English Version
This Site Is Available In English

دانایی؛ تشخیص ماهیت خواسته‌ها

دانایی؛ تشخیص ماهیت خواسته‌ها

دهمین جلسه از دوره پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، نمایندگی امیرکبیر با استادی پهلوان محترم مسافر احمد، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد» دوشنبه 9 شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم مسافر
خیلی خوشحال هستم که برای بار دوم در این جایگاه و در این نمایندگی می‌توانم خدمت بکنم. از لژیون مرزبانی و ایجنت محترم بابت اینکه این فرصت را دراختیار من قرار دادند تشکر می‌کنم و همین‌طور از نگهبان و دبیر ایشان هم بسیار سپاسگزارم.

در کنگره 60، 52 دستور جلسه در سال وجود دارد که تعداد زیادی از این دستورجلسات ارتباط زیادی با جهانبینی دارند. دستور جلسه این هفته نیز با عنوان دانایی، دانایی موثر و سواد، از جمله دستورجلساتی است که ارتباط مستقیم با جهانبینی دارد. مأخذش را هم اگر بخواهم مرور بکنم، برمی‌گردد به کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر؛ قسمتی که سردار در مورد میزان دانایی می‌گویند: دانایی، سواد نیست، تمدن نیست، مثل انسان لباس
پوشیدن نیست؛ بلکه انسانی باید اندیشید.
اول می‌خواهم درمورد این پیام که به سواد و لباس پوشیدن در آن اشاره شده، صحبت بکنم و بعد درمورد دانایی نیز مطلبی را خدمت شما عرض می‌کنم.

سواد یک نیروی بالقوه‌ای است که در همه انسان‌ها وجود دارد؛ و این واقعاً یک موهبتی است که فقط شامل انسان شده است؛ یعنی هیچ موجود دیگری این نیروی بالقوه را دراختیار ندارد و من می‌توانم این نیرو را با آموزش دادن، به فعل تبدیل کنم. سواد داشتن یک ارزش است، ولی فقط سواد داشتن، دلیل بر این نمی‌شود که من دانا باشم. کمااینکه افرادی در جامعه هستند که با سواد هستند و عنوانی مهم هم دارند؛ ولی از اعمال و حرکات و صحبت کردنشان به هیچ‌وجه دانایی حس نمی‌شود. اما بالعکس افراد کم‌سواد و یا بی‌سوادی هستند که می‌توان دانایی را در آن‌ها حس کرد.

لباس پوشیدن هم همین‌طور. خب البته شیک بودن و لباس خوب پوشیدن، واقعاً یک ارزش است. ولی این شیک بودن و لباس خوب و مناسب پوشیدن دلیلی بر این نیستش که مثلاً من دانایی دارم. خیلی افرادی هستند که بسیار به ظاهر شیک‌پوش هستند ولی دانایی ندارند، اما اشخاصی هستند که ژنده‌پوش هستند ولی دانایی دارند. نمونه این افراد در جامعه فراوان‌اند.

ولی تعریفی که دکتر امین در مورد دانایی در متون کنگره 60، در جزوه جهانبینی انجام داده‌اند، بسیار زیبا است؛ اینکه: دانایی، تشخیص ماهیت خواسته‌ها است در هر شکل و لباسی. این خیلی مهم است. چون ممکن است که من یک چیزهایی را تبه اشتباه تشخیص بدهم. با دانایی‌یی که من دارم، می‌توانم آن را تشخیص بدهم، زیرا ممکن است این خواسته‌ها با لباس مبدّل و ملبّس به لباس تقوا به سمت من بیایند.

من باید حواسم باشد؛ اگر بتوانم این نوع خواسته‌ها را تشخیص بدهم، یعنی اینکه به دانایی رسیده‌ام. در جزوه جهانبینی، یک مثلث ترسیم شده است که یک ضلع آن تفکر، ضلع دیگر، آموزش و قاعده آن تجربه است؛ و این مثلث متساوی‌الاضلاع نیست. مثلاً ضلع تفکر کشیده‌تر و ضلع تجربه کوتاه‌‌تر است.این دانایی است؛ اما قرار است که این مفهوم ارایه داده بشود که این دانایی، وقتی تبدیل به دانایی موثر می‌شود که این سه ضلع به یک میزان رشد بکنند. یعنی اینکه من تفکرم کمتر از تجربه‌ام نباشد؛ یعنی تفکر نکرده تجربه نکنیم و آموزش هم همین‌طور. این‌ها باید به یک میزان رشد کنند. وقتی من بتوانم این دانایی را به دانایی موثر تبدیل کنم، می‌توانم دست به عمل بزنم.

تایپ: مسافر هومن لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .