English Version
This Site Is Available In English

بزرگ‌ترین سرمایه انسان، داشتن یک معلم و استاد خوب است.

بزرگ‌ترین سرمایه انسان، داشتن یک معلم و استاد خوب است.

جلسه دوازدهم  از دوره سیزدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰، ویژه مسافران نمایندگی چرمهین، با استادی ایجنت مسافران مسافر ولی الله   ، نگهبانی مسافر افشین  و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه  « هفته دیده بان  » سه شنبه ۳ شهریور  ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود .

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، ولی‌الله هستم، یک مسافر.

دستور جلسه این هفته، «هفته دیده‌بان» است.

انسان یک موقعی با مشکلاتی مواجه می‌شود که در دل آن آسیب‌ها، سرآغاز ساختن و سازندگی برایش شکل می‌گیرد. به ظاهر، تخریب، آسیب و مشکل است؛ مشکلاتی که در آن لحظه حتی باعث می‌شوند کفران نعمت کنیم، همیشه از خدا و بندگانش شاکی باشیم و دائم گله و شکایت کنیم. اما در همان لحظاتی که داریم سختی‌ها را تحمل می‌کنیم، در اصل این لحظات برای ما سازندگی به همراه دارند و خودمان از آن بی‌خبر هستیم.

اگر قرار است به آرامش برسیم، لازم است حتماً این لحظات را پشت سر بگذاریم تا به مرحله‌ای که باید برسیم، دست پیدا کنیم. در آن زمان، عزت و آبرویی که از دست داده بودیم، به ما بازمی‌گردد و به اعتبار و جایگاهی که قبلاً داشتیم، قطعاً خواهیم رسید.

به همین خاطر، افرادی هستند که در رسیدن ما به این عزت، سربلندی و سازندگی کمک خواهند کرد. مهم‌ترین و تأثیرگذارترین این افراد، دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ هستند؛ در رأس آن‌ها جناب آقای مهندس دژاکام و در ادامه، دیده‌بان‌های کنگره ۶۰ که قوانین را از آقای مهندس دریافت می‌کنند و این قوانین را توسط دستیارانشان به شعب مختلف اطلاع‌رسانی می‌کنند.

اگر بخواهم از نظر سازمانی، کنگره را مقایسه کنم، فکر نمی‌کنم از نظر ساختار و تشکیلات، چیزی از ارگان‌هایی مثل بیمه یا ثبت احوال کم داشته باشد و یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌ها در ایران محسوب می‌شود. قطعا صدای کنگره در سراسر جهان پخش خواهد شد.

اداره کردن یک مجموعه و جایگاهی که انسان‌های مختلف وارد آن می‌شوند، کار بسیار سختی است؛ انسان‌هایی که هرکدام آسیب دیده‌اند و مشکلات شخصی خودشان را دارند. از نظر من، دیده‌بان‌ها افراد ستودنی هستند که می‌آیند و بدون هیچ منت و چشم‌داشتی به ما آموزش می‌دهند. ما نیز آموزش‌هایشان را می‌پذیریم، به حرف‌هایشان گوش می‌دهیم و در برابر آن آموزش‌ها عمل می‌کنیم. به همین دلیل، واقعاً قابل ستایش هستند و باید در هر زمینه و آموزشی، نهایت بهره را از حضور و آموزش‌های آن‌ها ببریم. بارها و بارها گفته‌ام که باید خدا را شکر کنیم که در کنار این عزیزان هستیم.

یک معلم و استاد خوب، کسی که بتواند انسان از او حرف‌شنوی داشته باشد، به نظر من بزرگ‌ترین ثروت و دارایی آن فرد محسوب می‌شود و بزرگ‌ترین نعمت است.

حالا به چه دلیل می‌گویم بزرگ‌ترین نعمت؟ خانواده، پدر، مادر و دوست خوب، همه نعمت هستند؛ اما برای اینکه بتوانم به خانواده‌ام برسم، باید کسی باشد که بتواند به من آموزش بدهد و من از او حرف‌شنوی داشته باشم و آموزش‌پذیر باشم.

باید کسی باشد که به من، که آسیب دیده‌ام، طوری آموزش بدهد که بتوانم از سرمایه مالی، خانواده، شخصیت و اعتبارم مراقبت و آن‌ها را حفظ کنم. به همین دلیل است که می‌گویم بزرگ‌ترین سرمایه و دارایی من، معلم و استاد من است.

