چهارمین جلسه از بیست و سومین دورهٔ کارگاههای آموزشی خصوصی و عمومی ویژهٔ مسافران و همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد، با استادی راهنما مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر علی، با دستور جلسهٔ : «از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵، ساعت : ۱۷ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
برای رشد و هدایت انسانها باید در ابتدا نظام فکری آنها را دگرگون ساخت؛ باید گردوغبارهایی را که حجاب راه آنها شده است کنار زد؛ باید موانع فکری و رسوبات ذهنی آنها را از میان برداشت . باید عناصر غلطی را که در ذهن و اندیشه آنها راه یافته ویران کرد و به جای آن اندیشه درست و فکر صحیح را به وجود آورد.
باید الگوهای غلطی را که فرد پذیرفته را با آگاه نمودن از الگوهای صحیح نفی کرد تا فرد بتواند گامی به سوی رشد و کمال بردارد.
می خواهم به کنگره بیایم ولی چون یک آشنا من را در کنگره می بیند به کنگره نمی آیم چون حرف مردم بر من فرمانروایی می کند و من دیگر فرمانده خود نیستم ، یا زمانی که با شخصی بحث می کنم و با او درگیر می شوم و می گویم خشمگین شدم و حالم دست خود من نبود در اینجا هم خشم بر من فرمانروایی می کند نه خود من و برای این که فرد بتواند فرمانروایی خود را به دست بیاورد باید کم کم این نیروها را به سلطه خود و تحت فرمان خود درآورد.
اگر به رهجو گفته می شود که ساعت پنج کنگره باشد رهجو باید تمام توان خود را به کار بگیرد تا ساعت پنج در کنگره حضور داشته باشد و این فرمانروایی ذره ذره با انجام دادن کارهای کوچک شکل می گیرد .
فرماندهی بر جسم باید در گفتار ، رفتار و افکار ما صورت بگیرد و زمانی که بتوانیم فرماندهی خود را به دست بگیریم از بیروم در ما نمایان می شودو دیگران نیز متوجه تغییرات در من می شوند .
در کنگره فرماندهی به معنی قدرت یا تسلط بر دیگران نیست بلکه به معنی مسئولیت بیشتر و پاسخ گویی بیشتر است .
به گفته آقای مهندس فرمانها چیزهای عجیب و غریبی نیستند، فرمانهایی که آقای مهندس در سیدی خوشبختی در مورد آنها صحبت کردند و اگر من این فرمانها را به درستی به انجام برسانم، آن زمان میتوانم در مسیر برگشت قرار بگیرم و فرمانبرداری را انجام بدهم شاید کار آسانی نباشد .
به گفته استاد امین پوست انسان باید کنده شود. و یک جاهایی تلاش فراوان میخواهد، جاهایی تداوم در آن مسیر را میخواهد، یک جاهایی متوقف شدن را میخواهد؛ یعنی مثل همان عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر است. یک شخص وقتی در یخبندان با آن ماشین قرمز بخواهد حرکت کند؛ باید حواسش باشد که چه موقع بوق بزند، کی بوق نزند، چه وقت حواسش به مسیر باشد، حواسش پرت این طرف و آن طرف نشود و گرنه هر لحظه باید منتظر آن اتفاق بد باشد.؛ پس وقتی شخص فرمانبرداری را انجام میدهد در واقع شروع میکند به آموزش گرفتن و یاد گرفتن چیزهایی که بلد نبوده و فراموش کرده است.
فرمانبری گر با خرد آغاز شود انسان به راه خویش آگاه شود

مرزبان کشیک : مسافر حمید
ویراستار و عکس : مسافر امیر حسین لژیون دوم
تایپ و ارسال خبر : مسافر علی لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
139