English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی؛ فرآیندی تدریجی

فرماندهی؛ فرآیندی تدریجی

انسان از بدو تولد برای ادامه مسیر زندگی خود نیاز به آموزش دارد. هیچ‌کس از ابتدا نمی‌داند چگونه باید زندگی کند، چگونه تصمیم بگیرد و چگونه با مسائل و مشکلات خود روبه‌رو شود. به مرور زمان و با کسب تجربه و آموزش، انسان یاد می‌گیرد که چگونه مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرد. یکی از موضوعات مهمی که در این مسیر با آن روبه‌رو می‌شویم، مسئله «فرماندهی» است.

برداشت من از سی‌دی «تحویل گرفتن فرماندهی» این است که فرماندهی واقعی قبل از هر چیز باید در درون خود انسان شکل بگیرد. ممکن است انسان در ظاهر مسئولیت‌های زیادی داشته باشد و برای دیگران تصمیم بگیرد، اما اگر نتواند افکار، احساسات و خواسته‌های خودش را مدیریت کند، هنوز فرماندهی واقعی را تجربه نکرده است.

گاهی اوقات انسان تصور می‌کند علت مشکلاتش در بیرون از خودش قرار دارد. شرایط زندگی، خانواده، جامعه و یا رفتار دیگران را عامل اصلی مشکلات می‌داند و منتظر است تا بیرون از وجود او چیزی تغییر کند؛ اما زمانی که انسان متوجه می‌شود بخش مهمی از مسیر تغییر از خودش آغاز می‌شود، نگاهش به زندگی نیز تغییر می‌کند در این مرحله، به جای اینکه دائماً به دنبال مقصر بگردد، تلاش می‌کند سهم و مسئولیت خودش را پیدا کند.

به نظر من، تحویل گرفتن فرماندهی به معنی رسیدن به یک مرحله ناگهانی و تمام‌شده نیست، بلکه یک فرآیند تدریجی است. انسان باید قدم‌به‌قدم آموزش بگیرد و آن آموزش را در زندگی به اجرا درآورد. همان‌طور که برای ساختن یک بنا، نمی‌توان یک‌باره همه مراحل را انجام داد، در ساختن شخصیت و توانایی‌های انسان نیز باید به مرور زمان حرکت کرد.

یکی از نکاتی که برای من اهمیت زیادی داشت، ارتباط بین آموزش و عمل است. اگر انسان فقط مطالب زیادی بداند ولی در رفتار و زندگی خودش تغییری ایجاد نکند، هنوز اتفاق اصلی نیفتاده است. آموزش زمانی ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد که بتواند در تصمیم‌ها و رفتارهای ما اثر بگذارد. وقتی انسان یک تصمیم درست می‌گیرد، آن را اجرا می‌کند و نتیجه آن را می‌بیند، به تدریج توانایی فرماندهی در او تقویت می‌شود.

از طرف دیگر، برای تحویل گرفتن فرماندهی باید صبر و نظم داشته باشیم. بسیاری از خواسته‌های انسان فوری هستند و ممکن است انسان را وادار کنند بدون تفکر تصمیم بگیرد. در چنین شرایطی، اگر انسان بتواند کمی صبر کند، موضوع را بررسی کند و سپس تصمیم بگیرد، در واقع یک قدم به سمت فرماندهی برداشته است.

من فکر می‌کنم انسان زمانی می‌تواند فرمانده خوبی برای وجود خودش باشد که ابتدا بتواند خواسته‌های خود را بشناسد. هر خواسته‌ای الزاماً به معنای درست بودن آن نیست و هر فکری نیز الزاماً نباید به عمل تبدیل شود. انسان باید بتواند بین خواسته‌های مختلف خود تفاوت قائل شود و بر اساس آگاهی و تفکر، مسیر درست را انتخاب کند.

در اینجا نقش آموزش‌های کنگره ۶۰ برای من پررنگ می‌شود. در کنگره۶۰، انسان با آموزش و حرکت تدریجی، فرصت پیدا می‌کند که شناخت بیشتری نسبت به خودش و عملکردش پیدا کند. در این مسیر، مسئولیت‌پذیری اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر انسان مسئولیت زندگی خود را نپذیرد، همیشه منتظر خواهد بود شخص دیگری یا شرایط بیرونی برای او تصمیم بگیرد.

به نظر من، یکی از نشانه‌های تحویل گرفتن فرماندهی این است که انسان به جای واکنش‌های عجولانه، بتواند انتخاب کند. ممکن است اتفاقی در زندگی رخ دهد که قبلاً باعث خشم، ترس یا ناامیدی ما شده است، اما وقتی آموزش گرفته‌ایم، می‌توانیم قبل از واکنش، فکر کنیم و تصمیم بگیریم. همین فاصله کوتاه بین اتفاق و واکنش می‌تواند نقطه شروع یک تغییر بزرگ باشد.

فرماندهی همچنین با قدرت‌طلبی تفاوت دارد. فرماندهی به معنای کنترل دیگران نیست. اگر انسان بخواهد دیگران را تغییر دهد اما خودش حاضر به تغییر نباشد، هنوز از مفهوم واقعی فرماندهی فاصله دارد. فرماندهی از خود آغاز می‌شود و نتیجه آن باید در رفتار، گفتار، تصمیم‌ها و مسئولیت‌پذیری انسان دیده شود.

برداشت دیگری که از این موضوع دارم این است که وقتی انسان فرماندهی خودش را از دست می‌دهد، ممکن است تحت تأثیر مسائل مختلف قرار بگیرد و اختیار تصمیم‌گیری درست را از دست بدهد. در چنین شرایطی، بازگشت به نقطه تعادل نیازمند زمان و آموزش است؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم همه چیز یک‌شبه تغییر کند. باید حرکت را آغاز کنیم و با صبر ادامه دهیم.

در مسیر تحویل گرفتن فرماندهی، شکست‌ها و اشتباهات نیز می‌توانند تبدیل به آموزش شوند؛ به شرطی که انسان از آن‌ها فرار نکند و مسئولیتشان را بپذیرد. اگر هر اشتباه را فرصتی برای شناخت بهتر خود بدانیم، می‌توانیم از آن برای ساختن آینده استفاده کنیم.

در نهایت، برداشت من از سی‌دی تحویل گرفتن فرماندهی این است که انسان باید به نقطه‌ای برسد که سکان زندگی خودش را به دست بگیرد. این کار با حرف زدن و دانستن اتفاق نمی‌افتد، بلکه نیازمند آموزش، تفکر، صبر، نظم و عمل است. هر قدم درست، انسان را یک قدم به فرماندهی نزدیک‌تر می‌کند.

به نظر من، بزرگ‌ترین تغییر زمانی اتفاق می‌افتد که انسان به جای اینکه منتظر باشد دنیا و دیگران تغییر کنند، خودش حرکت را آغاز کند. وقتی فرماندهی از درون آغاز شود، به مرور اثر آن در تمام ابعاد زندگی دیده خواهد شد. تحویل گرفتن فرماندهی یعنی پذیرفتن مسئولیت، شناختن خود، درست تصمیم گرفتن و حرکت کردن در مسیر آموزش و عمل؛ مسیری که می‌تواند انسان را به سمت تعادل، آرامش و رشد هدایت کند.

منبع: سی‌دی تحویل گرفتن فرماندهی
نویسنده: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون چهارم)
رابط خبری: راهنما همسفر سمیه
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر فاطمه
همسفران نمایندگی رفسنجان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .