سلام دوستان محمد هستم یک مسافر
به نظر من دانایی فقط این نیست که چیزی را بدانیم؛ دانایی واقعی زمانی خودش را نشان میدهد که بتوانیم دانستههایمان را وارد زندگی کنیم. در کنگره ۶۰ یاد گرفتم که مثلث دانایی از تفکر، تجربه و آموزش تشکیل شده است و وقتی این سه ضلع در کنار هم رشد کنند، دانایی ما میتواند به دانایی مؤثر تبدیل شود.
قبل از اینکه وارد این مسیر شوم، خیلی چیزها را میدانستم و حتی درباره خیلی از مسائل برای دیگران حرف میزدم، اما در عمل نمیتوانستم همان چیزهایی را که میدانستم اجرا کنم. میدانستم خشم چه عواقبی دارد، میدانستم ترس و ناامیدی تصمیمهای درستی برایم نمیگیرند، اما دانستن به تنهایی کمکی به من نمیکرد.
در مسیر درمان کمکم فهمیدم که آموزش بدون تجربه و تفکر کافی، فقط یک سری اطلاعات در ذهن من است. وقتی چیزی را یاد میگیرم، درباره آن فکر میکنم و بعد در زندگی خودم تجربهاش میکنم، تازه میتوانم بفهمم که چقدر از آن آموزش را واقعاً یاد گرفتهام.
مثلاً امروز اگر عصبانی شوم، فقط نمیدانم که خشم چیز خوبی نیست؛ سعی میکنم قبل از واکنش، کمی مکث کنم و ببینم چه اتفاقی درون من افتاده است. شاید همیشه موفق نباشم، اما همین که بتوانم بین احساس و عملم فاصله ایجاد کنم، برای من یک قدم در جهت دانایی مؤثر است.
به نظرم زندگی روزمره پر از همین امتحانهاست. ممکن است بدانیم ورزش برایمان خوب است، اما دانایی مؤثر زمانی است که کفشمان را بپوشیم و برویم باشگاه. ممکن است بدانیم باید با دیگران با احترام رفتار کنیم، اما دانایی مؤثر زمانی خودش را نشان میدهد که در شرایط سخت هم بتوانیم احترام را حفظ کنیم.
من در این مسیر فهمیدم که دانایی واقعی احتیاجی به فریاد زدن ندارد. هرچه بیشتر یاد میگیرم، بیشتر متوجه میشوم که هنوز چیزهای زیادی برای یاد گرفتن وجود دارد. به قولی که در کنگره یاد گرفتهام، برای باورها ارزشی نیست؛ زمانی ارزش پیدا میکنند که در عمل و رفتار ما دیده شوند.
و در نهایت شاید یکی از بزرگترین دستاورد های این سفر برای من این باشد که سلاح من در برابر مشکلات زندگی فقط اطلاعات داشتن نیست بلکه دانایی است که بتوانم به آن عمل کنم .
مسافر محمد از لژیون ۲۱ شعبه شاد آباد به راهنمایی جناب آقای حسن اسدی
تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد
- تعداد بازدید از این مطلب :
23