English Version
This Site Is Available In English

جشن هفته دیده بان

جشن هفته دیده بان

جلسه چهارم از دور اول کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و هم‌سفران نمایندگی معدن فیروزه با استادی دیده‌بان محترم مسافر مهدی و نگهبانی ایجنت محترم مسافر علیرضا و دبیری مسافر محمد با دستور جلسه هفته دیده‌بان شنبه تاریخ 1405/6/7 ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد
سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر.
جا دارد خدا را شکر کنم که این بستر فراهم شد که در خدمت شما دوستان باشم و از انرژی شما دوستان بهره مند شوم.
هفته دیده‌بان را خدمت شما و جناب مهندس دژاکام و همینطور همکاران خودم در شورای دیده‌بانان تبریک عرض می‌کنم؛ ما در گردش زمان که قرار می‌گیریم و اتفاقات را مرور می‌کنیم می‌بینیم در هر برگی که از اتفاقات می‌افتد درسی برای من مهدی نهفته است. اکنون که بنده در خدمت شما در جشن دیده‌بان حضور دارم ممکن است سال آینده شخص دیگری در این جایگاه قرار بگیرد و این مسأله نکته‌ای را به ما می‌رساند که هیچ حال و جایگاهی در جهان هستی پایدار نیست، تنها چیزی که در دنیا ثبات دارد نور است و حرکت ما در پی نور. فکر و نگاه و جهان‌بینی ما است که مهم است و این مهم نیست که ما امروز در شعبه معدن فیروزه حضور داریم و یا در شعبه‌ای در جنوب کشور گرد هم جمع شده‌ایم بلکه این مهم است که ما گرد هم جمع شدیم که حرکتی را از طرف تاریکی به‌طرف روشنایی انجام دهیم. پس اگر هر کدام از ما این تفکر را در وجود خود زنده نگه داریم که من امروز هستم که این کشتی را به رسیدن به مقصد کمک کنم. پس چگونگی نگاه من به مساله مهم است. سوای جایگاه ما بدون توجه به این که دیده‌بان هستم یا جایگاه دیگری دارم باید نگاه من این باشد که در این جایگاه چه رسالتی بر عهده من است و چه مسئولیتی دارم. آیا حضور من در این جلسه صرفاً برای این است که فقط جشن دیده‌بان برگزار شود و حضور فیزیکی داشته‌باشم یا حضور من در اینجا به این خاطر است که چیزی را اصلاح کنم و یا انرژی مثبت بدهم یا انرژی را دریافت کنم. همه ما در جایگاه‌های مختلف و نقش‌هایی که بر عهده داریم به‌عنوان پدر و یا مادر و فرزند چه رسالتی داریم و باید چه نقشی را ایفا کنیم‌. ما در کنگره یاد گرفتیم که در هر جایگاهی که قرار داریم عین عدالت است اگر حالمان خوب است نتیجه افکار و اعمال درست خودمان است و اگر هم اینگونه نیست بازهم به خودمان بستگی دارد اگر حال من خوب نیست نیز به این معنا نیست که قرار بر این است که در این حالت باقی بمانم و اگر هم حالم خوب است هم قرار بر این نیست که دیگر من حال بد را تجربه نکنم. اگر من انسان آگاهی هستم قرار بر این نیست که هیچ موقع خطا نکنم، فقط کافی است که ما بدانیم که در چه مسیری قدم گذاشتیم. قرار بر این است که افرادی اینجا از سمت تاریکی به سمت روشنایی حرکت کنند. اما سؤال اینجاست که چه مساله باعث تداوم درحرکت کنگره ۶۰ می‌شود؟ قریب به‌اتفاق شعب کنگره ۶۰ وقتی چراغی را روشن می‌کنند حرکتشان پایدار است. دلیل این مساله ساکنان آباد و نگاه به رسالت است که باعث می‌شود ما چراغی که روشن کردیم را همیشه روشن نگه داریم. اما گاهی ما برای بزرگ شدن نیاز داریم که به این درجه برسیم که گاهی برای بزرگ شدن نیاز به تغییر در درون خودمان داریم. گاهی نیاز به این داریم که نگاه و تفکر خودمان را تغییر دهیم. ما گاهی فرزند خودمان را برای بزرگ شدن و آگاه شدن به دست روزگار می‌سپاریم، در دنیا نیز اتفاقات به همین شکل می‌افتد. در شعبه معدن فیروزه نیز ما در چند ماه گذشته احساس کردیم که نیاز است برای خارج شدن از سکون نیاز به حرکتی در درون خود داریم. در پیام‌ها هم داریم که اگر جایی ما به سکون رسیدیم یا باید به سمت نور حرکت کنیم و یا منتظر باشیم که نیروهای تاریکی بیایند و ما را با خودشان ببرند. امروز هم من فکر می‌کنم که نقطه عطفی برای شعبه معدن فراهم شده که بتواند با یک تصمیم و یک حرکت خودش را از نقطه سکون در بیاورد. ما در ماه‌های گذشته کمرنگ شدن حضور مسافران سفر اول و سفر دوم را شاهد بودیم. امروز که گرد هم جمع هستیم اگر بتوانیم حاصل و دریافتی از این جلسه داشته‌باشیم رسالت خود را انجام دادیم. برآیند مسائلی که مطرح شد این بود که در شعبه معدن فیروزه حرکت متوقف شده است و تک‌تک ما باید نگاهی به عملکرد خودمان داشته‌باشیم. اگر من راهنما مساله را به گردن رهجو بیندازم پس جایگاه من راهنما چیست؟ اگر من رهجو کار را بر گردن راهنما بیندازم پس جایگاه من مسافر کجاست؟ اگر ایجنت توقف حرکت را به گردن مرزبان بیندازد پس خودش کجای کار قرار دارد؟ و اگر مرزبان به گردن ایجنت بیندازد مسئولیت خودش کجای کار است؟ به یاد داشته‌باشیم که ما روزهای بسیار سخت‌تر از این را در کنگره پشت سر گذاشتیم. روزهایی بود که ما سقف بالای سرمان نداشتیم و جلسات را در سرما و گرما برگزار می‌کردیم. روزهایی بود که خدمتگزار نداشتیم اما مسیر کنگره ادامه پیدا کرد. من اگر در جلسات حضور پیدا می‌کنم به خاطر خودم این کار را انجام می‌دهم و منتی سر کنگره و افراد ندارم. پس انتخاب خودمان است که این در را باز نگه داریم و این چراغ را روشن نگه داریم یا خیر. کنگره در مسیر و حرکت است و مثل آب جاری است.


چرا جناب مهندس هیچ کمک خارجی را قبول نکردند و یا چرا زمانی که شعبه آکادمی را بستند جلسات را در پارک برگزار کردند وزیر منت کسی نرفتند؟ دلیل آن این است که حرکت کنگره گره خورده به حرکت هیچ‌چیز یا هیچ شخصی نیست. در هرلحظه و در هر مکان احساس کنیم که مانعی بر سر این حرکت است و آن مانع را برطرف نکنیم بدانیم که باختیم. این مسائل به این خاطر عنوان می‌کنم که مقدمه‌ای بر این موضوع داشته‌باشیم که هر کدام از ما آینه‌ای جلوی روی خودمان بگذاریم و عملکرد خودمان را نقد کنیم. اگر من رهجو وارد شعبه می‌شوم و در لژیون حضور پیدا نمی‌کنم و یا بالعکس اگر من راهنما در جلسات حضور نداشته باشم نمی‌توانم این ادعا را داشته‌باشم که چه اتفاقی برای مکانی که در آن حضور دارم می‌افتد. این مسیر باز است و اتفاقات روشن در آن رخ می‌دهد اما من باید حضورداشته باشم که در این اتفاقات سهم داشته‌باشم و اگر این مساله را به گردن هر کسی بیندازیم بازنده بازی خود ما خواهیم بود. اما به بحث اصلی و دستور جلسه برگردیم و در مورد دیده‌بان صحبت کنیم‌، همانطور که در جلسات مختلف عنوان شده در هر ساختاری یک چرخه مدیریتی وجود دارد و یک چرخه قانون‌گذاری و چرخه‌ای برای گرفتن تصمیمات مهم وجود دارد. در کنگره ۶۰ نیز برای این که ساختار و نظامی برای کنگره ۶۰ ایجادکنند و این ساختار رشد پیدا کند افرادی را بر اساس معیارهای خاصی که حتی من مهدی زمانی که برای دیده‌بانی انتخاب شدم از آن اطلاعی نداشتم، انتخاب می‌کنند. این انتخاب بر اساس سوابق خدمت و کارهای انجام شده و برخی فاکتورهای مورد نظر جناب مهندس و شورای دیده‌بانان انجام می‌شود و ممکن است چند ماه یا بیش از یکسال یک شخص مدتی زیر نظر شورای دیده‌بانان باشد و نهایتاً این فرد به‌عنوان دیده‌بان انتخاب شود و برای تدوین قوانین اساسی کنگره ۶۰ نقش خود را ایفا کند. ما در کنار خدمت در جایگاه دیده‌بانی از تجربیات و حضور جناب مهندس استفاده می‌کنیم. جایگاه دیده‌بانی برای من مهدی جایگاهی برای پالایش خودم است که ناخالصی‌های وجودم را در این آب زلال پالایش کنم و در کنار این مساله خدمت کنم. هر مسئله‌ای که در مورد درمان اعتیاد و مسائل مرتبط با هم‌سفران بررسی و نتیجه‌گیری شود به‌عنوان قانون تدوین می‌شود و این اطلاعات برای تدوین قوانین از دل همین شعب برگرفته می‌شود. پس این مسیری است که نه تصمیم یک شخص و یا حتی افراد است بلکه تمام تصمیمات برگرفته از برآیند چالش‌های یک شخص سفر اولی در حال درمان و یا همسفر گرفته برای پیشبرد اهداف کنگره ۶۰ مطرح و درباره آن تصمیم‌گیری می‌شود. من مسافر باید همان‌طوری که در سفر اول سرم را با سر راهنما عوض کردم باید در پیاده کردن قوانین نیز به همین شکل عمل کنم. امروز که می‌بینم همان حس آرامش همیشگی در شعبه معدن جاری است و نشانه‌ای از توقف نیست و فقط شاید گاهی ما غفلت می‌کنیم و برای لحظاتی غافل می‌شویم که ما به چه منظور پادر این مسیر گذاشتیم و گاهی لازم است که ما از این خواب غفلت خارج شویم و تلنگری به خودمان بزنیم. امروز ما جایگاهی را در اختیار داریم که به‌راحتی به دست نمی‌آید. من مهدی زمانی که مصرف‌کننده مواد مخدر بودم با خودم فکر می‌کردم که تمام عمرم را با درگیری با مواد مخدر سپری خواهم کرد. اگر به این دید به قضیه نگاه کنم همیشه خودم را ملزم می‌کنم که باید این چراغ را زنده نگه دارم. اتفاقات برای تصور ما اتفاق می‌افتد و ما باید در مسیر آب باشیم. بار دیگر خیلی خوشحالم که در خدمتتان هستم و همیشه انرژی می‌گیرم‌. بارها هم گفتم که حضور و خدمت در شعبات این‌چنینی(معدن فیروزه) که از مرکز دور هستند بسیار به انسان انرژی می‌دهد. و وقتی شوق‌وذوق خدمت‌گزاران را می‌بینم نشانگر این است که این فهم و این نگاه در شما دائمی باشد و به یاد داشته‌باشیم که باید به خودمان نگاه کنیم که اگر در وجود ما مساله‌ای است که باعث سکون و توقف از این حرکت می‌شود آن را اصلاح و بازنگری کنیم چراکه ما در قبال آیندگان مسئول هستیم.
ممنونم که سکوت کردید و به صحبت‌های من گوش دادید
در ادامه تجلیل از دیده‌بان محترم مسافر مهدی سنچولی

لژیون مرزبانی وایجنت مسافران


لژیون یکم هم‌سفران راهنمای محترم همسفر زهرا


لژیون دوم هم‌سفران راهنمای محترم همسفر عالمه


لژیون سوم هم‌سفران راهنمای محترم همسفر فاطمه


لژیون چهارم هم‌سفران راهنمای محترم همسفر معصومه


لژیون خدمتگزاران همسفران ومسافران


لژیون یکم مسافران راهنمای محترم مسافر مصطفی


لژیون دوم مسافران راهنمای محترم مسافر حسین


لژیون سوم مسافران راهنمای محترم مسافر رضا


لژیون چهارم مسافران راهنمای محترم مسافر حسن


لژیون تازه واردین مسافران


عکاس: مسافر حسین
تایپ: دبیر سایت مسافر ابوالفضل
ویراستاری، نگارش متن و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای محترم مسافر حسین
لژیون خدمتگزار: لژیون خدمت‌گزاران
مرزبان کشیک: مسافر خلیل

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .