسته‌ها را تشخیص دهیم، ممکن است راهی را انتخاب کنیم که تنها بر اساس افکار منفی ماست. جناب آقای مهندس حسین دژاکام می‌فرمایند: «راه مستقیم، کوتاه‌ترین راه برای رسیدن یک انسان به مقصد است».

در نهایت، حقیقت کنگره ۶۰ برای یک مسافر در وادی هفتم چه زمانی به کمال می‌رسد و چه نشانه‌ای دارد که او به نتیجه‌ی مطلوب رسیده است؟

دستیابی به کمال یا تکامل در وادی هفتم، تنها به خود شخص بستگی دارد؛ زیرا میزان تلاش، کوشش و عملیاتی کردن آموزش‌ها، تعیین‌کننده‌ی جایگاه کنونی او می‌باشد. انسان طبق آموزش‌های کنگره۶۰ تنها مجموعه‌ای از پوست، گوشت و استخوان نیست که زندگیش محدود به این کره خاکی باشد؛ بلکه موجودی است که بوده،هست و خواهد بود.

در سفر اول زمان مشخص است؛ اما در سفر دوم، حرکت و مقصد بستگی به خواست خود مسافر دارد. برخی تنها به رهایی و قطع مصرف می‌اندیشند؛ اما برخی دیگر فراتر از آن نگاه می‌کنند و هدفشان فراتر از یک فرم رهایی یا گرفتن گل است؛ بنابراین هدف‌گذاری هر مسافر، تعیین‌کننده‌ی مسیر او می‌باشد؛ اما نشانه‌ی رسیدن به نتیجه‌ی مطلوب چیست؟ از نظر من، مهم‌ترین نشانه این است که انسان در مسیر حرکت خود، به‌ مرور به آرامش و آسایش بیشتری دست یابد. اگر مسافر بتواند شلوغی ذهنی، دغدغه‌ها و حس‌های منفی خود را کاهش دهد، نشان‌ دهنده‌ آن است که در مسیر درست حرکت می‌کند؛ بنابراین او می‌تواند ادعا کند که در حال دست‌یابی به آن حد مطلوب و کمال است.

کلا آخر:

 در پایان هم از تمامی اعضای گروه سایت و بچه‌های خدمتگزاری که به‌نوعی پشت‌پرده و در صور پنهان خدمت می‌کنند، تشکر می‌کنم؛ دوستانی که با خودشان کنار آمده‌اند و توانسته‌اند بر نفس خود غلبه کنند و نسبت به این موضوع که برای خدمت، حتماً نیاز نیست که جلوی دید بود و توسط همه دیده شد، واقف هستند. این عزیزان حتماً از توانایی‌های بسیار زیادی برخوردار هستند؛ البته ما در ظاهر این عزیزان را شاید نبینیم؛ ولی قطعاً سیستم هستی پیام آن‌ها را می‌گیرد؛ پیام خالصانه‌شان را می‌گیرد. امیدوارم که همیشه موفق و پیروز باشند.

تایپ و ویراستار: مسافر حامد(لژیون۵)

تنظیم و ارسال: مسافر رضا 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .