جلسه چهارم از دوره دوم لژیون سردار کنگره ۶۰، ویژه خانمهای مسافر و همسفر نمایندگی نسترن اصفهان، به استادی اسیستانت محترم، خانم پریسا، نگهبانی موقت مسافر رویا و دبیری موقت مسافر زینب، با دستور جلسه هفته دیدهبان، در تاریخ ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۰:۰۰ صبح آغاز به کار نمود.
سخنان استاد:
سلام دوستان، پریسا هستم، یک مسافر.
از خداوند بسیار سپاسگزارم که به من فرصت دوباره زندگی کردن را داد و از جناب مهندس بابت فراهم نمودن این بستر، سپاسگزاری میکنم. دستور جلسه امروز، هفته دیدهبان است. از بنیان کنگره ۶۰ که این مکان مقدس را احداث کردند و جان هزاران انسان را نجات دادند، تشکر میکنم. به دیدهبان محترم، خانم آنی بزرگ و دکتر امین تبریک میگویم که باعث شدند من به خویشتن خویش نزدیک شوم. همچنین از خانم مونا، دیدهبان خانمهای مسافر، تشکر میکنم و تبریک میگویم.
آقای مهندس در لایو از دیدهبانان خواستند به شعب مختلف کشور بروند و درباره نحوه شکلگیری کنگره صحبت کنند. زمانی که کنگره احداث شد، من ۵ سال بیشتر نداشتم، ولی بزرگانی بودند که برای امروز من، پریسا، جنگیدند.
وقتی وارد کنگره میشوم، آب، برق، گاز، صندلی، مکان و کولر بهصورت رایگان در اختیار من قرار میگیرد و من بهراحتی از کنار آنها میگذرم؛ ولی برای تهیه یک خانه، به سالها تلاش و پسانداز نیاز دارم. ما از شعبهای که میلیاردها تومان ارزش دارد، بهراحتی استفاده میکنیم و نمیدانیم قبل از ما، چه کسانی برای این بستر زحمت کشیدهاند.
زمانی به علت مشکلات، لژیونها در کنار پیادهروها و پارکها برگزار میشد، ولی الان حدود ۱۶۰ شعبه برای آقایان مسافر وجود دارد و این امر بزرگ، به برکت تدابیر جناب مهندس و خدماتی است که عزیزان دیدهبان برای ما انجام دادهاند. برای اینکه سیستمی برقرار باشد، نیروی انسانی و بحث مالی بسیار مهم است. علم کنگره به واسطه آقای مهندس به سیستم عرضه میشود.
اما در مورد مسائل مالی، من باید زکات مال خودم را بدهم. من و خانواده من به آرامش و سلامتی رسیدیم و الان وظیفه تکتک ماست که در لژیون سردار عضو شویم. در ساختار کنگره، دیدهبانها خیلی زحمت کشیدند. اگر کنگره نبود، من الان کجا بودم؟
شکر نعمت، نعمتت افزون کند
کفر، نعمت از کفت بیرون کند
همه ما در زندگی، زخمهایی داریم که به پول نیاز داریم، ولی اگر راه کنگره برای من باز نشده بود و درمان نشده بودم، زندگی و همه چیزم را از دست داده بودم. دیگران کاشتند و من خوردم و من هم باید برای دیگران بکارم؛ کاری که دیدهبانان انجام میدهند. کار دیدهبانان، دیدن نقاط ضعف و قوت شعبات است. تکتک ما هم باید الگو بگیریم و به درون خودمان برویم و نقاط ضعف و نیروهای درون خود را پیدا کنیم.
ما بهترین آموزشها را در کنگره دریافت میکنیم و در زندگی کاربردی میکنیم. ما علم درست زندگی کردن را بلد نبودیم. کنگره صراط مستقیم است و جان انسانها را نجات میدهد؛ جایی که انسانها زنده میشوند. تکتک ما مرده متحرک بودیم. همه اینها بها دارد. قبل از ما هم کسانی بودند که بهای آن را دادند.
حساب و کتاب تکتک ما با خدای خودمان است. ما باید در هفته دیدهبان، به بهترین شکل از دیدهبانان تشکر کنیم. این بزرگواران در طول سال، فرسنگها راه میروند و از خودشان و خانوادهشان میگذرند. آنها در صور پنهان، بسیار خدمت میکنند و ما نمیبینیم. آرامش و صلح من به خاطر زحمات آنهاست.
اول آبان مجدد جشن گلریزان داریم و ما هنوز مبالغ تعهدی زیادی داریم. پس من تفکر و پسانداز را بلد نبودهام که هنوز تعهد دارم. بعضی از انسانها فقط مصرفکننده هستند و هیچ تولیدی ندارند. از نظر جامعه، ما جزو بدترین و نابهنجارترین انسانها هستیم که وارد کنگره میشویم، ولی آقای مهندس فرمودند کسانی که در کنگره درمان میشوند، بهترین انسانها میشوند. من باید قدر لژیون سردار را بدانم و فقط بحث مالی مطرح نیست؛ باید از درون، تزکیه و پالایش را انجام داد. ممنون که به صحبتهای من توجه کردید.
تایپ: مسافر رویا، دبیر لژیون سردار ـ نمایندگی نسترن اصفهان
ویرایش: مسافر هاجر ـ نمایندگی نسترن اصفهان
بازبینی و ارسال: همسفر سولماز
- تعداد بازدید از این مطلب :
29