English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌برداری یعنی آموزش‌پذیر بودن و عمل به آن در مسیر درست

فرمان‌برداری یعنی آموزش‌پذیر بودن و عمل به آن در  مسیر درست

اولین جلسه از دور نود و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی آکادمی، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر میثم و دبیری مسافر بهرام، با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی"  دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد: 

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.

جا دارد در وهله اول از جناب مهندس و خانواده محترم ایشان تشکر کنم که این بستر و مسیر را برای ما فراهم کردند تا بتوانم سلامتی‌ام را به دست آورم. همچنین از ایجنت و گروه مرزبانی تشکر می‌کنم و از آقا رسول، راهنمای عزیزم، که در این مدت سفر، دلسوزانه برای من زحمت کشیدند، سپاسگزارم.

راجع به دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی؛ اولین باری که این جمله به گوشم خورد، فکر کردم فرمان‌برداری یعنی تسلیم شدن و فقط گوش دادن، و فرماندهی یعنی دستور دادن؛ در صورتی که در کنگره به این معنی نیست و مفهوم دیگری دارد. فرمان‌برداری به معنی آموزش‌پذیر بودن، پذیرفتن مسیر درست و عمل کردن به آموزش‌هاست.

زمانی که وارد کنگره شدم، به خاطر غرق شدن در دوران تاریکی و باورهای غلطی که داشتم، مسائل برایم نامفهوم بود. در اینجا راهنما نقش بسیار پررنگی داشت که مسیر درست را به من نشان داد و خدا را شکر که به رهایی رسیدم. در کنگره یاد گرفتم شنونده خوبی باشم و بدانم اگر فرمانی داده می‌شود برای خیر خودم است تا به نقطه امن برسم؛ یاد گرفتم آموزش بگیرم و در عمل اجرا کنم. با خودم گفتم: یک عمر با فکر خودت جلو رفتی و به اینجا رسیدی، حالا یک بار بیا سرت را با راهنما عوض کن و حرف‌گوش‌کن باش.

اولین چیزی که در اعتیاد از دست دادم، نظم بود. در کارم افراط می‌کردم، اما بعدها که فکر کردم، متوجه شدم تایم مفید کاری من همان دو ساعت بوده، چون نظم نداشتم. در کنگره اولین چیزی که دریافت کردم، نظم بود؛ سرِ وقت بیدار شوی، سرِ وقت دارو بخوری، سرِ وقت بخوابی. تمام این مطالب را سعی کردم دقیق اجرا کنم.

اوایل سفر، راهنمایم گفت حتماً به همسفرت بگو به کنگره بیاید. چون خانواده من اصلاً خبر نداشتند که من مصرف‌کننده هستم، ترس عجیبی داشتم و می‌ترسیدم به همسفرم بگویم. خلاصه به آن‌ها گفتم و در ابتدا با واکنش بدی مواجه شدم، اما در ادامه همسرم به کنگره آمد و آموزش‌ها را دریافت کرد و ورق برگشت. از آنجا بود که زندگی من عوض شد.

هر چه راهنمایم گفت اجرا کردم؛ چه در بحث دارو خوردن، چه در راس جلسات حاضر بودن و چه سفر سیگار. در کنگره خدمت گرفتم؛ دو روز در هفته از ساعت چهار صبح تا یازده خدمت کردم و این خدمت سکوی پرتاب من شد. اوایل درکی از خدمت نداشتم، اما کم‌کم فهمیدم آن انرژی که با روبرو شدن با بچه‌ها می‌گرفتم باعث می‌شد تا شب حالم خوب باشد. در دورانی که مصرف‌کننده بودم، به نقطه‌ای رسیده بودم که خانواده برایم هیچ معنایی نداشت و فرزندم با من ارتباط نمی‌گرفت که خیلی آزاردهنده بود. متوجه شدم خیانتی که به خانواده کردم، دلیلش تاریکی و اعتیاد من بود. الان خدا را شاکرم که مسیر برایم باز شد و در کنگره سلامتی خود را به دست آوردم.

از اینکه به حرف‌هایم گوش کردید، متشکرم.

تایپ و عکس: مهران، لژیون هشتم آکادمی

تنظیم خبر: مسافر حمید، لژیون دوم


   

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .