رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون دهم) در دلنوشته خود نوشت:
همسفر زهره
ابتدا هفته دیدهبان را به تمامی خدمتگزاران کنگره۶۰، در رأس به آقای مهندس و خانواده محترم ایشان و دیدهبانهای عزیز تبریک عرض میکنم.
دیدهبان یعنی افرادی که ریزترین نقطهها را میبینند و دقت آنها بسیار بالا میباشد. در کنگره۶۰، برعکس تمام NGOها، ادارات و سازمانها، همه چیز سرجای خودش است، هرکسی که تلاش و کارآیی بیشتری دارد، به جایگاه بالاتری میرود؛ همچنین تمام جایگاههای خدمتی بدون پرداخت حقوق میباشد، یعنی تمام خدمتگزاران کنگره۶۰، از جان و دل و به صورت رایگان خدمت میکنند.
دیدهبانها پتانسیل و انرژی بالایی دارند، هر دیدهبان در هفته شاید چندین بار به شهرهای دیگر سفر کند تا به شعبهها سرکشی کند و تمام این سفرها و سرکشیها با هزینه خودشان میباشد؛ یعنی حقوقی دریافت نمیکنند، بلکه از جیب خودشان هزینه میکنند که بیرون از کنگره۶۰، چنین چیزی غیرقابل باور میباشد. تقریباً تمام دیدهبانها در کنگره۶۰، پهلوان هستند؛ یعنی حداقل ۶۰۰ میلیون به کنگره۶۰، کمک کردند که این نیز برای بقیه سازمانها غیرقابل باور میباشد؛ دیدهبانها اول از همه خود بخشش را یاد گرفتهاند و این بخشش را از لژیون سردار شروع کردهاند. آنها هم از درآمد و هم از وقت خود میبخشند، هرچه جایگاه خدمتی بالاتر میرود، شخص از زمان استفاده بیشتری میکند.
به نظر من دیدهبانها یک روز برایشان ۲۴ ساعت نیست بلکه ۴۸ ساعت است؛ هستی به کسانی که از مال و وقت خود میبخشند، چندبرابر آن را اضافه میکند. چراکه هستی سیستم بسیار هوشمندی میباشد. وقتی خود به پول نیاز داری و توانستی از نیاز خودت ببخشی، هستی صددرصد به نحواحسنت جوابت را میدهد؛ دیدهبانها با حال خوبی که دریافت میکنند، جواب بخشش خود را میگیرند.
دیدهبانی یعنی: «عشق، عشق به مخلوق و عشق به خالق، عشق خالق به مخلوق بالاترین عشق است» دیدهبانها به زیبایی این خدمت را برای درماندهترین انسانها انجام می دهند؛ فردی که درگیر اعتیاد است، جزو دردمندترین انسانها میباشد و از زمین و زمان خورده است، از جامعه، خانواده، از دوست و فامیل و حالا که وارد کنگره۶۰، می شود، اگر از خدمتگزاران کنگره۶۰، هم بدرفتاری ببیند به درمان نمیرسد؛به همین سبب جناب مهندس میفرمایند: (هرکس وارد کنگره۶۰، شد نانش دهید) در اینجا یاد گرفتیم از دین و مذهب کسی سؤال نکنیم، فقط به دنبال درمان اعتیاد هستیم.
روزی از دل همین دردمندان، انسانهای قوی به وجود خواهند آمد که با خدمت، عشق و محبت دیدهبانی میکنند. من نیز به عنوان یک همسفر باید بتوانم با آموختن بخشش و شرکت در لژیون سردار ابتدا به خود خدمت کنم؛ روزی که وارد کنگره۶۰، شدم همه چیز خود را از دست داده بودیم، شرایط سختی داشتیم و همه درها به روی ما بسته شده بود، با آمدن به کنگره۶۰، و اتمام سفر اول، بسیاری از درها باز شد و شرایط کمی بهتر شد؛ یاد گرفتم که چگونه با مشکلات کنار بیایم. هنگامی که در جشن گلریزان شرکت کردم، مسافرم گفت: تعهد سرداری بده، اما گفتم که با کدام پول، گفت خدا بزرگ است و تعهد دادم. خدا را شکر تا چند روز دیگر تسویه میکنم و خیلی خوشحال هستم؛ به واسطهی شرکت در لژیون سردار، حالم خوب و خیر و برکت به زندگی ما بازگشته است. امیدوارم روزی بتوانم دنور و پهلوان شوم تا به اندازه یک صندلی یا یک آجر در این عمل عظیم شریک باشم.
رابطخبری: همسفر نیلوفر رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: همسفر یاسمن رهجوی راهنما هسفر فاطمه (لژیون شانزدهم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
54