وقتی از دیدهبانهای کنگره۶۰ صحبت میکنیم، دیگر با یک مفهوم لغوی ساده طرف نیستیم؛ بلکه با یک نقش ساختاری و یک جایگاه خاص روبرو هستیم. در جریان کنگره۶۰، دیدهبانها صرفاً مشاهدهگر نبودند، بلکه آنها نقش رصدکنندگان هوشمند را داشتند. اگر بخواهیم بر اساس منطق جریان آن کنگره، نقش و ماهیت این دیدهبانها را تحلیل کنیم، میتوان آنها را در سه سطح تعریف کرد؛ دیدهبانها در کنگره۶۰ وظیفه داشتند که از بیرون یا از یک مسافت دور، به پدیدهها نگاه کنند.
دیدهبانان باید از درافتادن تحلیلگران به درون جریان جلوگیری میکردند. وقتی کسی در میان یک جریان قرار میگیرد، نمیتواند آن را به درستی تحلیل کند. دیدهبانها باید نشانهها را رصد میکردند، نه رویدادها را. یعنی؛ به جای اینکه بگویند: چه اتفاقی افتاد، باید میگفتند این اتفاق، نشانه چه چیزی است؟ دیدهبان در سطح پیشبینی و هشدار قرار دارد. در ادبیات تحلیل استراتژیک که در چنین کنگرههایی مطرح میشود، دیدهبانها نقش سیستم هشدار زودهنگام را دارند.
آنها نباید منتظر میماندند تا بحران یا تغییر رخ دهد؛ بلکه باید تغییرات کوچک در مرزها یا تغییرات جزئی در رفتارها را شناسایی میکردند. دیدهبان کنگره۶۰ کسی بود که میتواند آینده را در حال شکلگیری در میان حال ببیند. در سطح نگاه منتقد و اصلاحگر، دیدهبان، سختترین نقش را ایفا میکند. دیدهبان کسانی بودند که حتی به خود جریان کنگره و فرضیات مطرح شده در آن نیز نگاه میکردند. آنها وظیفه داشتند نقاط کور را پیدا کنند. یعنی هر جا که همه فکر میکردند حقیقت را یافتهاند، دیدهبان باید میپرسید: اما چه چیزی را نادیده گرفتهایم؟
خلاصه نقش آنها در یک جمله؛ دیدهبانهای کنگره۶۰، چشمهای هوشیار تحلیل بودند؛ کسانی که وظیفه آنها فراتر از دیدن، فهمیدن معنای پشت دیدهها بود تا از غفلت جمع جلوگیری کنند، کسانی که به گفته جناب مهندس؛ ستونهای کنگره هستند و بنای کنگره بر شانههای آنها استوار است.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر شکوفه(لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر معصومه(لژیون دوم)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بردسکن
- تعداد بازدید از این مطلب :
0