English Version
This Site Is Available In English

اعتیاد با هیچ کس شوخی و تعارف ندارد

اعتیاد با هیچ کس شوخی و تعارف ندارد

جلسه سوم از دوره یکم سری کارگاه‌های آموزشی، عمومی مسافران و همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا با استادی دیده‌بان محترم مسافر مجید، نگهبانی ایجنت محترم مسافران مسافرمرتضی و دبیری ایجنت محترم همسفران همسفر سعیده با دستور جلسه "جشن هفته دیدبان" روز سه‌شنبه سوم شهریورماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
خوشحال هستم که پس از مدت‌ها در شعبه ملاصدرا حضور دارم. امیدوار هستم که حال همگی خوب، اوضاع بر وفق مرادتان و نمایندگی ملاصدرا رو به رشد و ترقی باشد. دلیل حضور بنده در این شعبه علاوه بر این‌که بنده دیده‌بان رابط استان اصفهان هستم، آقای صدیقی، آقای منصوری و آقای ساسانی که اسیستانت دیده‌بان هستند به من کمک می‌کنند؛ بنابراین علت کوتاهی من بابت این‌که دیرتر به نمایندگی‌ها مراجعه می‌کنم، کارهای داخلی کنگره و امور مالی هستند. بنده به ۴نمایندگی‌ای که در شهرکرد واقع شده و ۱۶نمایندگی اصفهان سر می‌زنم و کار دانشگاه نیز هست و درواقع دوست دارم به کلیه‌ی نمایندگی‌ها از جمله آن‌هایی که مسئولیتشان با من نیست، سر بزنم. گاهی‌اوقات در تهران به برخی نمایندگی‌ها که می‌رسم، وارد آن مکان می‌شوم؛ چراکه ما نیز نیازمند حضور در جمع شما هستیم و اگر در این اجتماع قرار نگیریم، معنی دیده‌بانی حذف می‌شود.

دیده‌بانان وظایف مختلفی دارند؛ اما یکی از مهمترین وظایف آن‌ها این است که به نمایندگی‌ها مراجعه کنند. تمامی قوانینی که در کنگره دیده‌بانان نوشته می‌شود، از حضور دیده‌بان‌ها در نمایندگی‌ها می‌باشد. ما هر ماه گزارشاتی داریم که ایجنت‌ها و مرزبانان به ما ارائه می‌دهند؛ اما حضور ما در نمایندگی‌ها بسیار متفاوت است؛ بنابراین شاید بنده حضور نداشته باشم؛ اما آقای ساسانی گزارش‌های لازم را ارائه می‌دهند. ما هرگاه قصد داشته باشیم قوانینی را وضع کنیم، از رفت و آمد به نمایندگی‌ها این کار را انجام می‌دهیم؛ چراکه نقاط ضعف و قوت آن‌ها را می‌بینم و تا جایی‌که ممکن باشد، نقاط ضعف را برای آن‌ها توضیح می‌دهم. گاهی‌اوقات مشاهده می‌کنم که نقاط ضعف از ضعف قوانین شکل گرفته که نمایندگی قادر نیست کاری انجام بدهد. ما این نکات را به جلسه دیده‌بانان انتقال می‌دهیم و در ادامه راجع به آن قانون بحث و گفت‌وگو می‌شود. برخی مواقع علت این‌که قوانین تغییر می‌کنند، حضور دیده‌بانان در شعب می‌باشد. فقط نقاط ضعف نیست و نقاط قوت نیز وجود دارد؛ به‌عنوان مثال: بنده وارد یک نمایندگی می‌شوم و نقاط قوت آن‌ها را که برای خودشان کاری انجام داده‌اند را مشاهده می‌کنم که این امر بسیار خوب است و این موضوع را نیز انتقال می‌دهم؛ زیرا اگر خوب باشد از آن به‌عنوان قانون کلی استفاده می‌کنیم و تنها به نقاط ضعف تکیه نخواهیم کرد؛ این خدمت، بخش کوچکی از وظیفه دیده‌بانان است و بخش دیگر شامل مسئولیتی می‌باشد که هر یک از دیده‌بانان در یک قسمت از کار کنگره دارند.
بنده دیده‌بان امور مالی هستم و دیگر دیده‌بانان نیز هر یک مسئولیتی در قسمت اداری ساختار کنگره۶۰ دارند؛ به‌عنوان مثال: بنده دیده‌بان امور مالی هستم، آقای صدیقی بخش تازه‌واردین، آقای ترابخانی در قسمت راهنماها، آقای ملکی لژیون انضباطی، آقای زرکش در قسمت سردار و خانم آنی در قسمت همسفران و ورزش هستند و یک مسئولیتی نیز در آن قسمت دارند، یعنی همان‌گونه که به نمایندگی‌ها سر می‌زنیم و رسیدگی می‌کنیم در بخش خودمان نیز باید رسیدگی داشته باشیم. امروز که من وارد نمایندگی ملاصدرا شدم، ابتدا از حساب مالی سؤال کردم که وضعیت مالی شعبه به چه صورت است؛ بنابراین با ورود به هر نمایندگی به امور مالی آن‌ها رسیدگی می‌کنم.
کار اصلی یک دیده‌بان، دیدن است؛ اما تنها برای امروز نیست؛ زیرا اگر بنده در این شعبه به موضوعی نگاه می‌کنم، این کار را برای امروزه نمایندگی ملاصدرا انجام نمی‌دهم و با دیدگاهی نسبت به آینده آن را مطرح می‌کنم. قانون امروز ما وظیفه دیده‌بان بوده که بخشی از آن به امروز تعلق دارد و الباقی آن برای فرداها است.
من از سال ۱۳۸۰، دیده‌بان کنگره۶۰ بوده‌ام و ۲۵سال است که دیده‌بان هستم. اوایل هر موقع جناب مهندس راجع به قوانین یا هر موضوعی که در جلسه دیده‌بانان صحبت می‌کردند برای ما غیر قابل باور بود و همیشه توضیح می‌دادند که نگاهتان به دور دست‌ها باشد؛ زیرا امروز خود ما حضور داریم و قادر هستیم کنگره را اداره کنیم و باید به روزی نگاه کنیم که ما نبودیم؛ بنابراین برای قوانینی که مطرح می‌کنید باید آیندگان را در نظر بگیرید. آقای مهندس در جلسه روز چهارشنبه نیز فرمودند: ساختار دیده‌بانی را برای روزی چیده‌ام که خودم حضور نداشته باشم و این ساختار را برای آن روزی چیده است که برای آیندگان اتفاق خاصی نیوفتد؛ به‌عنوان مثال: نمایندگی ملاصدرا آن زمان که مکان کوچکی داشتند، ساختارشان را به‌گونه‌ای چیدند که امروز بتوانند در چنین سالن زیبایی مثل این نشسته باشند؛ چراکه اعضای قدیمی‌تر، تنها خودشان را نگاه نکرده بودند؛ زیرا در مکتب کنگره آموزش دیده بودند و نگاهشان تنها به درمان خودشان نبود و اگر دیدگاهشون این‌چنین بود، هنوز در یک مکان خیلی کوچکی بودند یا خود ما هنوز یک مکانی از خودمان نداشتیم. اگر اعضا این مکان را خریداری کرده و افراد در نمایندگی کمک کردند و کنگره حمایت کرد، آن ۱۰ یا ۲۰نفری نبوده که آن زمان بودند؛ بلکه به این نگاه کردیم که این مکان بایستی گسترش پیدا کند و انسان‌های بسیاری به درمان برسند؛ بنابراین قوانینی که دیده‌بانان وضع می‌کنند، مختص امروز نیست و مثالی را در این رابطه می‌زنم تا متوجه بشوید نگرش آقای مهندس نسبت به این‌که قانون را برای فرداهای دور قرار داده‌اند یعنی چه!
