همسفر ناهید رهجوی لژیون اول از نمایندگی رودکی در برداشت از سیدی «مدرس» چنین نوشت:
دکتر امین در ابتدا فرمودند به یاد دارم وقتی در دبیرستان بودم یکی از دوستان از من پرسید: میخواهی در آینده چهکاره شوی؟ من روی تخته نوشتم معلم. خدا را شکر این اتفاق برای من افتاد؛ شرایط فراهم شد و من در جایگاه استادی و معلمی قرار گرفتم. بهراستی تفاوت انسان خوب و انسان بد در چه است؟ انسان خوب، انسانی است که وقتی با مسائل روبهرو میشود از خودش این سوال را میپرسد چه کاری از دست من برمیآید که انجام بدهم؟ وقتی با مشکل یا موضوعی روبهرو میشود از خود سوال میکند من چهکار میتوانم انجام دهم که این مشکل برطرف شود؛ ولی انسان بد، وقتی با یک موضوعی روبهرو میشود این سوال را از خود میپرسد چه چیزی بهدست میآورم؟ اگر این سوال برای کسی پیش آمد بداند که باید خیلی روی خودش کار کند. اصولاً جامعه نیز به این صورت است. جامعهای که وقتی انسانها به مشکل برمیخورند میگویند چه کاری از من ساخته است و کمک به دیگران میکند و جامعهای که چنین افرادی دارد مشکلاتش روزبهروز کمتر میشود؛ ولی کسانی که برعکس فکر میکنند که چه منفعتی و سودی میبرند این در واقع در نگاه، متفاوت است.
انسانها بایستی خیلی آموزش ببینند که بتوانند در این موضوع تبدیل شوند. در مسئلهای انسانها به فکر این هستند که به آن سیستم چیزی اضافه کنند؛ بهطور مثال اگر در جایی مثل یک تولیدی کار میکنند یکایک افراد محصولی به آن کارخانه اضافه کنند و در نتیجه این کارخانه روزبهروز رشد میکند و کیفیت تولید بالاتر میرود؛ ولی کسی که فکر میکند آیا چیزی بهدست میآورم یا خیر؟ وقتی وارد کارخانه میشود فقط به فکر منافع خودش است و سعی میکند اقوام و دوستان خودش را به این کارخانه بیاورد که در نتیجه، این کارخانه به ویرانی کشیده میشود؛ زیرا یک خرابی و یا یک آتشسوزی از یک نقطهی کوچک شروع میشود. ما برای اینکه یک جامعهی خوبی داشته باشیم به معلمان خوب و راستین نیاز داریم تا با پرورش شاگردان راستین بتوانند جامعه خوبی را پرورش دهند در ضمن اگر بخواهیم جامعه را از کار بیندازیم؛ بایستی استادان آن جامعه را از کار بیندازیم. آقای مهندس میفرماید: در درون انسان یک روح وجود دارد که آموزگار خوبیها است و یک جن وجود دارد که آموزگار بدیها میباشد. انسانی که حرف معلم راگوش دهد؛ روح او قدرت پیدا میکند و بالعکس. زمانی که ما مطالب را خوب یاد نمیگیریم؛ جن با اشغال کردن تفکر، ذهن ما را شلوغ کرده و ما متوجه مطلب نمیشویم. مربی یا راهنما میتواند رهجو را قدرتمند کند بهشرطی که رهجو حرف راهنما را خوب گوش بدهد. معلمان واقعی سه ویژگی دارند: اول اینکه موضوعی که آموزش میدهد بایستی مرتبط با نیاز شاگرد باشد؛ دوم اینکه موضوعی که آموزش میدهد، مرتبط با موضوع و حقیقی باشد؛ سوم اینکه معلم یا راهنما باید مطالب را ساده کند و به شاگردان انتقال بدهد. اگر معلم مبحثی را پیچیده و سخت کند و کسی متوجه حرفهای او نشود؛ این نشان نقطه ضعف یک معلم است. علاقه، زمانی در انسان بهوجود میآید که متوجه سخن یا مطالب استاد یا مربی خود شود و اگر معلم خوب درس ندهد و ما متوجه مطلب او نشویم؛ نسبت به آن درس بیعلاقه میشویم.
رابط خبری: راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
عکاس: همسفر ملیحه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دهم)
ویرایش و ارسال مطلب: دبیر اول سایت همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون یازدهم)
همسفران نمایندگی رودکی
- تعداد بازدید از این مطلب :
27