English Version
This Site Is Available In English

کنگره؛ ساختار از پیش چیده شده است

کنگره؛ ساختار از پیش چیده شده است

چهارمین جلسه از دوره جشن‌های هفته دیده‌بان کنگره ۶۰، نمایندگی جهان‌بین، با استادی دیده‌بان مسافر مجید سلامی، نگهبانی ایجنت مسافر اسکندر و دبیری ایجنت همسفر فریبا، با دستور جلسه «هفته دیده‌بان» یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

 

خلاصه سخنان استاد :

سلام دوستان، مجید هستم یک مسافر.

خوشحال هستم که امروز در خدمت شما هستم، در جشن دیده‌بان. امیدوارم حال همه شما خوب باشد. این هفته عزیز را به آقای مهندس، همکارانم در کنگره دیده‌بانان و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک می‌گویم. این هفته، بخشی هرچند کوچک، به تقدیر از دیده‌بان و تبریک به او اختصاص دارد. ما در کنگره ۵۲ دستور جلسه در سال داریم که هرکدام با تفکر و برنامه‌ریزی قبلی طراحی شده و درباره آنها گفت‌وگو می‌شود تا همه دیده‌بانان آنها را بررسی کنند. هر یک از این دستور جلسات به دلیل خاصی گنجانده شده است؛ بخشی به جسم مربوط است و بخشی دیگر به جهان‌بینی در اشکال مختلف.

اگر امروز جشن دیده‌بان است، غیر از مراسم جشن و تقدیر از دیده‌بانان، مهم‌تر آن است که درباره خود مفهوم دیده‌بانی بیندیشیم؛ اینکه اصلاً دیده‌بانی یعنی چه و وظیفه یک دیده‌بان چیست؟ کوچک‌ترین وظیفه یک دیده‌بان، بلافاصله پس از ورود به نمایندگی، این است که همه مشاهدات خود را بررسی کند. پیش از ورودم، به آقا محمد و آقا اسکندر گفتم چه مواردی را برای من به‌عنوان گزارش کار آماده کنند. این یک موضوع کوچک است. امروز جشن است، اما در روزهای دیگر، در نمایندگی‌هایی که مسئولیت داریم، سر می‌زنیم و تمام دیدنی‌ها و شنیدنی‌هایمان از شعبه‌های دیگر، اعم از نقاط قوت و ضعف را در ذهن یا یادداشت‌هایمان ثبت می‌کنیم.

هر ۲۱ روز یک‌بار، در جلسه دیده‌بانان به این موارد می‌پردازیم و مشکلات را رفع می‌کنیم. نقاط قوت را مطرح می‌کنیم تا دیگر نمایندگی‌ها نیز روی آنها بحث کنند و از آنها بهره‌مند شوند. نقاط ضعف را خودمان توضیح می‌دهیم و اگر نتوانستیم آنها را حل کنیم، در جلسه دیده‌بانان مطرح می‌کنیم. این نیز بخش کوچکی از کار است. اما درباره موضوعی بزرگ‌تر؛ از زمانی که ما وارد کنگره دیده‌بانان شدیم، آقای مهندس همواره تأکید داشتند که قانون را برای امروز ننویسید و فقط برای امروزمان نباشد. اگر قوانین گذاشته‌شده در سال‌های ۱۳۷۹ ادامه‌دار نبود، امروز وضعیت کنگره چنین نبود. رشد تصاعدی ما حاصل قوانینی است که بیست سال پیش درباره آنها بحث و گفت‌وگو شده است.

یعنی روزی آقای مهندس این روزها را دیده بودند؛ نه فقط در کنگره دیده‌بانان، بلکه حتی پیش از تأسیس کنگره ۶۰. همان‌طور که در کتاب‌ها و CDهایشان توضیح می‌دهند، هنوز در دوران مصرف‌، درباره موضوعاتی صحبت می‌کنند که به چند سال پیش از تأسیس کنگره بازمی‌گردد. این ساختار از پیش چیده شده، روی آن بحث و مطالعه شده و در مسیر اجرا قرار گرفته است؛ چون اگر چیزی را از بزرگ‌تر خود بشنویم، ببینیم و عمل نکنیم، فایده‌ای ندارد و مصداق «عالم بی‌عمل» خواهد بود. آنچه می‌گویم، برای بیست سال آینده است؛ آقای مهندس قوانین را می‌گذارند. یک نمونه بارز آن، بحث دانشگاه است.

روزی ایشان به نمایندگی آکادمی آمدند؛ قبلاً نام آن «سهروردی» بود. همان جایی که آقای مهندس در سال ۱۳۷۹ با یک جلسه هفت‌نفره کار را شروع کردند. جلسه‌های چهارشنبه‌ای که می‌بینید، در شهریورماه ۱۳۷۹ استارت خورد. دقیقاً یادم است که در شهریورماه وارد کنگره شدم. روز دوشنبه وارد شدم و روز سه‌شنبه گفتند که باید به شعبه انقلاب بروم. وقتی به انقلاب رفتم، گفتند که «سقوط آزاد» داریم. آن زمان امکانات نبود و همه می‌گفتند سقوط آزاد. گفتند می‌توانی بیایی و چون مواد مصرف نمی‌کنی، در جلسه بنشینی. با هفت نفر شروع شد و بعداً جلسات شکل دیگری گرفت و توسعه پیدا کرد.

یک روز صبح، آقای مهندس آمدند و گفتند که می‌خواهم نام «سهروردی» را عوض کنم. همه پرسیدیم چه نامی می‌خواهید بگذارید؟ ایشان گفتند: «آکادمی». من گفتم که «آکادمی» بار حقوقی دارد؛ آکادمی جایی است که آموزش می‌دهد و ممکن است نهادهای دولتی ایراد بگیرند. ایشان گفتند: «بنویسید آکادمی؛ اگر آمدند، عوض می‌کنیم.» پرسیدیم به چه مناسبت؟ ایشان گفتند: «می‌خواهیم دانشگاه بزنیم.» من خیلی به ایشان نزدیک بودم و هر روز از صبح تا شب با هم بودیم. از همان ابتدا ایمان زیادی به ایشان داشتم، اما در دلم خندیدم و گفتم: ما از درس و مدرسه فرار کردیم و آواره شدیم، حالا آقای مهندس می‌گویند باید دانشگاه بزنیم؟!

پول نداشتیم که جایی اجاره کنیم. یک قالب پنیر می‌خریدیم تا بتوانیم به همه برسانیم؛ اما با چاقو نمی‌بریدیم تا کم شود، با نخ قرقره می‌بریدیم تا حداقل به دو نفر دیگر هم افطاری بدهیم. برای جشن تولد هم که می‌خواستیم بگیریم، اول پول جمع می‌کردیم. وقتی جلسه تمام می‌شد و خزانه را جمع می‌کردیم، پول بچه‌ها را پس می‌دادیم و تهش هم کنگره بدهکار می‌شد. با خودم گفتم: ما نان نداریم بخوریم، بعد چه تصورهایی در ذهن داریم؟! ولی به‌مرور زمان دیدیم زیرساخت‌ها در حال آماده‌شدن بود.

آقای مهندس می‌گویند: ما هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم، باید زیرساختش آماده شود. همیشه هم مثالشان این است که می‌گویند: «کف این سالن گندم بریز، این گندم عمل نمی‌آید؛ باید زیرساخت آن آماده شود تا بتوانیم محصول بکاریم.» از آن روز، آکادمی شروع کرد و ساختارش را به سمت آکادمیک‌شدن برد، ولی عمده تفکر دیده‌بانان برای زمان حال نیست؛ برای آیندگان است. مقاله‌هایی که ما الآن ارائه می‌دهیم، ساختمانی که ساختیم، هنوز یک‌سری کارها دارد که باید انجام شود؛ این‌ها همه باید آماده شوند. ولی در ژورنال‌های خیلی معتبر در سراسر جهان، ما مقالات علمی آقای مهندس را چاپ می‌کنیم و آخر هر مقاله‌ای که چاپ می‌شود، بخشی از آن مرتبط با مؤسسه آموزش خوارزمی قشم است. باز امروز دارند حرکتی می‌کنند که شاید ده سال دیگر، دوازده سال دیگر، نتیجه آن را ببینیم.

مسئولیت دیده‌بان این است که وقتی به جلسه دیده‌بانان می‌رود، غیر از بحث‌های آینده‌نگری، نباید روی احساسات و عواطف خودش تکیه کند. به نظر من، یک بخش مهم دیده‌بانی، امانت‌داری است؛ امانتی که به ما سپرده شده است. چه کسی این امانت را به ما سپرده؟ ما نماینده شما در کنگره دیده‌بانان هستیم. حرف شما را در کنگره دیده‌بانان بیان می‌کنیم و باید از این امانت محافظت کنیم و همیشه به فکر این باشیم که این امانت را سالم به دست نفر بعدی برسانیم. آقای صدیقی هم پارسال اشاره کردند که هر چهار سال، دیده‌بانان تغییر می‌کنند. چند نفر از دیده‌بانان به گفته آقای مهندس در بخش ساختاری، یک‌سری کارهای کلیدی را در دست دارند که نباید عوض شوند. ما توسط شما، توسط تفکر آقای مهندس، تفکر اساتید مهندس و خانواده مهندس انتخاب شده‌ایم و باید کارمان را درست انجام بدهیم.

این هفته فقط هفته دیده‌بان نیست، بلکه جشن تمام خدمتگزاران و اعضای کنگره ۶۰ است. سعی کنید در جلساتتان درباره تفکرات دیده‌بانی صحبت کنید، نه شخص خاصی؛ درباره ساختاری که بسیار روی آن تفکر شده و آقای مهندس بسیار تلاش کردند تا این ساختار تشکیل شود. دستور جلسات قرار نیست به این معنا باشد که من فقط به اینجا بیایم، از من تقدیر شود و بروم؛ نه! طی این هفته باید درباره این ساختار صحبت و گفت‌وگو کنید، حتی در لژیون‌هایتان. این موضوع بسیار مهم است. این بحث، یک بخش کوچکش مسئله جایگاه‌هاست و بخش دیگرش، موضوع امانت است.

حتی خود شما هم امانت‌دارید. قبلی‌ها امانت‌داران خوبی بودند که شماها امروز سقفی بالای سرتان دارید. اگر امانت‌داران خوبی نبودند، قطعاً سقفی بالای سرتان نبود و باید در پارک جلسات را برگزار می‌کردید. ولی این ساختار، شکلش درست بوده که شعبه‌های ما زیر یک سقف هستند؛ می‌توانستیم مثل جاهای دیگر باشیم. خب، این یک بخش از ساختار و جایگاه دیده‌بانی بود. یک مسئله مهم دیگر دارد که حتی شاید خودم هم در آن ضعف داشته باشم: دیده‌بان، قبل از اینکه بخواهد شما را ببیند، باید خودش را ببیند. هر روز خودش را چک کند. باید دیده‌بان خودش باشد.

نه فقط منِ دیده‌بان، بلکه همه اعضای کنگره ۶۰ باید اول دیده‌بان زندگی خودشان باشند. اگر حتی یک روز به خودمان توجه نکردیم، احتمال خیلی زیادی دارد که از مسیر خارج شویم، در هر جایگاهی که هستیم. سعی کنیم از آموزش‌ها دور نشویم؛ این آموزش‌هاست که ما را رشد و تعالی می‌دهد. ما برای تکامل آمدیم و مهم‌ترین نکته در تکامل، آموزش است. سعی کنیم از آموزش‌های کنگره استفاده کنیم. همچنین سعی کنیم قدردان زحمات کسانی باشیم که این سقف را بالای سر ما به وجود آوردند. سعی کنید و تلاش کنید برای آیندگان؛ تعارفی نیست. بچه من، نوه من، برادر من خواهند رسید. پس سعی کنیم برای استحکام این ساختار، در جهت آن بسیار تلاش کنیم. باز هم خوشحالم که امروز در خدمت شما هستم و خوشحالم از اینکه می‌توانم یک بخش کوچکی از خدمتگزاران کنگره باشم و در جهت اهداف کنگره ۶۰ تلاش بکنم.

از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید، از همه شما سپاسگزارم.

نگارنده: همسفر ابوالفضل 

عکاس: مسافر محمد لژیون ۵

تنظیم: مسافر علی لژیون ۷

ارسال: مرزبان خبری مسافر صابر

نمایندگی جهانبین شهرکرد مسافران/همسفران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .