جلسه نهم از دوره دوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی رفسنجان به استادی راهنما همسفر سلیمه، نگهبانی راهنمای تازهواردین پهلوان همسفر مریم و دبیری همسفر مریم با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ١۴۰۵ ساعت ١۳:٣٠ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
خدارو بسیار شاکرم که امروز به من اجازه داد تا در این حلقه بزرگ آموزش حضور داشته باشم و بتوانم در کنار شما آموزش بگیرم .از آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان، از راهنمای عزیزم و از تمامی خدمتگزاران صمیمانه تشکر میکنم. دستور جلسه امروز از فرمانبرداری تا فرماندهی است در سیدی نقض فرمان آقای مهندس میگویند: برای اینکه ما وارد تاریکی شویم فقط یک کاری انجام دادیم و آن نقض فرمان بود و برای اینکه از آن تاریکی خارج شویم یک کار لازم است و تنها یک راه دارد که آن فرمانبرداری است. این فرمانبرداری را در واقع همه جا باید انجام دهیم در همه جا لازم است ما باید فرمانبرداری را انجام دهیم تا بتوانیم به آن فرماندهی برسیم ما باید به فرماندهی جسم برسیم که جسم هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان دارد.
وقتی من فرمان جسم را انجام نمیدهم یکسری افکار منفی در ذهنم وجود دارد که باید به آنها توجه نکنم یا مثلاً یکسری غذاها را نباید بخورم ولی میخورم و این باعث میشود من فرماندهی را از دست بدهم در کنگره۶۰ میگویند ما میخواهیم به فرمان عقل برسیم یا به فرمان عقل نزدیک شویم زمانی که من بتوانم شهر وجودی خودم را اداره کنم در واقع فرماندهی را به من میدهند و میتوانم به فرمان عقل برسم. در لژیون هم زمانی که راهنما مطلبی را آموزش میدهد در واقع رهجو باید فرمانبردار باشد. چرا؟ به این دلیل که زمانی ما وارد لژیون میشویم و فرمان راهنما را اجرا میکنیم یک بندی بین رهجو و راهنما شکل میگیرد پیوند محبت بین آنها اتفاق میافتد زمانی رهجو نافرمانی را انجام میدهد این پیوند قطع میشود.
استاد امین میگویند: راهنما، روح درون رهجو را به حرکت در میآورد و این از طریق فرمانبرداری رهجو است زمانی که رهجو آن فرمانبرداری را انجام نمیدهد روح درون رهجو حرکت نمیکند و آن بند اتصال با راهنما قطع میشود در لژیون سردار هم همین گونه است یکسری فرامین را ما باید در لژیون سردار انجام دهیم زمانی که آقای مهندس یک صحبتی را میکنند بدون چون و چرا و بدون اینکه بخواهیم هیچگونه شکی داشته باشیم اگر به کنگره۶۰ ایمان داریم باید آن را انجام بدهیم چون آقای مهندس هرگز چیزی را نمیگویند که به ضرر ما باشد وقتی میگویند باید بخشش انجام بدهید و من این فرمان را انجام بدهم نتیجهاش را در ادامه در لژیون سردار میبینم. زمانی که میخواهیم وارد لژیون سردار شویم به ما میگویند از راهنمای خود اجازه بگیرید و با اجازه راهنما وارد لژیون سردار شوید.