برای ما، سرمایه‌هایمان راهنمایانمان هستند که در سفر اول به ما آموزش می‌دهند و در ادامه، دیده‌بان‌ها و دستیاران آن‌ها هستند که به ما آموزش می‌دهند و به ما فرصت می‌دهند.

وقتی وارد سفر دوم می‌شویم، نمی‌گوییم: «خب، تمام شد.» آقای مجدیان به مرزبان فرصت می‌دهد و می‌گوید: «برو توی میدان و آنچه را یاد گرفته‌ای، به عرصه نمایش بگذار.» آقای رضا ترابخانی به راهنما فرصت می‌دهد. آقای اشکذری به بچه‌های پارک و آن‌هایی که در پارک خدمت می‌کنند، فرصت می‌دهد.

این فرصت‌ها، فرصت‌های طلایی زندگی ما محسوب می‌شوند؛ فقط باید متوجه شویم که گاهی اوقات یک پول هنگفت به دستمان می‌رسد یا یک شانس به ما رو می‌کند و ما فکر می‌کنیم این فرصت طلایی ماست. بله، ممکن است فرصت خوبی باشد؛ اما طلایی‌تر از آن، فرصتی است که تو در میدان زندگی یاد بگیری تا بتوانی از نعمتی که خداوند به تو می‌دهد، مراقبت کنی.

یا اگر انسانی را سر راهت قرار می‌دهد که به تو منفعت مالی می‌رساند، بتوانی از آن فرصت و منفعت مراقبت کنی. اگر نتوانی از آن استفاده و مراقبت کنی، قطعاً آن را از دست خواهی داد.

بنابراین، باید همه‌جوره قدردان این افراد باشیم.

من خیلی خیلی تشکر می‌کنم از بچه‌های نمایندگی چرمهین. خیلی سرافراز شدیم که این‌همه پرشور برای این جشن آمدند و سنگ تمام گذاشتند برای جشن دیده‌بان. من صمیمانه از همه شما قدردانی و تشکر می‌کنم که درخور اسم چرمهین و اسم کنگره بود.

میزان آموزش را در این جشن می‌شد از اعضای کنگره و افرادی که آمده بودند، فهمید.

به نظر من، بهترین زمان زندگی ما در کنگره سپری می‌شود و بهترین لحظات عمرمان در کنگره است؛ زیرا اینجاست که یاد می‌گیریم در بیرون چگونه برخورد و رفتار کنیم و به چه شکلی زندگی کنیم.

در اینجا معنای زندگی را می‌شود فهمید و حس کرد؛ زیرا مهندس دژاکام استاد یاد دادن فوت‌وفن‌های زندگی است.

ما هم یک‌سری وظایف نسبت به دیده‌بان‌های عزیز داریم؛ زیرا آن‌ها زحمت می‌کشند و این مسیر را می‌روند و می‌آیند. درست است که اذیت می‌شوند، زن و بچه و زندگی دارند، ولی به خاطر ما می‌آیند.

این‌طور نیست که آن‌ها به‌راحتی این قابلیت‌ها را به دست آورده باشند. خیلی سخت است که انسان به چنین قابلیتی برسد. پشت این جایگاه، بی‌خوابی‌ها و ریاضت‌های زیادی وجود دارد.

همه ما هم می‌توانیم به این جایگاه‌ها برسیم و این، بزرگ‌ترین قابلیت دنیاست که یک نفر در کنار تو به آرامش برسد و احساس امنیت داشته باشد، نه اینکه از دستت فرار کند.

ما استادان و انسان‌هایی را داریم که به ما آموزش می‌دهند و می‌توانیم این توانایی‌ها را از آن‌ها یاد بگیریم. فقط کافی است مسیری را که آن‌ها رفته‌اند، پشت سرشان برویم. کار دیگری لازم نیست انجام دهیم؛ باید صفات آن‌ها را یاد بگیریم و طبق همان صفات عمل کنیم؛ هم در کنگره و هم در بیرون از کنگره.

اگر این کار را انجام دهیم، قطعاً به آن قابلیت خواهیم رسید؛ به‌گونه‌ای که هر جا قدم گذاشتیم، آن شخص خوشحال باشد و خوشحال شود که ما در کنارش هستیم.

پس باید از امکانات استفاده کنیم، باید در مسیر باشیم و حق مسلم خودمان را از خودمان نگیریم.

تایپ: مسافر حسین لژیون پنجم 

ارسال : مسافر پوریا 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .