موضوع انتخاب شده توسط استاد امین، ریشه در اسطورهها و تمثیل شناسی دارد؛ اغلب اوقات مفاهیم در قالب داستان بهخوبی انتقال داده و ماندگار میشوند؛ علت اثرگذاری داستانها این است که آنها یک خاصیت و آنی دارند یا یک حقیقت را بیان میکنند که باگذشت زمان تغییر نمیکند. اگر انسان نمیتواند ارتباط برقرار کند، مشکل در خود انسان است؛ با بستهشدن یک سری از حسها و با فرورفتن در تاریکی، قدرت جذب حقیقت را ندارد. خیلی وقتها از تمثیلهایی استفاده و حقیقت در قالب صوری مطرح میشود، چگونه ممکن است شمشیر در دلسنگ فروبرود یا آن شمشیر از دلسنگ بیرون بیاید، فرورفتن شمشیر در سنگ نشدنی است و قطعاً جسم نرمی بوده که تبدیل به سنگ شده است.
در کلامالله هم تمثیل سنگ آورده شده است؛ دلهای بعضی انسانها مثل سنگ میشود. تمثیل سنگ، یک تمثیل کاملاً درونی است و منظور آن دل یا قلب انسان است. آن شمشیر یک سنتی را بیان میکند؛ وقتی انسان در تعادل است و درون او کینه و نفرتی نیست، آزردگی وجود ندارد؛ مانند یک قلبی است که سالم کار میکند، نیروهای تاریکی نمیتوانند انسانی که در حال تعادل است را از تعادل خارج کنند؛ یعنی یک ضربهای باید به او بزنند، حسهایش به هم بریزد و این مربوط میشود به قسمت دل که دل «صور پنهان» و قلب «صور آشکار» است.
شمشیر، تمثیلی از ضربه تاریکیها است که در صور پنهان در قلب و دل انسان وارد میشود و آن را پاره میکند، جنس و ماهیت ضربهها از روی دوستداشتن است؛ وقتی انسانی فکر میکند برای آنهایی که دوستشان دارد، اتفاق بدی افتاده است؛ مثل شمشیری میماند که در قلب او فرورفته و ضربه محکمی به او وارد میکند و حسهای او بسته میشود.
سیستم دفاعی بدن، در مقابل تغییراتی که در حسها به وجود آمده و ضرباتی که خورده است بهگونهای کار میکند که از ضربات بعدی جلوگیری کند، یعنی حسهای آن قسمت بسته میشود و توسط ضربه خوردن شمشیر، دل را سفت میکند تا بار دیگر خنجری در قلبش فرونرود. انسان سنگدل اینگونه به وجود میآید، از اول او سنگدل نبوده است؛ وقتی سنگدل شد دیگر خنجر و تیغ روی آن اثر ندارد، آن جایگاهی که مرکز دل و حس انسان است و با هستی و وجود خود ارتباط برقرار میکند، کارایی خود را از دست میدهد، ارتباطش با هستی مختل میشود و از طبیعت لذتی نمیبرد! دو اتفاق همزمان میافتد درحالیکه دیگر ضربه نمیخورد؛ ولی در مقابل چیزی را حس نمیکند. صور پنهان انسان از احساسات تغذیه میکند و هرگاه این خوراک به انسان نرسد، باعث کمبود و بروز سرطان میشود.
بدترین شمشیر میتواند اعتیاد باشد و باید فرایند معکوس انجام بشود؛ یعنی آن سنگدل دلش نرم بشود، موقعی که دل شروع به نرمشدن میکند، آن تیغ و درد حس میشود تا دلنرم نشود. آن شیء خارج نمیشود و تا زمانی که خارج نشود آن زخم هیچوقت ترمیم نمیشود. فرایند معکوس دردناک است و خارجشدن انسان از تاریکی با درد همراه است؛ دردناکترین قسمت زمانی است که میخواهند شمشیر را بیرون بکشند و دردش از زمانی که داشتند شمشیر را وارد قلب میکردند، کاملاً متفاوت است؛ یعنی آگاهی، تجربه و دانش در همین واردشدن و خارجشدن اتفاق میافتد و به سلاحی برای مبارزه با تاریکیها تبدیل میشود.
اگر انسان در دلش دردی دارد، حکم یک سرمایه را داشته و میتواند به یک سلاح تبدیل کند و اگر شمشیری نباشد، توانی هم به وجود نمیآید و این در اختیار کسانی قرار میگیرد که آمادگی داشته باشند تا مسیر را طی کنند و زخمها را درمان بکنند؛ بنابراین در ابتدای کار مصیبت است؛ ولی در انتها تبدیل به رحمت و نعمت میشود.
منبع: فایل صوتی «شمشیر در سنگ» از دکتر امین دژاکام
عکاس: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر پروانه (لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
215