این هم یک نوع فرمانبرداری است و راهنما بر اساس صلاحدید به رهجو میگوید در سفر اول میتواند عضو لژیون سردار شود یا نمیتواند و یا باید سفر دومی شود و بعد وارد لژیون سردار شود. آقای مهندس در سیدی مراتب فرمان میگویند: ما با حسهایمان به امواج فرمان میدهیم که خواستههای حسمان را اجرا کنند و این خیلی صحبت بزرگی است که من با چه حسی به لژیون سردار آمدهام و یا چگونه به امواج فرمان دادهام حسی که من نسبت به لژیون سردار دارم را اجرا کنند یا اینکه با انتظار آمدهام که بگویم من این مبلغ را میدهم تا خداوند به من دو برابر برگرداند و یا مشکل من را حل کند یا بدون چشم داشت آمدهام اگر چیزی بدون چشم داشت بدهم، هستی هم بدون چشم داشت به من برگشت را انجام میدهد چون ما هر چیزی به هستی میدهیم هستی آن را به ما برمیگرداند و فکر من باید خیلی بزرگ باشد و حسی که من در لژیون سردار هستم هم باید خیلی خوب و بزرگ باشد
آقای زرکش میگویند: اعضایی که در کنگره۶۰ خدمت مالی انجام میدهند موجباتی را فراهم میکنند که این مکان مقدس و امن باشد. این امن بودن چگونه فراهم میشود؟ افراد آگاه دور هم جمع میشوند و به واسطه اعضای سردار این امن بودن اتفاق میافتد و همین صندلی و نوری که هست و از آن استفاده میکنیم همه از طریق خدمتی است که اعضای لژیون سردار انجام میدهند و گفتند این حاصل تفکر بخشش است هر کدام از ما با یک تفکری وارد این لژیون شدهایم. این صحبت آقای زرکش من را یاد سال ۹۹ که جشن گلریزان در شعبه گنجعلیخان برگزار شد انداخت، مبلغی که باید برای خرید زمین جمع میشد جمع نشد آقای مهندس فرصتی دادند و مبلغی را تعیین کردند تا این مبلغ جمع آوری شود اگر جمع نشد شعبه تعطیل شود چون افراد باید اینقدر توانایی داشته باشند که بتوانند یک زمین را برای خودشان خریداری کنند.
شعبه ارگ ماحصل همان روز است که اولین زمین کرمان خریداری شد آن روز یادم است خیلی از همسفران و مسافران واقعاً در تلاش بودند که این مبلغ را جمع آوری کنند فکر میکنم آن روز خیلیها به آن بخشیدن و به آن بیداری رسیدند خیلیها آن روز فهم در آنها اتفاق افتاد و تمام تلاش خود را کردند و با خود واقعیشان توانستند روبرو شوند. استاد امین میگویند: هنگام بخشش باید احساس درد بکنی باید احساس کنی که یک تکهای خالی شده است و خداوند آن جای خالی را برایتان پر کند و آن سال تنها دارایی من و مسافرم همان گوشوارهای بود که توانستم بفروشم و عضو لژیون سردار شوم و واقعاً احساس کردم که توانستم از خودم چیزی را بکنم و از چیزی که دوست دارم بگذرم و آقای مهندس با طلا فروختن موافق نیستند و همیشه میگویند پسانداز کنید تا از پساندازتان استفاده کنید.
آن چیزی که من میبخشم مالی را میدهم و آن احساس دردی که دارم وقتی خودم به آن نیاز دارم آن مبلغ را به کنگره۶۰ میدهم خداوند یک صفت را به من میدهد و یا اتفاق خوبی برای من رقم میزند بالاخره جای آن پر میشود و در هستی بیجواب نمیماند مهم آن است که من حرکت و تمنا و تلاش را داشته باشم و از ته دل آن خواسته را داشته باشم و بتوانم آن پرداخت را انجام دهم. در کنگره۶۰ آن چیزی که در لژیون سردار است باید همان خواسته اولیه باشد یعنی همان اول از ته دل خواسته دنور شدن یا پهلوان شدن و یا خواسته نشانی در بینشان شدن را داشته باشم.
زمانی این خواستهها را داشته باشم کائنات هم به من کمک میدهند چون هستی دنبال کسی میگردد که از یک خواستههایی گذشته و این پرداخت را انجام داده باشد و چون ما یک واسطه هستیم پولی به دست ما میرسد و پرداخت را انجام میدهیم هر کدام از ما در هستی یک اسمی داریم ما را با آن اسم صدا میزند در کائنات ما را با صفتمان صدا میزنند و شناخته میشویم و چقدر زیبا است وقتی خداوند میخواهد خودش را در کلامالله برای ما معرفی کند اولین صفتی که به خودش میدهد بخشندگی است خداوند بخشنده و مهربان است و چقدر خوب ما بتوانیم این صفت بخشندگی را پیدا کنیم و به جایی برسیم صفات خوب را پررنگ کنیم انشاءالله نام نیکویی هم در هستی داشته باشیم.

تایپ: همسفر نجمه راهنمای تازه واردین
عکاس: همسفر فریبا مرزبان خبری
ارسال: همسفرفاطمه رهجوی راهنما همسفر سلیمه(لژیون اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رفسنجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
95