در خدمت ایجنت گروه خانواده، دنور همسفر سمیه هستیم، ضمن عرض سلام خدمت ایشان؛ توجه شما را به گفتوگویی که با ایشان داشتیم جلب میکنیم.
همسفر سمیه و مسافرشان عیسی با ١۶ سال مصرف آنتیایکس تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۵ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر سحر سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۶ سال و ٨ ماه و ۱۱ روز است که به لطف خدا و دستان پُرمِهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر و ورزش همسفر در کنگره والیبال است.
وظیفه دیدهبان در کنگره۶۰ چیست؟ چند دیدهبان در کنگره۶۰ خدمت میکنند تا شناختی بر اعضاء دیدهبانهای محترم داشته باشیم؟
وظیفه دیدهبان در خودِ واژه دیدهبان است؛ که همان رصد کردن، نظاره کردن میباشد. دیدهبانان در نمایندگیهای مختلف کنگره۶۰، نقاط ضعف و قوت را تشخیص میدهند و به کنگره دیدهبانان منتقل میکنند. دیدهبانان خدمتگزارترین اعضاء کنگره۶۰ هستند، ستونهای کنگره میباشند که کنگره روی شانه آنها استوار است و بالاترین مقام تصمیمگیری و قانونگذاری در کنگره۶۰ هستند. دیدهبانان اجرای قوانین را برعهده دارند و قوانین داخلی کنگره را وضع میکنند؛ مانند عقاب، تیزبین و ریزبین هستند و نقاط ضعف و قوت را به خوبی تشخیص میدهند. دیدهبانان همان C۱۴ هستند. مدتی پیش آقای مهندس در بخش مسافرهای خانم، دیدهبان انتخاب کردند؛ همچنین یک نفر دیدهبان به بخش همسفران خانم اضافه شد. دیدهبانها در بخشهای مختلف خدمت میکنند؛ دیدهبان امور مالی، دیدهبان امور راهنمایان، دیدهبان روابط بینالمللی، دیدهبان پارکها، دیدهبان مرزبانان، دیدهبان ورزش، دیدهبان رابط عمومی و OT، دیدهبان لژیون انظباطی، دیدهبان پورتال، دیدهبان لژیون سردار، دیدهبان راهنمایان تازهواردین، دیدهبان نمایندگیها؛ دیدهبانان هر کدام مسؤلیت بخشی را در کنگره پذیرفتهاند. خدا را شکر با حضور دیدهبانان بزرگوار و خدمتهای صادقانه و خالصانهشان باعث شدند کنگره به این زیبایی پیشرفت داشته باشد.
یک آموزشی که از دیدهبانهای محترم داشتهاید و باعث شده در شما تغییراتی ایجاد شود را برای ما بیان کنید؟
خدمتگزارترین و خالصترین افرادی که دیدهام دیدهبانها هستند که نزدیکترین انسانها به خداوند هستند. انسانهایی هستند که به مرحله نفس مطمئنه رسیدهاند و همانطور که استاد امین میگویند: دیدهبانان همیشه منفعت کنگره را به منفعت خودشان ترجیح میدهند، کاری میکنند تا همیشه هر چیزی بوده به نفع کنگره باشد. خداوند در کلام الله وعده داده انسانهایی برای هدایت شما میفرستم و از نظر من دیدهبانان همان انسانهایی هستند که در همه حال میتوان از آنها آموزش گرفت تا بتوانم در صراط مستقیم باشم و عمل صالح و سالم را انجام بدهم. همیشه یاد گرفتم بزرگترین چیزی که برای من خیلی ارزشمند است؛ فروتنی، محبت و عشق واقعی به خدمت است که دیدهبانها هفتهای کیلومترها برای سر زدن به نمایندگیها طی میکنند و این فقط و فقط میتواند عشق به خدمت کردن و یاری رساندن به انسانها باشد. انشاءالله من هم بتوانم در این مسیری که هستم آموزش بگیرم.
آیا افرادی که در کنگره۶۰ خدمت میکنند دچار حال خراب و معرکهگیری میشوند؟
استاد سردار در کتاب عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر میگویند: ما برای آموزش گرفتن و خدمت کردن قدم به حیات نهادهایم؛ یعنی اول باید آموزش بگیریم سپس خدمت کنیم. آموزش خیلی مهم است، هر جا آموزش کمرنگ شود باعث میشود ما دچار حاشیه بشویم؛ حتی آقای مهندس همیشه در حال جستوجو و تحقیق هستند. آقای مهندس میگویند: من همیشه در حال یادگیری هستم. هر جا که انسانها دور هم جمع شوند قطعاً معرکهگیری و حاشیه هم وجود دارد؛ چه مدرسه باشد، چه دانشگاه، سازمان یا اُرگانی باشد و کنگره۶۰ هم از این قضیه مستثنی نیست. وقتی من در جایگاه قرار میگیرم هر زمان از آموزشها جا بمانم قطعاً دچار معرکهگیری میشوم و فرقی نمیکند. انسان برای اینکه وارد معرکهگیری و حاشیه نباشد؛ باید همیشه در حال یادگیری و آموزش باشد تا بتواند خدمت صادقانه را بدون حال خرابی و معرکهگیری انجام بدهد.

وقتی عضو لژیون سردار میشویم چه چیز به زندگی ما میآورد و دارای چه آموزشی برای شما بوده است؟
برای اولین دفعه که عضو لژیون سردار شدم، با این تفکر بود که اعتیاد از زندگی من بیرون رفته است یک پرداختی داشته باشم که جبران بشود؛ شب با اولین پرداختی که داشتم به خانه آمدم حس و حال عجیبی داشتم که هیچ زمانی نمیتوانم توصیفش کنم؛ مثل پرندهای که از قفس آزاد شده بود و اینقدر دریافتهای من زیاد بود واقعاً شب بیقرار بودم، متوجه شدم من هیچ پرداختی نداشتهام و همیشه دریافت بوده است. آموزشی که برای من داشت این بود که باعث رشد درونی من شد، تحول بزرگی در زندگی من اتفاق افتاد و یاد گرفتم بخشیدن؛ برای دیده شدن نیست، وقتی که میبخشی همه دریافت و حالِ خوب است.
تغییرات شما بعد از عضو لژیون سردار و دنور شدن برایمان بگویید؟
من در سؤال قبل هم اشاره کردم برای من واقعاً دریافت بوده، حس و حال عجیبی داشتم؛ مثل پرندهای که از قفس آزاد شده بود. از آقای مهندس یاد گرفتم که وقتی پولی را میبخشی فرض کن در دریا یا رودخانه ریختهاید و آب آن را برده و من به عینه برکتش را در زندگی دیدهام با اینکه بدون چشم داشت بوده. همیشه دوست داشتهام پرداخت داشته باشم؛ حتی اگر مبلغ کمی بوده؛ چون به معنای واقعی اینجا یاد گرفتم بخشیدن یعنی از خودگذشتن و از خود گذشتن هم یعنی به خود رسیدن. تغییر دیگری که داشتم اینکه تفکر فقیر من به تفکر ثروتمندتری تبدیل شد و احساس کردم گرههای وجودی من و آن بندهای عمیقی که به خودم زده بودم یکییکی باز شدند؛ اگر امروز در مسیر کنگره هستم و حال خوبی را دریافت میکنم، یکی از دستآوردهای که برای من داشته و باعث تغییرات من شد همان عضو لژیون سردار بودن است.
اگر بخواهید راهی یا آموزش به تازهواردین که به تازگی با کنگره۶۰ آشنا شدهاند بگویید آن چیست؟ حس خودتان را از اینکه در مسیر کنگره قرار گرفتهاید به ما بگویید؟
در یک کلام میگویم حس زنده شدن و احیاء شدن خودم و خانوادهام، همه را مدیون آقای مهندس، کنگره۶۰ و راهنمای عزیزتر از جانم خانم سحر عزیز هستم. الآن که این جمله را گفتم به صورت واقعی شادی را در تکتک سلولهایم که موج میزند احساس کردم. به خودم میبالم و افتخار میکنم که کنگرهای هستم و مسیر درست زندگی را خداوند برای من انتخاب کرد، انشاءالله بتوانم و لیاقت این را داشته باشم که در مسیر کنگره باشم، آموزش بگیرم و آموزشها را عملی کنم تا بتوانم به دیگران هم منتقل کنم. واقعاً بخواهم حسی را که در مسیر کنگره دارم توصیف کنم با هیچ کلامی نمیشود توصیف کرد، توصیف کردن آن برای من خیلی سخت است؛ چون اینقدر حس خوبی در مسیر کنگره دارم و هیچ حسی در دنیا با حس و حال خوبی که من در کنگره دارم واقعاً برابری نمیکند. کنگره مانند مادری است که محبت و عشق واقعی را به من داد، من را در آغوش گرفت و راهنمایان را در مسیر من قرار داد در رأس آقای مهندس و خانواده محترمشان، راهنمایانی که هنر زندگی کردن را به من یاد دادند که من بتوانم خوبی را از بدی و بدی را از خوبی تشخیص بدهم. به عزیزان تازهوارد با اطمینان صددرصد و خلوص نیت میگویم که تنها راه درمان اعتیاد، کنگره۶۰ است. در جای دیگری دنبال راهی برای درمان اعتیاد نباشید. با خواسته قوی و عشق به زندگی خود حرکت کنید؛ چون با حرکت راه نمایان میشود. اگر میخواهید اعتیاد از زندگی شما بیرون برود و به حالِ خوب برسید؛ به خود ببالید، افتخار کنید و شکرگزار خداوند باشید که اذن شما صادر شده است و وارد کنگره۶۰ شدهاید. من قبل از ورود به کنگره، همیشه دنبال این بودم که راهی باز شود تا بتوانم زندگی خود را نجات دهم، بتوانم با تمامِ حال خرابیها، بداخلاقیها، بیپولیها و مشکلاتی که مسافرم داشت، کنار بیایم و فقط اعتیاد از زندگی ما بیرون برود؛ اما وقتی وارد کنگره شدم، خداوند پاسخ تمامی نالههای من را داد و من را دقیقاً وسط بهشت قرار داد و هر چه خوبی بود نصیب من در این راه شد. حال که شما عزيزان وارد کنگره شدهاید و به این بهشت راه یافتهاید، خداوند پاسخ تمام نالههای شما را داده و از این به بعد فقط و فقط بسته به تلاش خود شما میباشد. خداوند مسیر را برای شما باز کرده است و از این به بعد تلاش خود شما را میخواهد که قطعاً وعده خدا دروغ نیست و شما پاسخ تمام تلاشها را میگیرید و به حال خوش خواهید رسید.
از ایجنت گروه خانواده، دنور همسفر سمیه که با صبر و حوصله به سؤالات ما پاسخ دادند، سپاسگزاریم.
طراح سؤال و مسئول مصاحبه: همسفر ساناز رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون چهارم )
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
106