
سیزدهمین جلسه از دور چهل و دومین جلسات ویلیام وایت پارک طالقانی بااستادی مسافر نیکوتین دیده بان محترم وگرانقدر علی خدامی و نگهبانی مسافر نیکوتین حمید رضا و دبیری مسافر نیکوتین مجتبی بادستور جلسه دانایی دانایی موثر وسواد روز جمعه مورخه13۰شهریور۱۴۰۵راس ساعت ۷:۳۰در محل پارک طالقانی آغاز به کار نمود خلاصه سخنان استاد :

از دبیر عزیز و همینطور بچههای لژیون ویلیام وایت که ما را دعوت کردند. بعد از مدتها توفیق شد که… به هر حال این دو سه هفته گذشته، اکثر بحثها راجع به مسئله «دیدهبان» بود و جلساتی برگزار شد. هفته پیش من در پارک ولایت بودم و این هفته هم که در پارک طالقانی هستیم.
من کمی راجع به روند لژیون ویلیام وایت و ارتباطش با مسئله دیدهبان صحبت میکنم و بعد برای مشارکت وقت میگذاریم. همهتان میدانید که کنگره ۶۰ کِی تأسیس شد؟ ۳۰ شهریور ۷۸، اولین جلسه کنگره ۶۰ توسط آقای مهندس برگزار شد. اولین بخشی که از کنگره تشکیل شد، «کنگره دیدهبانان» بود. بعد از کنگره دیدهبانان، سال ۱۳۸۱ «لژیون مرزبانها» و سیستم مرزبانی به وجود آمد و تقریباً سالهای ۸۹-۹۰ هم «ایجنت» معرفی شد. الان بعد از ۲۵ سال، این کادری که میبینیم ادارهکننده کنگره ۶۰ است، محصول ۲۵ سال تکامل کنگره ۶۰ است که بر حسب نیاز، آقای مهندس قسمتهای مختلف را تشکیل دادند. آقای مهندس روز اول هیچ برنامه و ساختار مشخصی برای شکلگیری کنگره نداشتند؛ به تدریج با توجه به وضعیتی که پیش آمد، این ساختار را طراحی کردند تا به اینجا رسید.
این هفته «هفته دیدهبان» است و واقعاً برازنده آقای مهندس است که این ساختار را به وجود آوردند. آقای مهندس در لایو روز چهارشنبه، صحبتشان را اینگونه شروع کردند که: «من میخواستم سیستمی پایهگذاری کنم که اصلاً قائمبهشخص نباشد.» قائمبهشخص نبودن یعنی چه؟ یعنی اگر یک شخص مهم از کنگره رفت، هیچ اتفاقی نیفتد؛ خدای ناکرده بعد از ۱۲۰ سال اگر روزی خود آقای مهندس نبودند، ساختار از هم نپاشد.
از موقعی که دیدهبانها به وجود آمدند تا الان، خیلی از دیدهبانها رفتند؛ شاید نزدیک به ۱۰-۱۲ نفر باشند که قبلاً دیدهبان بودند و الان نیستند: آقای حسین کریمی، آقای علی اشکذری، خانم زندی، زندهیاد آقای کوروش آذرپور، آقای محسن خان، آقای مهدی سهیلی، آقای کامران شریفیان، آقای محمود هنربخش، آقای امیر دارابی، آقای احمد ربیعی و… به هر دلیلی از کنگره رفتند، ولی در کار کنگره هیچ اختلالی به وجود نیامد و کنگره با اقتدار به کارش ادامه میدهد.
اگر به شگفتیهای کنگره ۶۰ نگاه کنیم، شما روی متد DST دست میگذارید و میبینید که واقعاً در دنیا بینظیر است. آقای ویلیام وایت یک دانشمند واقعی است؛ ۱۴ کتاب راجع به اعتیاد نوشته است. آخرین کتابش اسمش «سیر بازیابی اعتیاد» بود که خیلی هم معروف شد؛ نزدیک به ۲۳۰۰ مقاله نوشته است. آقای ویلیام وایت واقعاً شیفته کنگره، شیفته آقای مهندس و شیفته دانش کنگره است که چطور در ایران، چنین NGOای به این سطح از علم و دانش رسیده است.
از متد DST که بگذریم، روی کادر و چارت سازمانی کنگره ۶۰ که نگاه کنیم، آن هم بینظیر است. همهجا میگویند رئیس، اما ما میگوییم نگهبان. کلمه «رئیس» از «رأس» میآید؛ ما نسبت به واژه «رئیس» حس خوبی نداریم، اما «نگهبان» چی؟ چون میخواهد نگهبانی کند؛ مثل چوپانی که نمیخواهد ریاست کند، بلکه میخواهد حفاظت کند. در کنگره هم آقای مهندس میگویند من رئیس نیستم، من نگهبان کنگره هستم. از زاویهای دیگر، آقای مهندس میگویند من در رأس نیستم، من در کف و ریشه هستم. یعنی ساختار کنگره ۶۰ را به یک درخت تشبیه میکنند که ریشه یا بنیان (آقای مهندس)، تنه درخت (دیدهبانها)، شاخهها و برگها (شعبات) و در آخر لژیونها که میوهها و خوشهها هستند.
مطلب بعدی، رابطه اعضای کنگره ۶۰ با مسئولین است. در هیچ اداره، نهاد و تشکیلاتی، این حس خوب و رابطهای که بین اعضای کنگره ۶۰ و مسئولین وجود دارد، دیده نمیشود.
راجع به ویلیام وایت؛ در گذشته سیگار در کنگره آزاد بود و آقای مهندس هم سیگار میکشیدند. آقای ویلیام وایت از سال ۸۵ (پنج سال قبل از اینکه آقای مهندس سیگار را کنار بگذارند) با آقای مهندس در ارتباط بودند، تا اینکه بهمنماه ۱۳۹۰ آقای مهندس به خاطر سیگار سکته کردند و قرار شد دیگر سیگار نکشند
. بعد اعلام کردند که «من میخواهم با آدامس نیکوتین، سیگارم را درمان کنم.» دو سه ماه بعد اعلام کردند و تعدادی از بچهها به عنوان دستیار انتخاب شدند و لژیون ویلیام وایت از آنجا شروع شد. الان نزدیک به ۱۳,۰۰۰ نفر رهایی سیگار داریم و نزدیک به ۵۰۰ راهنما داریم. درمان سیگار اهمیت بسیار زیادی پیدا کرده و قرار است در آینده نزدیک، انشاءالله به صورت آزمایشی، افراد سیگاری خارج از کنگره را هم پذیرش کنیم؛ فقط برای درمان سیگار. ممکن است در آینده برای کاهش وزن هم این اتفاق بیفتد.
کسانی که غریبه هستند و قرار است به کنگره بیایند، باید سه ماه فقط سیدی بنویسند؛ در این سه ماه ۱۲ سیدی مینویسند. اگر ماندند، بسمالله، آن موقع سفرشان را شروع میکنند. این آزمایش برای این است که ببینیم شخص میماند یا خیر. خیلیها میپرسند در کنگره چه خبر است؟ چرا قوانین سختگیرانه دارید؟ نوشتن سیدی برای چیست؟ همه اینها فیلترهایی ا
ست که باعث میشود کسانی که واقعاً پای کار هستند، بمانند؛ بهترینها میمانند.
یک مطلب دیگر که همین دیشب خبردار شدم؛ در کتابخانه دانشگاه هاروارد (قویترین دانشگاه دنیا) آرشیو علمی وجود دارد. خب، کتابخانه هاروارد مقاله آقای مهندس را در آرشیو علمی خود قرار داده است. این اتفاق دو هفته پیش افتاده است. ظرف ۲۴ ساعت از شروع کار دانشگاه هاروارد، از ۱۸ کنگره بینالمللی از آقای مهندس دعوت کردند که برای سخنرانی بروند. نام کنگره ۶۰ و دانش آن به هاروارد هم رسیده و مقاله آقای مهندس در آرشیو کتابخانه هاروارد قرار گرفته است. این خیلی ارزشمند است و نشان میدهد دانش کنگره ۶۰ در سطح اول دنیاست.
ما هنوز اول راهیم. کنگره ۶۰ هنوز خیلی جوان است؛ در کشور خودمان ۳۰۰۰ شهر داریم اما تنها ۱۶۴ شعبه داریم. هنوز به هزاران شعبه، ایجنت، مرزبان، دیدهبان و راهنما نیاز داریم تا انشاءالله این دانش به همه دنیا برسد. مصرفکننده، مصرفکننده است؛ چه فرقی میکند آمریکایی باشد یا ایرانی؟ چه فرقی میکند سیاهپوست باشد یا زردپوست؟ بحث ملیت، نژاد، زبان و دین اصلاً مهم نیست. مهم این است که در کنگره ۶۰ ما عاشق این هستیم که یک نفر را از اعتیاد نجات دهیم.
مصرفکنندهها عاشق این هستند که رفیقشان را هم به کنگره بیاورند. واقعاً در جهنم، جهنمیها میخواهند همه را به جهنم ببرند، ولی بهشتیها میخواهند همه را به بهشت بیاورند. واقعاً چه بهشتی از کنگره ۶۰ بهتر؟ من که ندیدم، اگر شما دیدید بگویید. اگر قرار باشد از این دنیا به بهشت برویم، من میگویم من را جایی ببرید که کنگره ۶۰ باشد؛ بهشت من آنجاست. اگر بروی طبقه هفتم آسمان ولی کنگره ۶۰ نباشد، چه فایده؟ خیلی متشکرم که به صحبتهای من گوش کردید.
تایپ مسافر نیکوتین : مصطفی
عکاس مسافر نیکوتین : امیر
بارگذاری : مسافر نیکوتین مصطفی
.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
89