English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری مقدمه‌ای برای فرماندهی

فرمانبرداری مقدمه‌ای برای فرماندهی

جلسه دهم از دوره هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی آبیک به استادی همسفر شکوفه، نگهبانی همسفر زهرا و دبیری همسفر پروانه با دستور جلسه  «فرمان‌برداری تا فرماندهی» روز دوشنبه 16 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کارکرد.


خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که امروز قسمت شد در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم. از ایجنت محترم، مرزبانان، نگهبان، دبیر جلسه و راهنمای خودم که هر آموزش هر جایگاهی را تجربه می‌کنم مدیون لطف و مرحمت و زحمات ایشان است. دستور جلسه امروز از" فرمان‌برداری تا فرماندهی" است. فرماندهی را اگر یک هدف عام در نظر بگیریم شرطش این است که فرمان‌بردار خوبی باشم در غیر این صورت نمی‌توانم؛ هرگز به فرماندهی برسم.

آقای مهندس در سی دی" فرمانروایان زمان" فرماندهان را به سه قسمت تقسیم می‌کند، می‌فرماید: فرماندهانی هستند که بسیط هستند یا ساده.  فرماندهی را از جسم خود شروع می‌کنند، بخش دوم فرماندهانی هستند که مرکب هستند یعنی: فرمانده انسان‌های دیگری هستند مانند راهنمایان، معلمان، پدر و مادر. بخش سوم فرماندهانی هستند که قاعده آن مثلث است "هدف" آن موضوع است  ممکنه حالا رئیس شرکتی باشد یعنی موضوع آن فرماندهی است.

در این سی دی انواع فرمانروایی را توضیح می‌دهد و می‌فرماید که ما می‌توانیم فرماندهان خوب و یا بد باشیم. فرمانده خوب بودن درصدد ساختن و عمل کردن است و فرمانده بد بودن تخریب ایجاد می‌کند. مانند فرماندهان مافیایی که فرماندهان خوبی هستند؛ ولی انسان‌هایی که هدایت می‌کنند همه به سمت بدی و زشتی می‌روند و فرماندهان خوب مانند راهنمایان کنگره، معلم‌ها و استادها که انسان‌ها را به‌طرف نیکی‌ها سوق می‌دهند. ضلع سوم این مثلث خیلی خنثی هستند، انسان‌هایی هستند که هیچ هدفی را دنبال نمی‌کنند. در کنگره وقتی ما وارد می‌شویم اولین چیزی که به ما می‌گویند: این است هر آن چیزی که هستی پشت در بگذار و وارد شو. هر علم و دانشی که و یا دستاوردی داری آلان دیگر هیچ‌چیز نیستی که اگر بودی به این نقطه نمی‌رسیدید.

در نظر بگیرید که یک شاهزاده می‌خواهد شاه شود تا بتواند تاج پادشاهی را سرش بگذارد؛ باید مراحلی را طی کند. باید درسش را یاد بگیرد آموزش‌هایی ببیند و کسانی در اطراف این شاهزاده وجود دارند و حمایتش می‌کنند تا بتواند به آن جایگاهی که لیاقت و ارزش آن جایگاه  را که می‌خواهد برسد. در کنگره نیز همین‌گونه است؛ اگر من رهجو وارد شدم و بخواهم جایگاهی را تجربه کنم، باید ذهنم را خالی کنم. راهنمایم را الگو قرار دهم و هر آن چیزی که می‌گوید بدون چون‌وچرا بپذیرم و چشم بگویم. وقتی مرزبان می‌گوید در شعبه با مسافرت صحبت نکن بگویم چشم، راهنمایم می‌گوید سی دی بنویس بگویم چشم، یا اینجا بنشین به من برنخورد و ناراحت نشوم که چرا این حرف را به من زد.  آن‌ها برحسب قوانین و نوشتاری که نوشته‌شده است به من گوش زد و یادآوری می‌کند تا آموزش بگیرم؛ اگر من این آموزش را گرفتم آن موقع می‌توانم بگویم که رهجوی گوش‌به‌فرمانی هستم و را هم را درست طی می‌نمایم تا بتوانم به آن جایگاهی که می‌خواهم برسم. آن‌وقت به‌فرمان عقل نزدیک می‌شوم با آن خواسته‌هایی که در ذهنم متصور هستم برسم.

ما همیشه فکر می‌کردیم که مصرف‌کننده‌ها اراده و عرضه ندارند که سیگار یا مواد خود را ترک کنند؛ وقتی اینجا آمدیم یاد گرفتیم که اصلاً ربطی به عرضه و اراده ندارد آن‌ها اختیار جسم خود را ازدست‌داده‌اند. همسفر به لحاظ مشکلاتی که برایش پیش‌آمده است به خاطر افکار منفی ازنظر جسمی دچار مشکل شده است و مسافر هم به دلیل مشکلات جسمی که بر اثر مصرف مواد مخدر پیش‌آمده است؛ دیگر حتی اختیار غذا خوردن خود را نیز ندارد. می‌خواهد فرماندهی جسمش را در اختیار داشته باشد؛ ولی نمی‌تواند. من به‌عنوان مسافر تغذیه سالم بارها خواستم که آن مقدار وزنی که می‌خواهم کم کنم، کم کرده‌ام ولی در آن اندازه نمانده است و دوباره برگشت‌خورده‌ام. چرا؟ چون نتوانستم فعل "خواستن" را صرف نمایم. چون اختیارم در دست نیروهایی تخریبی  قرارگرفته است.

در اینجا چیزی که اهمیت دارد این است که با آموزش‌های درست،  زمان مناسب و داروی و دوز درست با کمک راهنما بتوانم فرماندهی جسمم را به دست بگیرم. و همسفرها هم می‌توانند با راهنمایی راهنمای خود یاد می‌گیرند که افکار منفی، غیبت و ضد ارزشی‌های خود را آرام‌آرام کم کنند. باید یاد بگیرم که منیت خود را کنار بگذارم،  سی‌دی‌هایم را بنویسم، به‌موقع بیایم و به‌موقع بروم، در آزمون‌ها شرکت کنم و روی حرف راهنمایم حرف نزنم و بهانه‌هایم را کنار بگذارم و گوش‌به‌فرمان باشم در این صورت است که می‌شود به فرماندهی عقل نزدیک شد و به آن فرماندهی نزدیک می‌شوم و اگر به آن دوست نرسد فرمانده لایقی نخواهم شد.

کارهای زیادی است که می‌توانیم در فرماندهی جسم انجام دهیم اختیار نیروهای خود را به دست بگیریم ما در کنگره خدمت می‌کنیم تا بتوانیم اختیار این نیروها را در دست بگیریم به آن زمان زمانی است که من فرماندهی جسم خود را در دست بگیرم و به فرمانروایی عقل نزدیک شوم.

امیدوارم روزی برسد که من هم فرمانده جسم خودم شوم و خدمتگزار لایقی برای کنگره باشم.


مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر موسی
تایپیست: راهنما تازه‌واردین همسفر محبوبه
عکاس: راهنما تازه‌واردین همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی آبیک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .