ششمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی_ خصوصی خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی ارکیده کرمان، با استادی مسافر مریم، نگهبانی راهنما مسافر اعظم و دبیری موقت همسفر ستایش، با دستور جلسه «دانایی، دانایی مؤثر، سواد»، روز شنبه ۷ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۳:۳۰ آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، مریم هستم یک مسافر.
تشکر میکنم از ایجنت محترم شعبه، خانم رمله، گروه مرزبانی، راهنمای عزیزم خانم فاطمه و همچنین راهنمای لژیون نهم، خانم حکیمه، که به من اعتماد کردند و این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش ببینم.
دستور جلسه این هفته در مورد دانایی، دانایی مؤثر و سواد است. دانایی در فرهنگ لغت به معنی داشتنِ فهم، شعور و دانش است، اما در کنگره، دانایی یعنی قدرت تشخیصِ ماهیت خواستهها در هر شکل و لباسی و فرقی ندارد که این خواستهها معقول باشند یا نامعقول.
انسانی دانا است که فرق بین خواستههای معقول و نامعقول را بداند؛ به عبارتی، به آن شناخت، آگاهی و فهم رسیده باشد که بتواند این دو را از هم تشخیص دهد.
به گفته آقای مهندس، برخی افراد ادعا دارند همهچیز را میدانند، ولی چنین چیزی حقیقت ندارد. کسانی دانا هستند که قدرت تشخیص کامل داشته باشند. به عنوان مثال، کسی که مدرک تحصیلی بالایی دارد، نمیتواند ادعا کند که همهچیز را میداند و در همه مسائل سررشته دارد و میتواند همهچیز را بفهمد؛ چرا که چنین چیزی امکانپذیر نیست.
کسی که سواد دارد، فقط در تخصص خودش توانایی دارد؛ برای مثال، یک پزشک تنها در رشته تحصیلی و تخصص خود صاحبنظر است و نمیتواند بگوید من در همه موارد دانا هستم. دانایی به سواد و لباس هم نیست. کسانی که لباسهای مارکدار میپوشند، نمیتوانند بگویند چون چنین لباسهایی داریم، حتماً دانا هستیم؛ پس دانایی به سواد، لباس پوشیدن و حتی به تمدن نیز وابسته نیست.
آقای مهندس میفرمایند: انسانهایی که در کشورهای جهان اول زندگی میکنند، نمیتوانند ادعا کنند که چون در چنین کشوری زندگی میکنیم، پس دانا هستیم و همهچیز را میدانیم. خیر، چنین چیزی وجود ندارد. فرد زمانی میتواند به دانایی برسد که از ترس، منیت و ناامیدی خود عبور کند. البته رسیدن به دانایی کار آسانی نیست. ما کسانی را داریم که بیسواد هستند، اما به دانایی رسیدهاند. برای نمونه، در قدیم پدربزرگان ما شاید بیسواد بودند، اما بسیار دانا بودند. پدربزرگ من هر صبح که از خواب بیدار میشد، یک استکان آب جوش میخورد و این برای من سؤال بود که چرا باید آب جوش بنوشد؟ اما در لژیون «جونز» و سیدیهای ساختمان جسم، دلیل آن را متوجه شدم.
پدربزرگان ما سواد نداشتند، اما آنقدر دانا بودند و شعور و فهم داشتند که از بسیاری از کسانی که امروزه میگویند ما سواد داریم و تحصیلکرده هستیم، بیشتر میدانستند. پس دانایی لزوماً با سواد یکی نیست. همچنین کسانی هستند که مدرک تحصیلی دارند، اما فخرفروشی میکنند و فکر میکنند چون به همهچیز آگاه هستند، بسیار دانا هستند؛ در حالی که حقیقت چنین نیست. کسی که دانا باشد، شخص دیگری را قضاوت نمیکند. بدانید انسانی که درباره شخص دیگری قضاوت یا غیبت میکند، دانا نیست.
همچنین زمانی که به دانایی برسیم، با «اضلاع مثلث دانایی»، یعنی تفکر، تجربه و آموزش، روبهرو میشویم و زمانی که به دانایی برسیم و بخواهیم آن را به «دانایی مؤثر» تبدیل کنیم، باید آن را از قوه به فعل یا «عمل» درآوریم. وقتی آن دانش را در زندگی خود کاربردی کنیم، یعنی از دانایی به دانایی مؤثر رسیدهایم.
برای مثال، من قبلاً میدانستم که دیر خوابیدن به بدن ضرر میرساند، اما این در حد دانستن بود و هیچگاه به آن عمل نمیکردم؛ اما زمانی که به کنگره آمدم، شبها ساعت ۹ تا ۱۰ میخوابم. پس من آن دانش را به فعل درآوردم و این یعنی رسیدن به «دانایی مؤثر» از طریق کاربردی کردن دانش در زندگی.
کنگره تنها مکانی است که به فرهنگ، لباس، مدرک تحصیلی، موقعیت شغلی و غیره توجه نمیکند و همه انسانها را یکسان در نظر میگیرد؛ در حالی که در جامعه، چنین دیدگاهی وجود ندارد. در کنگره، همه ما یکسان هستیم و این ما هستیم که چگونه باید گرمای خورشید را جذب کنیم و از آن بهره ببریم.
تایپ: همسفر فاطمه ـ لژیون نهم ـ نمایندگی ارکیده کرمان
ویرایش: همسفر فاطمه ـ لژیون نهم و مسافر فرزانه ـ لژیون تازهواردین ـ نمایندگی ارکیده کرمان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
22