English Version
This Site Is Available In English

بحث سواد با دانایی متفاوت است

بحث سواد با دانایی متفاوت است

اولین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی دکتر احمد با استادی:مسافرراهنما عباس،نگهبانی مسافر جمشید،دبیری مسافر راهنما مسعود بادستورجلسه(دانایی ودانایی موثر و سواد) روز سه شنبه ۱۴۰۵/۶/۱۰ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.

 

خلاصه سخنان استاد:

ممنونم از همه. دستورالعمل‌هایی که به دست آمده، برای من، عباس و تمام دوستانی که اکنون در مسیر «کنگره» حضور دارند و خواهان زندگی‌ای آرام و با آسایش هستند، بسیار ارزشمند است؛ تا بتوانیم در این مسیر راهبری کنیم. من خودم گاهی برخی نکات را در کنگره فراموش می‌کنم و مهندس یادآوری می‌کنند؛ چرا که انسان ذاتاً فراموشکار است. برای خودم بگویم، حتی گاهی از مسائل مهم‌تر هم فراموش می‌کنم!

 

اما موضوع بسیار مهمی که می‌دانم، این است که علت حضور من در این کره خاکی، ارتقای درجه‌ی نفس و وجودم است. من باید نفسم را از هر درجه‌ای که اکنون هست، به درجات بالاتر برسانم. این فرصت و اجازه به من داده شده و می‌دانم که این اجازه به هر کسی داده نمی‌شود. ما که اینجا حضور داریم، ابتدا اجازه حضور در این کره خاکی را داشتیم و اجازه بعدی، ورود به این جلسات بود.

 

حال سوال اینجاست که چرا دستور جلسه را «دانایی» و «دانایی مؤثر» گذاشته‌ایم؟ در این مدت که در کنگره حضور داریم، متوجه شده‌ایم که بحث «سواد» با «دانایی» متفاوت است. سواد می‌تواند صرفاً در حد اطلاعات عمومی و روزمره باشد؛ مثلاً دانستن مسافت تهران تا یک شهر دیگر، یا موقعیت جغرافیایی مکان‌هایی مثل باتلاق گاوخونی. این‌ها بخشی از سواد هستند که برای زندگی روزمره نیاز است، اما سواد به تنهایی انسان را در کنگره هدایت نمی‌کند. اولین شرط حضور در کنگره، داشتن سواد است تا بتوانیم اتفاقات خوب را ثبت و نوشته کنیم. اما سواد به تنهایی کافی نیست؛ همان‌طور که در جلسه قبل اشاره شد، شاید کسی دکتری داشته باشد و سیگار بکشد، اما با داشتن اطلاعات علمی، لزوماً به جایگاه درست نمی‌رسد.

 

موضوع بعدی، «دانایی» است. از سواد، اطلاعات به دست می‌آید، اما وقتی این اطلاعات در قالب حرکت و عمل درآیند، به «دانایی» منجر می‌شوند. اما چیزی که در کنگره متوجه شدم، بحث پیچیده و عمیق «دانایی مؤثر» است. دانایی مؤثر یعنی اینکه بتوانم تمام اطلاعات و دانشی را که در آکادمی کسب کرده‌ام، به صورت عملی در کار خود به کار بگیرم. برای مثال، دانستن اینکه چگونه غذا پخته شود، یک دانش است، اما دانستن مقدار دقیق مواد و تکنیک پخت صحیح، همان «دانایی مؤثر» است.

 

بسیاری از دوستان در کنگره برای درمان حضور می‌یابند. ممکن است در ابتدا باور نداشته باشند، اما به تدریج متوجه می‌شوند که چگونه با جایگزینی مسیرهای درست (مانند استفاده از اوپیون در فرآیند درمان)، می‌توان جایگزین مواد مخدر کرد و بدن را به سمت تولید طبیعی مواد بازگرداند. دانایی مؤثر زمانی رخ می‌دهد که فرد مدیریت زندگی خود را به دست می‌گیرد و می‌بیند که بدون مواد مخدر نیز می‌توان زندگی کرد و حتی سطح تولیدات طبیعی بدن را افزایش داد. همان‌طور که آقای امین فرمودند، یافتن این دانایی مؤثر ساده نیست؛ یعنی بتوانیم آنچه را که می‌گوییم، واقعاً انجام دهیم.

 

مسیر ما در کنگره، حرکت در جهت «ارزش‌ها» و دوری از «ضد‌ارزش‌ها» است. یعنی تلاش برای دروغ نگفتن، خیانت نکردن، گرون‌فروشی نکردن و دوری از هرگونه رفتار ناصواب. وقتی در این مسیر حرکت می‌کنیم، اجازه پیدا می‌کنیم به دانایی مؤثر برسیم. برای رسیدن به این مرحله، باید از پارانه‌های ضد‌ارزش عبور کرد تا کلام و آموزه‌ها بر دل بنشیند و اثرگذار باشد. پس برای یافتن دانایی مؤثر، باید از ضد‌ارزش‌ها دوری کرده و به سمت ارزش‌ها و خدمت‌گذاری در سیستم حرکت کنیم.

 

راه رسیدن به دانایی مؤثر، همان «نفس مطمئنه» است. دانایی مؤثر یعنی رسیدن به قدرتی که بتوان با آن ماهیت افراد را در هر لباس و پوششی تشخیص داد. یعنی به چنان درجه‌ای از ارتقا و آرامش برسیم که تمام حواس ما حساس و هوشیار شود تا بتوانیم از طریق حس و درک خود، رفتار، کردار و پندارمان را اصلاح کنیم. خلاصه کلام این بود: برای رسیدن به دانایی مؤثر، باید از مسیر ضد‌ارزش‌ها عبور کرده و به سمت ارزش‌ها برویم.

 

در کنگره این فرصت بزرگ به ما داده شده است؛ اینکه اگر در بیرون از این مسیر اشتباه کرده‌ایم یا خطاهایی داشته‌ایم، اینجا می‌توانیم خودمان را درمان کنیم، ضد‌ارزش‌های خود را حل کنیم و در مسیر درست قرار بگیریم. خدمت کردن در کنگره (در نقش‌های دبیر، نگهبان، کمک، راهنما و غیره) باعث می‌شود که گناهان و خطاهای گذشته ما جبران و بخشیده شود.این یک تجربه حسی و قلبی است؛ وقتی در مسیر ارزش‌ها و خدمت قرار می‌گیریم، احساس می‌کنیم مسیر درست، راه بخشش و پاک شدن از خطاهای قدیمی است.

 

در نهایت، اگر از من بپرسید خوشبختی چیست، می‌گویم خوشبختی یعنی در مسیر ارزش‌ها باشم و هر روز نفس خود را از درجات پایین به درجات بالاتر ارتقا دهم. این روند باعث رضایت از خود، افزایش اعتمادبه‌نفس و آرامش درونی می‌شود. این برای من بالاترین سطح خوشبختی است.

 

ممنونم.• [️️

ویرایش:مسافر بهنام(دبیر سایت )

تنظیم و ارسال:مسافر روح الله (مرزبان خبری)

نمایندگی مسافران دکتر احمد اراک 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .