اولین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی جهانبین شهرکرد؛ به استادی راهنما مسافر آرش، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر مصطفی، با دستور جلسه «دانایی،دانایی مؤثر وسواد » سهشنبه ۱۰شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، آرش هستم، یک مسافر.
از آقا اسکندر سپاسگزارم و خداوند را شاکر هستم که امروز هم زنده هستم و در کنگره حضور دارم. دستور جلسه امروز «سواد، دانایی و دانایی مؤثر» است. سواد، لازمه و پایه اولیهای است که ما در کنگره برای رسیدن به دانایی و دانایی مؤثر به آن نیاز داریم. گاهی در مشارکتها سواد را میکوبیم، اما واقعیت این است که در هر زمینهای که بخواهیم به نتیجه برسیم و به دانایی و دانایی مؤثر دست پیدا کنیم، نیازمند سواد هستیم. امروزه راهنماهای کنگره، اگر در زمینه درمان اعتیاد خدمت میکنند، علاوه بر اینکه باید تجربه این کار را داشته باشند و خودشان به رهایی رسیده باشند، باید سواد و دانش لازم در زمینه اعتیاد را هم داشته باشند تا مجوز خدمت به آنها داده شود. سواد میتواند جنبه اطلاعات عمومی داشته باشد؛ یعنی اطلاعاتی که ما درباره هر موضوعی داریم، بخشی از سواد ما محسوب میشود. اما دانایی مؤثر، نتیجه و کاربرد آن سواد است. زمانی که بتوانم سوادی را که دارم به نتیجه برسانم و از آن در زندگی استفاده کنم، به دانایی مؤثر رسیدهام.
ما در کنگره، دانایی را با سه ضلع «تفکر، تجربه و آموزش» تعریف میکنیم. زمانی دانایی مؤثر اتفاق میافتد که این سه ضلع به اندازه هم رشد کرده باشند؛ یعنی من هم آموزش درست گرفته باشم، هم درباره آن آموزش تفکر کرده باشم و هم این تفکر را در عمل تجربه و عملیاتی کرده باشم. وقتی تصمیم به انجام کاری میگیرم و هدفی را تعیین میکنم، ابتدا باید به دنبال این باشم که راه درست رسیدن به آن هدف چیست و سواد و دانش اولیه آن را به دست بیاورم. بعد درباره آن تفکر کنم که چگونه باید آن را انجام بدهم و در نهایت، وقتی به هدف رسیدم، آن دانش و آموزش برای من تبدیل به دانایی مؤثر میشود. در کنگره چه کسی دانایی مؤثر دارد؟ کسی که حرکت میکند؛ کسی که درست حرکت میکند. اگر کسی نمیتواند درست سفر کند، یعنی هنوز به آن دانایی مؤثر نرسیده است. ما در کنگره گفتهایم مشکل اصلی که همه ما داریم از جهل است. رسیدن به یک هدف به این معنی نیست که دیگر درد و سختی نداشته باشیم. زمانی به دانایی مؤثر رسیدهایم که هدفی را تعیین کنیم و بدانیم برای رسیدن به آن هدف ممکن است سختی، غصه، مشکل و حتی بیپولی وجود داشته باشد، اما آنقدر میفهمیم که اگر این مسیر را درست برویم، به هدف خواهیم رسید.
در مسیر، مسلماً همه این مسائل وجود دارند و اصلاً وجود همین سختیهاست که در بسیاری از مواقع عیار ما را مشخص میکند و نشان میدهد که چه کسی چند مرده حلاج است. کسی که دیر به جلسه میآید و حتی همان یک ساعت و نیم جلسه را هم کامل و درست نمینشیند، هنوز در مسیر دانایی مؤثر قرار نگرفته است. کسی که وسط جلسه بلند میشود تا بیرون برود و سیگار بکشد، در واقع از آموزش جلسه خارج شده است. فاصله بین ماندن در جلسه و بیرون رفتن شاید به اندازه یک مو باشد، اما همین فاصله میتواند فاصله بین آموزش و خانه شیطان باشد. چه دلیلی دارد که من بلند شوم و جلسه را ترک کنم، در حالی که اینجا آموزش میگیرم؟ زمانی که برای شال گرفتن به تهران رفته بودیم، آقای ترابخانی گفتند: «میدانید چه کسی رها میشود؟» خیلی چیزها گفتیم و ایشان فرمودند: «آن کسی که اول جلسه میآید و تا آخر جلسه مینشیند، آن رهجو رها میشود.» ما نتیجه کارهای خودمان را میبینیم. کسی که در مسیر درست حرکت میکند، در حال رسیدن به دانایی مؤثر است.
ما یک کاتالوگ داریم و باید بدانیم چرا باید دانایی را کار کنیم و این موضوع چه ارتباطی با اعتیاد دارد. ما یک انسان هستیم و انسان یک کاتالوگ دارد. یکی از موارد این کاتالوگ این است که باید بدانیم دانایی چیست و موانع رسیدن به دانایی چیست. باید بدانیم «ترس، ناامیدی و منیت» از موانع رسیدن به دانایی مؤثر هستند. سؤال این است که آیا منیت، ترسها و ناامیدیهای من در کنگره درست میشوند یا نه؟ مشکلات میآیند و ترسها هم به وجود میآیند، اما وجود مشکل لازم است. اگر بتوانیم از درد و سختی عبور کنیم، آن زمان است که پیشرفت میکنیم. فردوسی میگوید: «چو دانا نماید به کاری درنگ / به پیروزی آرد جهان را به چنگ / همه کارها در فروبستگی / گشاید، ولیکن به آهستگی». این همان روش تدریجی است که ما در کنگره به آن اعتقاد داریم.هر چیزی که بخواهیم به آن برسیم، باید بهتدریج و آرامآرام به دست بیاوریم؛ ما بهصورت انقلابی به چیزی نمیرسیم. آنقدر دانایی مهم است که در شعر آمده است: «به دانش گرای و به دانش فزای / که یار تو باد و جهان رهنمای». همچنین آمده است: «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود». واقعاً دانایی و دانایی مؤثر بسیار مهم است.
اما من از کجا بفهمم که به دانایی مؤثر رسیدهام؟ زمانی که مشکلات زندگی برایم راحتتر میشود؟ نه؛ بلکه زمانی که در مسیری حرکت میکنم که بتوانم راحتتر با مشکلات برخورد کنم. مشکل همچنان وجود دارد، اما از لحاظ تفکر، دیگر با مشکل درگیر نیستم و در جهت حل آن حرکت میکنم. کنگرهای که ما در آن هستیم، یک آموزش است و ممکن است در بیرون از کنگره حتی با بیاحترامیهایی روبهرو شویم، اما خودمان میدانیم اگر آموزشهایی را که اینجا میگیریم درست انجام بدهیم، واقعاً به نتیجه خواهیم رسید. اگر بتوانیم خواستههای نفس را تشخیص بدهیم و بفهمیم این خواسته نفس میخواهد به کدام قسمت ما ضربه بزند و آن را درست تشخیص بدهیم، این همان دانایی است. ماهیت دانایی، تشخیص خواستههای نفس در هر شکل و لباسی است. مشکل ما همین خواستههای نفس است؛ نفس میخواهد کاری را انجام بدهد و این ما هستیم که باید تشخیص بدهیم آن کار را انجام بدهیم یا ندهیم. دانایی باعث میشود بفهمیم چه کاری را انجام بدهیم و چه کاری را انجام ندهیم. به همین دلیل است که آقای مهندس می فرمایند: "ریشه اعتیاد در جهل است." تعریف ما این است که چرا معتاد شدیم؟ چون نادان بودیم.
حالا اگر کسی سفر دومی شده و به رهایی هم رسیده باشد، آیا باز هم میتواند به اعتیاد برگردد؟ بله؛ با جهل. جهل میتواند انسان را برگرداند. منِ راهنما، فاصلهام با اعتیاد شاید به اندازه یک پک تریاک باشد. کسی که دوازده سال رهایی دارد، اگر دوباره مصرف کند، چه چیزی او را برمیگرداند؟ جهل. چه چیزی میتواند من را برگرداند؟ توقف دانایی. اگر دانایی من متوقف شود، کار تمام است. نیروی منفی بهتنهایی نمیتواند به من آسیب بزند؛ ما اختیار داریم و نیروی منفی فقط القا میکند. نقطهای که نیروی منفی میتواند از آن به انسان صدمه بزند، حس است. نیروی منفی در حس میتواند ضربه بزند. حس، اولین نیروی بهکارگیری قوه عقل است. اگر حس من را آلوده کند، کار خودش را انجام داده است. هدف این است که حس تو را خراب کند. وقتی حس خراب شد، فرمان عقل هم میتواند برعکس شود و انسان از مسیر خارج شود و برگردد.
در نهایت، ما از سواد به دانایی میرسیم و با انجام درست «تفکر، تجربه و آموزش» و رشد متعادل این سه ضلع، میتوانیم به دانایی مؤثر برسیم. دانایی مؤثر یعنی دانشی که در زندگی و عمل من نتیجه ایجاد کند. امیدوارم همه ما بتوانیم آموزشها را درست دریافت کنیم، درباره آنها تفکر کنیم، آنها را در زندگی به اجرا درآوریم و هر روز یک قدم به دانایی مؤثر نزدیکتر شویم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید،از همه شما سپاسگزارم..jpg)
نگارنده: راهنما مسافر مصطفی لژیون ۶
عکاس:مسافر افشین لژیون۳
تنظیم: مسافر علی لژیون ۷
ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر
نمایندگی جهانبین شهرکرد/مسافران
- تعداد بازدید از این مطلب :
226