ما صبح‌ها یه میز کوچکی داشتیم که بعد از استخر، با آقای مهندس نیمرویی تهیه و میل می‌کردیم که روزی ایشان فرمودند: قصد دارند نام شعبه سهروردی را عوض کنند که ما در کل ۲تا نمایندگی داشتیم که یکی از نمایندگی‌ها انقلاب و دیگری سهروردی بود که شما به اسم آکادمی می‌شناسیدش و ایشان تصمیم داشتند اسم شعبه سهروردی را به آکادمی تغییر بدهند و من گفتم: آکادمی بار حقوقی دارد و باید زیرساخت آموزشی آن، آکادمیک باشد و شما نمی‌توانید چنین کاری را انجام بدهید که بعد از مدتی توضیح از طرف من، ایشان اعلام کردند که ایرادی ندارد، ما از تابلو استفاده نمی‌کنیم و تنها خودمان که بدانیم این مکان آکادمی است، کافی می‌باشد. بنده در ادامه از آقای مهندس سؤال کردم که چرا واژه آکادمی را انتخاب کرده‌اید و ایشان فرمودند که قصد دارم روزی یک دانشگاه را تأسیس کنم.
من همه روزه از صبح تا شب در ساختمان آکادمی حضور داشتم و با جناب مهندس گپ می‌زدم و از ته قلبم هر موضوعی را که مطرح می‌کردند قبول داشتم؛ اما زمانی‌که فرمودند می‌خواهند دانشگاهی را راه‌اندازی کنند، بنده بسیار متعجب شدم و گفتم آقا ماها تعدادی انسان عملی بودیم که برای فرار از درس و دانشگاه، عملی شدیم و شما موضوع دانشگاه را مطرح می‌کنید که ایشان فرمودند این تفکر برای آینده خواهد بود. من با خودم گفتم که ما توانایی خرید نان را نداریم و برای این‌که بتوانیم یک قالب پنیر را برای تمامی افراد استفاده کنیم از نخ قرقره بهره می‌بردیم یا برای خرید یک قابلمه آش، بایستی پول جمع می‌کردیم؛ همچنین برای برگزاری جشن تولدها و خریداری وسایل با کمبود پول مواجه می‌شدیم و باید از جیب خودمان مخارج را تأمین می‌کردیم؛ بنابراین با خودم ضمضمه می‌کردم که ما نان برای خوردن نداریم و آقای مهندس می‌فرمایند که دانشگاه بزنیم؛ اما
درحال حاضر وضعیت کنگره بسیار عالی است.

ما ۶۰ الی ۷۰نفر بودیم و تنها یک نفر تدریجی بود که آقای مهندس نیز در یکی از سی‌دی‌ها راجع به مهدی تدریجی صحبت کردند که این هم به بیماری کبدی مبتلا شد و فوت کرد. من سقوط آزادی بودم و با مصرف ۵گرم شیره وارد کنگره شدم که همیشه ته جلسه می‌نشینم و به‌دنبال بهانه‌ای بودم تا خانواده را توجیه کنم که این مکان مناسب من نیست. پس ببینید آقای مهندس با چه لشکر حال خرابی به جنگ آمده بودند و همه مثل خود من، حال خراب بودند. وضعیت فعلی کنگره بسیار خوب است و اعضای کنگره باید قدر نعمتی را که از آن برخوردار هستند بدانند؛ زیرا شرایط کنونی، بهشت برین است؛ به‌عنوان مثال: استاد جلسه مست بود و با حال خرابی که داشت در جلسه حاضر می‌شد.
بنده با خودم زمزمه می‌کردم که آقای مهندس با این لشکر شکست خورده، چگونه می‌خواهند دانشگاه راه‌اندازی کنند و بعدها شاهد بودیم که دانشگاه در حال ساخته شدن است؛ بنابراین برای من جای تعجب بود که پیش از درمان آقای مهندس، یکی از استادان ایشان مبحث آکادمی را مطرح کرده بودند و قبل از کنگره این نظریه وجود داشته است. نگاه آن روز آقای مهندس نبوده و ایشان در حال تأسیس زیرساخت‌ها بوده‌اند؛ چراکه برای انجام هر کاری به زیرساخت‌ها معتقد بوده‌اند و امروز کاری را شروع می‌کنند که قرار است در ۵سال آینده نتیجه آن را دریافت کنند.
آقای مهندس در سال ۱۴۰۱، شروع به راه‌اندازی دانشگاه کردند و نگاه آن روز ایشان برای آیندگان فردا است؛ بنابراین دیده‌بانان آموخته‌اند که برای وضع قوانین، بایستی آینده را در نظر بگیرند که چه اتفاقی خواهد افتاد. نظر بنده این است که من قبل از این‌که دیده‌بان کنگره۶۰ باشم، ابتدا باید دیده‌بان خودم باشم و بر کلام و رفتار خودم دیده‌بانانی کنم و حتی برای وضع قوانین، اول آن‌ها را دیده‌بانی کنم، آیتم‌های کنگره را در نظر بگیرم و قانونی را مطرح نکنم که در آن محبت جایگاهی نداشته باشد؛ چراکه در این‌صورت، سربازخانه شکل می‌گیرد و اگر عکس این موضوع باشد و قانونی وجود نداشته باشد، باعث تخریب ساختار می‌شود.
در کنگره درمان، فوق ترک و تعادل، فوق درمان بوده و تعادل بسیار مهم است؛ حتی در قانون‌گذاری به تک‌تک شما پیشنهاد می‌کنم که ما از من دیده‌بان تا یک سفراولی باید قانون‌گذار خودمان باشیم، از خودمان دیده‌بانی کنیم؛ همچنین برای زندگی و خانواده خود به شکل کنگره‌ای دیده‌بانی کنیم  و به امروزمان نگاه نکنیم. آقای مهندس در بحث پس‌انداز این موضوع را مطرح کرده‌اند که پس‌انداز ما چند ساله دیگر به ما جواب میده، قانون درست ما طی چند ساله آینده‌، زندگی ما را متحول می‌کندو قانون درست امروز ما، آینده فرزندمان را تأمین می‌کند؛ بنابراین تک‌تک ما باید سعی کنیم، دیده‌بان خودمان باشیم.
بنده از طرف خودم به تمامی اعضا کنگره۶۰ تبریک می‌گویم که اگر کاری صورت گرفته، حاصل کار گروهی ما است و جشن دیده‌بان، جشن تمامی خدمتگذاران و همه اعضا کنگره است و جشن من نیست؛ بنابراین این روز را به تمامی اعضا کنگره، همکاران خوبم در کنگره دیده‌بانان، آقای مهندس و خانواده محترم ایشان که این ساختار عظیم را هدایت کرده‌اند، تبریک عرض می‌کنم. خانواده آقای مهندس، بیشتر ایشان در این حرکت دخیل بوده‌اند.
شما همسفران، قدر خدمات خانم آنی را بدانید. خانواده‌های ما در سال ۱۳۷۹ که به شعبه انقلاب مراجعه می‌کردند به آن‌ها اجازه نمی‌دادند که وارد شعبه بشوند و یک روز ۲ساعت وارد جلسه‌های باز می‌شدند و بیرون می‌نشستند که از باران، باد، خاک و مزاحمت اذیت می‌شدند. خانم آنی که در قسمت خانم‌های مسافر فعالیت می‌کردند، بسیار تلاش کردند و با آقای مهندس یک اتاق ۳در۴ را در خیابان انقلاب در همان ساختمان آماده کردند که همسفران داخل این اتاق بنشینند؛ بنابراین خانم آنی دیگر در جمع ما حضور نداشتند و مانند لژیون در بین این چند نفر می‌نشستند که اندک‌اندک لژیون تشکیل شد و یک میزی تدارک دیدند و جلسه برگزار شد که در ادامه ساختار قسمت همسفران شکل گرفت؛ ساختاری که برابری می‌کند با ساختار مسافران و تمام این تلاش‌ها حاصل زحمات خانم آنی و فرزندان ایشان بوده.
۲۵سال پیش که من وارد کنگره شدم، خانم شانی نوجوانی محصل بودند که علاوه بر این‌که برای کار کنگره کمک می‌کردند، کار تئاتر و این نبرد درون را کار کردند؛ می‌فرمودند: پدر ما صبح که می‌روند ما مدرسه هستیم و شب هم که به منزل برمی‌گردند ما یا خواب هستیم و یا ایشان خسته هستند و می‌خوابند؛ بنابراین پدر خود را در کنگره ملاقات می‌کردند، یعنی از حق فرزندی، همسری و زندگی خود را برای ما گذاشته‌اند و بنده این روز را خدمت ایشان تبریک عرض می‌کنم. طراح این ساختار و تفکر بسیار عظیم، زیبا است. بنده به دلیل این‌که هم داخل کنگره و هم بیرون از آن کار می‌کنم، فکر می‌کنم ماها با این تفکر نمی‌توانیم در این جامعه به‌راحتی زندگی کنیم؛ زیرا جامعه چیز دیگری است؛ به‌عنوان مثال: به من می‌گویند که شما یا دیوانه‌ای یا در این مکان چیز خوبی به شما می‌رسد. زمانی‌که صحبت از کنگره می‌شود به من می‌گویند این یک رویا است که به آن‌ها می‌گویم: ما این‌گونه رعایت می‌کنیم و این تفکر، ساختار آموزشی کنگره است و سعی کنید از این آموزش‌ها غافل نشوید، این آموزش بسیار مهم است.
من باوجود تمام مشغله‌های خود، ساعت ۶صبح وارد دفترم می‌شوم تا به کارهای شخصی خود نیز رسیدگی کنم، شهرستان و دانشگاه قشم هم می‌روم و باوجود این‌که کسی از من سی‌دی نمی‌خواهد؛ اما هنوز یک عدد از سی‌دی‌هایم را ترک نکرده‌ام.

بنده حتی سی‌دی را گوش نمی‌دهم؛ زیرا نوشتن سی‌دی با گوش دادن به آن، بسیار متفاوت است. شما سی‌دی را که می‌نویسید، گوش می‌کنید، مطالب آن را در ذهنتان ثبت می‌کنید، می‌نویسید و برای شما تکرار می‌شود. بنده اگر قرار باشد کاری را بیرون از کنگره انجام بدهم، آن‌ها را می‌نویسم و راحت هستم. در تمام سی‌دی‌ها، یک گره از زندگی من باز می‌شود که بعدها متوجه شدم تمامی زندگی من گره در گره است و یکی از گره‌ها که باز می‌شود، ۵ گره دیگر در کنار آن‌ها وجود دارد.
لطفاً از آموزش‌ها دور نشوید؛ زیرا آموزش‌ها هستند که ما را به رشد و تعالی می‌رسانند. انسان برای تکامل خلق شده و این آموزش‌ها هستند که ما را به تکامل نزدیک می‌کنند. امیدوار هستم که همه در مسیر کنگرهغح قرار بگیریم و همان‌گونه که دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم تا آیندگان ما بخورند. اعتیاد با هیچ کس شوخی و تعارف ندارد؛ اما برای بچه‌های ما که به کنگره وصل هستیم، امنیت بالاتری وجود دارد؛ اما ما در بحث پیشگیری، بر روی بچه‌هایی که در جلسه حضور دارند کار می‌کنیم که در آینده گرفتار اعتیاد نشوند؛ زیرا آن‌ها نیز آموزش می‌بینند. مبحث آموزش‌ها، بحث بسیار مهمی است که بایستی سعی کنیم از آموزش‌ها جا نمانیم که در غیر این‌صورت، کلاه ما پس معرکه است.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید از همه شما تشکر می‌کنم.

تایپ و ویرایش متن:مسافر محمود(نگهبان سایت)
عکس: همسفر حسین(لژیون سوم)
ارسال: سایت نمایندگی ملاصدرا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .