بعضی وقتها خداوند، درست در تاریکترین روزهای زندگی دری را به روی انسان باز میکند؛ دری که پشت آن امید، آرامش و دوباره زندگیکردن انتظارمان را میکشد... برای من آن در، کنگره ۶۰ بود؛ جایی که معنای واقعی عشق و امید را فهمیدم. کنگره ۶۰ به من یاد داد که هیچ انسانی برای همیشه در تاریکی باقی نمیماند، کافی است بخواهد، قدم بردارد و به راهی که درست است ایمان داشته باشد.
امروز وقتی به مسیر گذشته نگاه میکنم، سختیها را جور دیگری میبینم. میبینم پشت هر درد، درسی بوده و پشت هر اشک، امیدی پنهان شده است و چه زیباست دیدنِ مسافری که روزی خسته و ناامید بود و امروز قدمهایش محکمتر شده است. مسافری که آرامآرام خودش را پیدا میکند و دوباره طعم شیرین زندگی را میچشد. برای من، دیدن حال خوب یک مسافر یکی از زیباترین اتفاقهای دنیاست.
حال خوب یعنی دوباره خندیدن، دوباره امید داشتن و دوباره برای فردا برنامه داشتن، حال خوب یعنی صبح از خواب بیدارشدن و از داشتن یک فرصت تازه شکرگزار بودن، یعنی خانواده دوباره آرامش و خانه دوباره رنگ محبت و لبخند بگیرد.
کنگره ۶۰ به ما یاد داد که رهایی فقط رهاشدن از یک مشکل نیست، رهایی یعنی آزادشدن از ترس، ناامیدی، نگرانی و تمام باورهایی که ما را عقب نگه میداشتند. رهایی یعنی باور کنیم که میشود دوباره ساخت، دوباره زندگی کرد و دوباره عاشق زندگی شد. در این مسیر، راهنماها برای ما فقط یک راهنما نیستند؛ آنها چراغهای روشن این مسیرند؛ کسانی که با عشق و صبوری، دست مسافر را میگیرند و راهرفتن را به او یاد میدهند. راهنما کسی است که درد را میشناسد، چون خودش روزی از همین مسیر عبور کرده است؛ شاید هیچوقت نتوانیم بزرگی زحمات یک راهنما را با کلمات جبران کنیم؛ اما میتوانیم بگوییم که حضورشان، امیدی بزرگ در دل ما ساخته است. میتوانیم بگوییم که دعای خیرمان همیشه بدرقه راهشان خواهد بود.
من امروز از تمام کسانی که در این مسیر کنار مسافرمان ایستادند، قلباً سپاسگزارم. از راهنمایی که با صبر، عشق و آموزش مسیر درست را نشان داد. از کنگره۶۰ که به ما یاد داد تغییر، از درون انسان آغاز میشود. از تمام کسانی که بدون قضاوت، دست یاری بهسوی انسانهای خسته دراز کردند.
امروز اگر لبخندی روی لبهای مسافرمان میبینیم، پشت آن لبخند هزاران تلاش و سختی وجود دارد. پشت هر قدمش، روزهایی بوده که شاید برایش آسان نبوده اما ادامه داده است و همین ادامهدادن، زیباترین معنای امید است. من به مسافرم افتخار میکنم که برای ساختن دوباره زندگی قدم در این مسیر گذاشت، افتخار میکنم که بهجای تسلیمشدن، راه درمان و آموزش را انتخاب کرد.
امروز باور دارم که هیچ گذشتهای نمیتواند آینده یک انسان را برای همیشه تعیین کند. کافی است انسان بخواهد و برای خواستهاش با عشق و ایمان حرکت کند. کنگره ۶۰ برای ما فقط یک مسیر درمان نبود؛ مدرسهای برای بهتر زندگیکردن بود. مدرسهای که در آن صبر، عشق، بخشش، مسئولیتپذیری و آرامش را آموختیم.
امروز معنای واقعی حال خوب را میفهمم؛ حال خوب یعنی آرامش قلب، نه زندگی بدون مشکل، یعنی حتی وسط سختیها، امیدت را از دست ندهی و بدانی که روزهای روشن خواهند رسید.
امیدوارم تمام مسافران این راه، روزی طعم شیرین رهایی را با تمام وجودشان بچشند و امیدوارم چراغ کنگره ۶۰ همیشه روشن بماند و راه را برای دلهای خسته روشن کند. از ته قلبم میگویم: خدایا شکرت برای کنگره ۶۰، برای راهنما، برای مسافر و برای حال خوبِ دوبارهای که به زندگیمان برگشت.
در آخر از آقای مهندس حسین دژاکام که این رهایی را به ما هدیه کرد و از راهنمای خوبم کمال تشکر را دارم.
نویسنده: همسفر مهسا رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
رابط خبری: همسفر پروانه رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
ارسال: راهنما همسفر پروانهنگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
194