جلسه نهم از دوره چهل و هشتم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ ویژه مسافران نمایندگی ابوریحان با استادی دیدهبان محترم مسافر علی اشکذری، نگهبانی ایجنت محترم مسافر حسین و دبیری مسافر علیرضا، با دستور جلسه «جشن هفته دیدهبان» در روز دوشنبه ۲ شهریور۱۴۰۵ ساعت 16:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpeg)
خلاصه سخنان استاد:
متشکرم و خیلی خوشحال هستم که امروز این سعادت هست که به بهانه هفته دیدهبان در خدمت شما باشیم. انشاءالله که بتوانیم به کمک همدیگر جلسه خوبی را داشته باشیم.منظور از این دستور جلسه یا کلاً جایگاه دیدهبانی، ما وقتی در مورد یکی از جایگاهها در کنگره صحبت میکنیم، منظورمان فرد نیست؛ اصلاً کلاً ساختار کنگره فردمحور نیست، گروهمحور و شورامحور است.

وقتی در مورد دیدهبان صحبت میکنیم، پس در مورد شورای دیدهبانی صحبت میکنیم. وقتی هفته گرامیداشت مرزبان است و در مورد مرزبان صحبت میشود، در اصل مربوط به یک فرد خاص نیست؛ به شورای دیدهبانی مربوط میشود و در کل تمام ساختار کنگره به شکلی طراحی و برنامهریزی شده که گروهمحور و شورامحور است؛ شورایی تصمیم گرفته میشود، شورایی قانون وضع میشود، در جایگاههای خاص شورایی افراد انتخاب میشوند.

همه اینها به صورت شورا انجام میشود. یعنی کاملاً آن قسمتی که در قرآن میگوید: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» در کنگره رعایت میشود. ما قانونی در کنگره نداریم که فردی احیا شود یا ابلاغ شود؛ شورایی قانون وضع میشود و بعد گروهی اجرا میشود.
اینجوری هم نیست که فقط به خاطر یک جا و یک محل قانون وضع شود؛ نه، قانون به صورت شورایی وضع میشود و به صورت گروهی اجرایی میشود که همانجور که خودتان هم میبینید انجام میشود. این مطلب را گفتم به خاطر اینکه بدانید کنگره نهتنها گروهدرمانی است، بلکه گروهمحوری هم هست. در نوشتارهای کنگره میخوانیم، کنگره در دو حرکت درونی و بیرونی در حال حرکت است. تکتک اعضای کنگره از آن موقعی که وارد کنگره میشوند تا موقعی که در کنگره هستند، این دو حرکت را توأمان در درون خودمون داریم.

این دو حرکت به این صورت میشود، یا به گفته یه سریها حرکت افقی یا حرکت عمودی. کسی که وارد کنگره میشود، سنش بالا میرود، حرکت افقی را دارد؛ حرکت عمودی او چیست؟ آموزشهایی که یاد میگیریم، است. یعنی توأم باید درونی و بیرونی، این دو حرکت را داشته باشیم. خود کنگره هم این دو حرکت را دارد.

یعنی کنگره کاملاً از خود انسان طراحی و الگوگیری شده است که همانطور که انسان به صورت طبیعی و متعادل باید این دو حرکت را داشته باشد، کنگره هم باید این دو حرکت را داشته باشد. یعنی هم از درون رشد کند، هم از بیرون رشد کند؛ هم از لحاظ کیفی رشد کند، هم از لحاظ کمی رشد کند.
.jpeg)
از لحاظ کمی رشد کردن مثل این است که ما دائم شعبه اضافه کنیم. این رشد کمی میشود رشد نامتعادل. این الگوگیری اصلی کنگره بر اساس درختان است و نمودار آن درختی است؛ نمودار سازمانی کنگره درختی است. یعنی وقتی ما به درخت نگاه میکنیم، آموزشها یا عقل درخت در صور پنهانش است، یعنی آنجایی که دیده نمیشود، در رشد خود کنگره هم دقیقاً از درخت الگوگیری شده است.

یک درخت اگر بتواند در زمستان و پاییز، سی سانت، چهل سانت، ده سانت ریشههایش را توسعه دهد، در بهار شاخههایش همان سی، چهل سانت رشد میکند. اگر نتواند آن کار را کند، در تابستون و بهار رشد نمیکند. ما دقیقاً در کنگره به همین صورت اول درونی رشد میکنیم و بعد بیرونی. فکر کنم مهندس فقط کارش این است که جلوی تأسیس شعبه را بگیرد، به شعبه اضافه نشود یا این حرکت اضافه شدن شعبهها را جوری با دستش کنترل کند که آن دو تنظیم از تعادل خارج نشود. دقیقاً در تکتک بچههای کنگره همین مسئله است.

ما باید هر یک روزی که به کنگره میآییم و یک روز از سنمان میگذرد یا یک روز پیر میشویم، یک روز هم بزرگ شویم. فقط پیر نشویم، وگرنه در درازمدت رشد نامتعادل داریم. مثل یک صلیبی میشویم که این صلیب عرضش مثلاً سه متر باشد، ولی طولش یک متر باشد و خیلی نامتعادل باشد. کنگره دقیقاً به این صورت جلو میرود و همه کارها در کنگره شورایی است. در قسمت دیدهبانان، هر دیدهبان در قسمت قانونگذاری است یعنی باید برای قوانین رأی دهد، نظر دهد و در کنار آن یک مسئولیت خصوصی یا خاص خودش را هم دارد.

یک نفر دیدهبان قسمت تازهواردین است، یکی دیدهبان امور مالی است، یکی دیدهبان امور مرزبانی است و همه قسمتها به همین صورت است. آن امور تخصصی دیدهبان است که همه اکثراً میشناسین که چه کسی در چه جایگاهی است، اکثراً همه میدانیم که به چه صورت است.همه اینهایی که گفتم میدانید به خاطر چی است؟ همه این چیدمان ساختاری، کنترل رشد، در نظر گرفتن قوانین، همه اینها به خاطر این است که بتوانیم به درمان پایدار برسیم؛ نه قطع مواد، درمان پایدار.

هدف کنگره، صرف قطع مواد نیست که یکی مواد مصرف بکند یا مصرف نکند. هدف اصلی کنگره این است که ما بتوانیم به یک درمان با کیفیت زندگی و پایدار برسیم. یعنی همه اینها به خاطر این است که من در کنگره درمان شوم تا کیفیت زندگیام تغییر کند، مواد مصرف نکنم تا کیفیت زندگیام تغییر کند، رفتارم تغییر کند، خودم تغییر کنم و پیشرفت کنم اگر قرار باشد که مواد مصرف نکنم، در تمام زمینههای دیگه درجا بزنم یا پسرفت کنم، خب چه فایده داره؟

حداقل مواد مصرف کنم خیلی بهتر است. حداقل موادش را مصرف میکند که دو، سه ساعت سرحال است و کاری هم انجام میدهد، خیلی هم خوب است؛ ولی اگر قرار باشد من مواد مصرف نکنم و هیچ کارایی نداشته باشم، دیگه آن درست نیست و باید مواد مصرف کنم.این درمان پایدار که در کنگره باید باشد، فکر نکنید همینجوری ساده بهدست آمده است. کلی تلفات داده است، کلی زحمت کشیده شده است تا توانستیم به این درمان پایدار برسیم. یعنی مدام دیکته خودمان را صحیح کنیم، غلطهایش را بگیریم، دوباره بنویسیم تا به جلو بیایم.

خب، روش درمان در کنگره به صورت الان نبود که مثلاً شما با سرنگ و اوتی و خیلی باکلاس دارو مصرف کنی، اصلاً این حرفها نبود که. اول اول، هروئینی با هروئین ترک میکرد. دودی کم میکرد و ... حشیشی، سیگاری بود و با سیگاری کم میکرد؛ با مقداری که در سیگار بار میزد، کم میکرد. بعد یواشیواش دیدیم به درد نمیخورد و باید هم همان موقع همینجوری میبود، باید همینجوری میبود. بعد یواشیواش روش دودی منسوخ شد.
.jpeg)
روش خوراکی تریاک آمد که آن هم منسوخ شد و روش اوتی آمد و آمد جلو.و در کنار آن جهانبینی؛ به این نتیجه رسیدیم که دلیل اصلی برگشت، جهانبینی است. مهمترین دلیل آن جهانبینی است. یعنی هرکس در کنگره برگشت میخورد، حتماً و حتماً و حتماً در قسمت جهانبینی مشکل دارد، وگرنه برگشت نمیخورد. چرا؟ چون وقتی در جهانبینی مشکل دارد، کیفیت زندگیاش تغییر نمیکند و چون کیفیت زندگیاش تغییر نمیکند، به این نتیجه میرسد که آن موقع که مواد مصرف میکردم، حالم بهتر بوده است و میرود مصرف میکند. حق هم دارد، خیلی هم عقلانی فکر میکند، اصلاً فکرش اشتباه نیست؛ درست فکر میکند.

من خودم به تجربه خودم، خب، خیلی ترک میکردم و هر سری به این نتیجه میرسیدم که باید مصرف کنم و الان به این نتیجه رسیدم که چه کار درستی کردم که دو دفعه رجوع کردم. بهترین کاری که انجام دادم همین بود. چرا؟ چون درمان نبود. به خاطر همین باید مصرف میکردم.در کنگره هم هر کسی که واقعاً نمیتواند جهانبینیاش را درست کند، چه بهتر که موادش را کم نکند و دنبال کار و زندگیاش برود؛ چون هیچ فایدهای ندارد.

در کنگره هر کسی نمیتواند سیدی بنویسد، نمیتواند در جلسات شرکت کند، اصلا این روش درمان مال او نیست و به درد او نمیخورد. اگر از من بپرسید، میگویم این متد خراب کن است، به درد کنگره نمیخورد. باید به روشهای دیگر برود و به درد روش کنگره نمیخورد که بعد به آن کیفیت زندگی برسد. ولی کسی که در کنگره بیاید، همان اول تمام موارد را اجرا کند و کامل جلو بیاید، خیلی هم خوب است، خیلی هم عالی است.من یادم است که با دودی ما کم میکردیم.

چند بار هم قبلا تعریف کردم. چارلی چاپلین گفته خیلی قشنگی دارد و میگوید: «تمام چالشهای زندگی ما از نزدیک تراژدی است و از دور کمدی است.» اینکه من الان براتون به عنوان مثال میگویم، فکر میکنید اون موقع کمدی بود؟ کمدی چیه! تراژدی بود، وحشتناک بود. با روش دودی کم میکردم. یک کاسه داشتم که در آن نخود میریختم. نخودها را از این کاسه برمیداشتم و در آن کاسه میگذاشتم. خب صد تا دود بود، نمیشد که. ۳۵ گرم مصرفم بود، تریاک و شیره. خب با کلی تسبیحات به صد تا رسیده بود. مدام از این بر میداشتم و میگذاشتم در این و یه مواقعی قاطی میشد و من چون آدم خیلی مذهبی بودم، گفتم این شک یک و دو است و باطل است، پس از اول. این روش درمان ما شده بود. چارهای هم نداشتم. باز گفتن حالا تریاک را خرد کنید، خوراکی بخورید. اینها را سانتیمتر میکردیم و در لژیون آموزش میدادیم که این تریاک را با خطکش سانت کنید، مثلاً سانتی اینقدر میشود، اینقدر که باشد، هر سانتی وزنش چه قدر میشود و در حدی میرسید که ترازو فوق دیجیتال میخواست که آن را وزن کند؛ در دسترس نبود پس با سانت این کار را انجام میدادیم.

خوب هم میشد، تقریباً دقیق درمیآمد؛ ولی مشکل من مثلاً سر این بود که اینها را تقسیم میکردم؛ روی پشت سینی، با تیغ خورد میکردم و تقسیم میکردم. آخر کار یک عالمه خورده میماند. باز در مسائل شرعی میافتادم که از نظر شرعی باید اینها را چی کار کنم؟ به یکی از علما استناد میکردم و میگفت این اسراف است و باید بخوری و تمام دورهام خراب میشد. با هزار مشکلات و بدبختی خودم را مثلاً به بیست و یک روز رسانده بودم و خب خرابش میکردم و تمام میشد به مهندس میگفتم اینجوری شد و میگفت حالا یک هفته سقوط آزاد. مهندس رحم هم نداشت. سقوط آزاد برای یک روز، دو روز، یک هفته و باید زجرش را میکشیدم و واقعاً هم سقوط آزادش را میرفتم و این سقوط آزادها من را درست کرد.

البته ما در قسمت درمان، ما دوباره سفر کردیم. دوباره با OT و استاندارد سفر کردیم چون مهندس گفت من اینها را اصلا قبول ندارم. استاندارد با OT ظرف یک سال و خوردهای به نیت قضا دوباره سفر کردیم.تا قبل از ورود خانم آنی به کنگره، واحد درمان در کنگره فرد بود و خانواده نبود؛ ولی خانم آنی این مسئله را کاملاً عوض کرد؛ واحد درمان را خانواده کرد.


یعنی باید خانواده درمانی اتفاق افتد تا یک فرد بیمار و اعتیاد به درمان برسد. اگر این اتفاق نیفتد، آن فرد اگر به درمان هم برسد، نمیتواند در بستر خانواده به درمان پایدار برسد. نمیتواند برسد و امکان ندارد. ولی وقتی خانواده درمانی اتفاق افتد، همه چیز فرق میکند و این مسئله در کنگره را مدیون خانم آنی هستیم که خانواده درمانی را در کنگره بنیانگذاری و راهاندازی کرد. همچنین ما واقعاً در خانوادهدرمانی مدیون ایشان هستیم و در ادامه برای به درمان پایداری که میرسیم، مدیون ایشان هستیم.
خلاصه نویسی مسافر منصور ل۱۸
عکس و ضبط صدا مسافر میلاد ل ۱۷
ویرایش و بارگذاری مسافر محمد ل ۵
مرزبان کشیک مسافر رضا
تهیه شده در گروه سایت شعبه ابوریحان
- تعداد بازدید از این مطلب :
323